نقد فیلم جنایت بی دقت (Careless Crime)

نقد فیلم جنایت بی دقت

فهرست مطالب

پیش از جنایت:
مکری یکی از آن کارگردان‌های جذابی است که طرفداران خاص سینما، همیشه منتظر آثار جدیدش هستند. او با فیلم پرسروصدای «ماهی و گربه» به طور جدی وارد سینمای ایران شد؛ فیلمی که به نظر من ضعیف بود، اما بسیار جلب توجه کرد و بحث‌های زیادی به پا کرد. این بحث‌برانگیز بودن، نتیجه نگاه جسورانه، بلندپروازانه و نظریه‌پردازانه مکری است.

مکری تا حدی مرا به یاد دو کارگردان بزرگ سینما، یعنی هیچکاک و نولان می‌اندازد. به نظر من، همه اینها دغدغه «سینما» را دارند. کارگردانانی که در تاریخ سینما کم‌شمارند؛ کسانی که می‌خواهند مرزهای سینما را گسترش دهند و توانایی‌های پنهان این هنر را کشف کنند. این نگاه جسورانه، نیازمند دانش زیاد، مطالعه فراوان و تسلط کامل بر سینماست و من از این نظر، مکری را بسیار تحسین می‌کنم. برای من او شخصیتی محترم و جذاب است و معتقدم حضور و فعالیتش در سینمای ما رویدادی ارزشمند و کمنظیر است.

مقاله نقد ویدئویی سریال «خائن کشی» به کارگردانی مسعود کیمیایی حاوی اطلاعات جامعی است.

اما در اینجا لازم می‌دانم به برخی از تماشاگران کم‌تجربه یا علاقه‌مندان صرف به فرم سینما هشدار بدهم: آثار مکری می‌توانند به راحتی بیننده را تحت تأثیر قرار دهند. به دلیل ساختار پیچیده و سختیِ ساخت فیلم‌هایش، ممکن است بسیاری مات و مبهوت بمانند و حتی گول بخورند. وقتی مخاطب مسحور اثر شود، سخت می‌تواند نقاط ضعف آن را به درستی ببیند و قضاوتی بی‌طرفانه داشته باشد.

مکری فیلم‌هایش را از پایه طراحی می‌کند. مانند یک معمار دقیق، با خط‌کش و مقیاس، ایده اولیه را روی میز کار پهن می‌کند، جزئیات مناسب را برمی‌گزیند و سپس با وسواس زیاد، بخش‌های مختلف اثرش را ترسیم می‌کند. اما باید گفت که فرآیند خلق یک اثر هنری معمولاً این‌گونه نیست. فیلمنامه سینمایی، مثل نقشه یک آپارتمان چندطبقه نیست که ابتدا اندازه زمین (قالب) مشخص شود و بعد نقشه (محتوا)ی مناسب برای آن پیدا کنیم. البته واضح است که کارگردان باسوادی مثل مکری این موضوعات را بهتر از ما می‌داند و با هدف ساختارشکنی و تجربه‌گرایی دست به چنین کاری می‌زند، اما نتیجه کار اوست که ما را دوباره به فکر کردن درباره چگونگی خلق یک اثر هنری وامی‌دارد.

توصیه می‌کنیم حتماً مقاله نقد و بررسی فیلم اره 10 (Saw X) را مطالعه کنید.

نقد فیلم جنایت بی دقت

جنایت:
اولین چیزی که ممکن است توجه دنبال‌کنندگان سبک کارگردان، مکری، را جلب کند، استفاده از برش‌های فیلم است. مکری در فیلم‌های قبلی‌اش اصرار عجیبی داشت که داستان را در یک نماهای طولانی و بدون قطع روایت کند، به گونه‌ای که خط زمانی نیز در هم شکسته شود. این روش بسیار خلاقانه، به نوعی امضای مخصوص خود او تبدیل شده بود. اما در این فیلم، ما با سه داستان مختلف در سه مکان متفاوت روبرو هستیم که مکری را مجبور کرده روش محبوبش را رها کند، از نماهای کوتاه‌تر استفاده کند و در واقع فیلم مجموعه‌ای از چندین نماهای طولانی پشت سر هم شده است.

توصیه می‌کنیم حتماً مقاله نقد و بررسی سریال MobLand را مطالعه کنید.

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه نقد و بررسی فیلم Jurassic World: Rebirth (تولد دوباره دنیای ژوراسیک).

