بونگ جون-هو، کارگردان برنده اسکار برای فیلم “اَنگل”، پس از شش سال با یک فیلم علمی-تخیلی تاریک و طنز بازگشته است. این فیلم جدید، بسیاری از درونمایههای مهم آثار قبلی او را تکرار میکند، اما این بار با داستانی گستردهتر و بودجهای بسیار بالاتر.
در این فیلم، رابرت پتینسون در نقش یک فرد عادی بازی میکند که برای ساکنان زمین، کارهای سخت و پرخطری انجام میدهد. در حالی که همه آنها به سفر به یک سیاره دورافتاده مشغولاند، او هر بار در حین انجام مأموریت کشته میشود. سپس یک کپی جدید از او ساخته میشود تا همان وظایف را از سر بگیرد.
در صورت علاقهمندی، مطلب 10 فیلم جذاب و دیدنی با موضوع نقد سرمایه داری+ تصاویر را از دست ندهید.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه نقد و بررسی فیلم جنگ داخلی (Civil War).
در صورت علاقهمندی، مطلب نقد و بررسی فیلم سرهنگ ثریا را از دست ندهید.
فیلم جدید با نام “میکی ۱۷”، فضای ویرانگر فیلم “برفشکن”، طنز عجیب “اوکجا” و حس اندوهناک “اَنگل” را به یاد میآورد. گاهی اوقات، فیلم در هماهنگ کردن این لحنهای مختلف کمی دچار مشکل میشود. اما چیزی که هشتمین فیلم بلند این کارگردان را قدرتمند نگه میدارد، خشم آشکار او از بیرحمی انسانها است. این خشم، با دلسوزی عمیق او برای قهرمانی که نمیتواند بمیرد — و در نتیجه، هرگز نمیتواند به معنای واقعی زندگی کند — درآمیخته است.

فیلم «میکی ۱۷» بر اساس رمانی از ادوارد اشتون ساخته شده و داستانش در آیندهای نزدیک رخ میدهد. در این جامعه، یک رهبر خودخواه به عنوان ناجی پذیرفته شده و مردم عادی که طبقه پایین به حساب میآیند، «مصرفی» نامیده میشوند. این افراد تنها برای خدمت به عنوان سربازان قابل فداکاری یا موش آزمایشگاهی به کار گرفته میشوند. کارگردان فیلم، بونگ، در بسیاری از آثارش به تضاد بین ثروتمندان و فقران پرداخته است. این موضوع در فیلم موفق «انگل» به اوج خود رسید، اما شاید «میکی ۱۷» تاریکترین نگاه او به این مسئله باشد. در این فیلم، با میکی تقریباً مانند یک ابزار غیرانسانی رفتار میشود. خواه دوست خیانتکارش تیمو (با بازی یون) باشد یا همکار دلسوزش کای (با بازی آناماریا وارتولومئی)، همه از میکی همان سؤال بیپرده و کنجکاوانه را میپرسند: «مُردن چه حسی دارد؟»
تصاویر فیلم با رنگهای محو که توسط داریوش خنجی فیلمبرداری شده، و طراحی صحنههای فرسوده و کثیف فیونا کرومبی، این سیاره را به شکلی ماهرانه به یک محیط تاریک اما گیرا تبدیل کردهاند. تنها نکته روشن و امیدبخش در زندگی تاریک میکی، رابطه عاشقانه او با ناشا (با بازی نائومی آکی) است. او یک مأمور امنیتی مهربان است که میکی را بیشتر از یک موش آزمایشگاهی میبیند. البته او هم بیعیب نیست: وقتی میکی ۱۸ به صحنه وارد میشود، ناشا با اشتیاق، امکان داشتن دو دوستپسر کاملاً شبیه به هم را در نظر میگیرد.

میکی ۱۷ رفتاری ساده و بی آلایش دارد، در حالی که میکی ۱۸ کاملاً خشن و تهاجمی است و از نسخهٔ ضعیفتر قبلی خود متنفر است. میکی ۱۸ که از شناسایی شدن توسط مسئولان می ترسد، معتقد است میکی ۱۷ باید از بین برود — چون در اصل هر دو یکی هستند — اما میکی ۱۷ توضیح می دهد که آنها آنقدر با هم تفاوت دارند که با نابودی او، آنچه باعث خاص بودنش شده برای همیشه محو خواهد شد. ناگهان، ناراحتی عمیق میکی از مردنهای مکرر، جای خود را به ناامیدی بزرگتری می دهد: احتمال این که هرگز دوباره زنده نشود.
در ادامه، این سیارهٔ پوشیده از برف راز ساکنان بومی خود را آشکار می کند؛ موجوداتی که کنت به آنها «خزندگان» می گوید و دستور نابودی آنها را صادر می کند. طرفداران قدیمی فیلمهای بونگ، شباهتهایی بین موضعگیری طرفدار محیطزیست و حقوق حیوانات در «میکی ۱۷» و آثار قبلی او مانند «اوکجا» پیدا خواهند کرد. اما این کارگردان-نویسنده در بیان نظرات سیاسی خود گاهی زیادهروی می کند، مثلاً کنت قدرتطلب و همسر منفورش یلفا (با بازی کولت) را به شخصیتهای اغراقشده و آزاردهندهای تبدیل می کند. (و موضوع وقتی بدتر می شود که رافلو با حالت خاص فک و بازی یکبعدی خود، آشکارا قصد تقلید از دونالد ترامپ را دارد.)
در صورت علاقهمندی، مطلب نقد و بررسی فصل چهارم سریال The Boys را از دست ندهید.
برای گسترش دانش خود، مقاله نقد و بررسی فیلم The Ministry of Ungentlemanly Warfare را مطالعه کنید.
توصیه میکنیم حتماً مقاله نقد و بررسی فیلم بو می ترسد (Beau Is Afraid) را مطالعه کنید.
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب نقد و بررسی فیلم دسته دختران را بخوانید.
نقد ویدئویی میثم کریمی بر فیلم «Mickey 17» را در ادامه ببینید:
اما دقیقاً وقتی که به نظر می رسد ایدهٔ دیوانهوار «میکی ۱۷» در حال خارج شدن از مسیر اصلی است — مثلاً وقتی لحن کمدی بیش از حد سبک و شوخ می شود — این فیلم پرمایه و جذاب، بار دیگر به معمای قهرمان داستان بازمیگردد؛ مردی عادی که در شغلی هولناک، برای ثروتمندان و صاحبان قدرت کار می کند. پتینسون از بازی در نقش هر دو میکی — یکی ترسو و دیگری مهاجم — لذت می برد، اما این نقشآفرینی او در قالب میکی ۱۷ است که به این اثر علمی–تخیلی عمق و تأثیر می بخشد. قهرمان ما که بارها میمیرد، فقط میخواهد اطمینان یابد که روحش پایدار میماند؛ و پتینسون این روح را از همان نماهای نخست به تصویر می کشد.
برای یادگیری پیشرفته، به نقد و بررسی سریال در انتهای شب مراجعه کنید.
مقاله نقد و بررسی فیلم A Quiet Place: Day One حاوی اطلاعات جامعی است.
امتیاز: ۷ از ۱۰
تیم گریرسون