یکی از ضعف‌های غیرقابل اجتناب فیلم‌برداری با نماهای بلند و دنبال کردن بی‌وقفه شخصیت توسط دوربین، این است که معمولاً منجر به نشان دادن تصاویر اضافی و خسته‌کننده برای بیننده می‌شود. این فیلم پر از چنین صحنه‌هایی و تصاویر غیرضروری است. بدتر از آن، وجود صحنه‌ها و گفتگوهای کاملاً بی‌ربط است که در هر سه خط داستانی جداگانه دیده می‌شود. برای مثال، اگر تمام صحنه گفتگوی مادر و دختر در ماشین را حذف کنیم، کوچک‌ترین مشکلی در روند فیلم ایجاد نمی‌شود. همچنین، حضور دانشجوها و گفتگوهای آنان از اول تا آخر فیلم، هیچ کارکردی ندارد و فقط برای نشان دادن محل و معرفی سینمایی است که در پایان، گروه خرابکار به آنجا می‌آیند تا به ظاهر به داستان وصل شوند. اما این اتصال هرگز اتفاق نمی‌افتد.

نمای‌های طولانی که از زوایای مختلف، مدیر سینما را در حال نوشیدن نوشابه نشان می‌دهند نیز به شدت اضافی و آزاردهنده هستند. نشان دادن جزئیات غیرلازم مانند چیدن بطری‌های نوشابه پشت در خروج اضطراری، یا اصلاً نباید نشان داده می‌شد و فقط در حد یک اشاره در گفتگو باقی می‌ماند، یا حداکثر باید در یک نمای چندثانیه‌ای خلاصه می‌شد. طرح “فیلم در فیلم” در جنایت بی‌دقت، فقط یک ایده جذاب است، مثل یک ظرف خالی که با محتوایی نمادین (که بعداً به آن می‌پردازیم) پر شده و صرفاً برای اجرای ایده فیلم و نشان دادن لایه‌های مختلف داستان است.

برای گسترش دانش خود، مقاله نقد و بررسی فیلم عوارض جانبی (Side Effects) را مطالعه کنید.

اگر سوالاتی دارید، مقاله نقد فیلم الویس (Elvis) به شما کمک خواهد کرد.

در این مقاله نقد و بررسی فیلم «تصور» اطلاعات مفیدی آمده است.

البته بزرگ‌ترین نقطه قوت فیلم، یعنی حضور و دیدن دوباره بازیگر محبوب، بهروز وثوقی، در همین بخش اتفاق افتاده است. لحظه‌ای که متأسفانه من موفق نشدم آن را در سالن سینما ببینم. اما حتی این حضور هم کمکی به پیشبرد داستان اصلی نمی‌کند. به همین خاطر، مدت زمان فیلم به وضوح می‌توانست کوتاه‌تر شود و به یک فیلم نیمه‌بلند با ایده‌ای جالب تبدیل گردد. این مسئله تنها نتیجه اصرار مکری بر فیلم‌برداری با نماهای طولانی و بی‌فایده است. اوج این اصرار بیهوده را در صحنه چرخش بی‌ربط دوربین در جنگل می‌بینیم که مرا به یاد سردرگمی بی‌معنای فیلم کوتاه «محدوده دایره» انداخت. در آن فیلم کوتاه، شاید ایده شکستن زمان در یک نمای بلند، باعث فکر کردن و تحسین من می‌شد، اما اینجا پس از دیدن این ایده در دو فیلم بلند قبلی مکری، دیگر چنین صحنه‌هایی نه تنها تأثیری روی من ندارد، بلکه بی‌ربط بودنش فقط وقت مرا تلف می‌کند.

همچنین، بازی‌گیری به اصطلاح پست‌مدرن از بازیگران و اصرار بر اینکه بازی‌ها احساسات طبیعی نداشته باشند، شاید در فیلم‌های قبلی مکری به خاطر فضای وهم‌آلود آنها توجیه کوچکی داشت، اما اینبار با وجود اینکه کمی ملایم‌تر شده، باز هم غیرمنطقی به نظر می‌رسد.

برای اطلاعات بیشتر، به مقاله نقد فیلم پادشاه ریچارد (King Richard) مراجعه کنید.

برای مطالعه بیشتر، به نقد و بررسی سریال خائن کشی سری سر بزنید.

اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً نقد و بررسی سریال کانتینتال (The Continental) را بخوانید.

برای اطلاعات بیشتر، به مقاله نقد و بررسی فیلم سکوت خبری مراجعه کنید.

این موضوع را هم بگویم که من personally با مکتب پست‌مدرنیسم (مخصوصاً در سینما) مشکل دارم، اما پست‌مدرنیسم به آنچه از فیلمسازان معروف این سبک دیده و فهمیده‌ام، به معنای نساختن فضا و شخصیت نیست. به معنای ندادن اطلاعات و توضیح ندادن نیست. این رویکرد که به گمان من بیشتر شبیه آسیب زدن به خود اثر است، بیننده را گیج و منگ، در یک فضای خالی از حس و معنا، تلوتلوخوران (شاید) به پایانی می‌رساند که ترکیبی درهم و برهم از صد چیز بی‌ربط و با ربط است، تا دوباره با آن چهره سیاه‌پوش و نماد شرارت چندمتری روبرو شود. کسی یا چیزی که مشخص نیست داروی ضد آتش‌سوزی می‌فروشد یا رئیس و مغز متفکر و فرمانده گروه آتش‌زن‌ها است. دارو را به دلار از خارجی‌ها می‌خرد، ولی بیماران را به گروهک آتش‌زن معرفی می‌کند. بیننده گیج است و احتمالاً متوجه نمی‌شود که در پایان‌بندی، مکری با الهام از تارانتینو در «حرامزاده‌های لعنتی»، در یک حرکت پست‌مدرن، دست در تاریخ می‌برد و اینبار می‌خواهد سینما را که برایش قطعاً مکانی عزیز است و با کنایه می‌گوید فراتر از سرگرمی است، از آتش نجات دهد. شاید اینگونه می‌خواهد ادای احترامی به دغدغه اصلی‌اش، یعنی «سینما» کرده باشد.

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه نقد و بررسی سریال «مرداب».

درود بر او، اما به عقیده من، همین ساختارشکنی‌های جسورانه مکری، خود بزرگ‌ترین ادای دین ممکن به سینماست.

نقد فیلم جنایت بی دقت

با دقت یا بدون دقت:
وقتی به سراغ ماجرای سینما رکس می‌رویم، از همان نگاه اول موضوع جلب توجه می‌کند. هم از سوی سیاستمداران و هم از سوی افکار عمومی که با سیاست در ایران پیوند خورده است.

نظر نهایی مکری در ظاهر این است: من با عوامل اصلی واقعه کاری ندارم، سخنم این است که تاریخ همیشه در حال تکرار است (بر اساس نظریه تکرار نیچه) و به آتش کشیدن یک مکان فرهنگی محکوم است. من هم می‌خواهم با ابزار سینما در برابر چنین رویدادی بایستم. تا اینجا همه با او هم‌رأی هستیم، اما در بخش‌هایی از فیلم، از نگاه سیاسی رویدادهای مشکوکی رخ داده است.

در قسمتی از فیلم، یک نماینده از ارتش حضور دارد؛ کسی که مسئولیت دفاع از مردم و کشور را بر عهده دارد. اما ظاهراً در حادثه‌ای ناگوار، وقتی به آینه ماشین نگاه می‌کند – که نمادی از نگاه به گذشته و تاریخ است – دخترش را که می‌تواند نمادی از ایران باشد، نمی‌بیند و باعث مرگ او می‌شود. حالا هم دیگر نمی‌تواند به آینه نگاه کند که نشان از شرمندگی از خود و کاری است که انجام داده. این روایت با توجه به نقشی که ارتش در جریان انقلاب داشت و با اعلام بی‌طرفی، ضربه نهایی را به نظام وقت وارد کرد، باعث سوءتفاهم می‌شود. انگار مکری می‌خواهد بگوید ارتش یا در حرکتی به عقب، دخترش را کشته، یا این که بدون توجه به تاریخ پشت سر و از روی سهل‌انگاری، این فاجعه را به بار آورده. در هر دو حالت، این کنایه‌ای کودکانه، تلافی‌جویانه و البته نشان‌دهنده درک نادرست از انقلاب و رویدادهای آن و برداشتی بسیار ناپخته از آن است.

توصیه می‌شود به مطالعه مقاله نقد و بررسی فیلم زن و بچه ادامه دهید.

از سوی دیگر، در آغاز فیلم، نوشته‌هایی دیده می‌شود که نشان می‌دهد حکومت وقت در این حادثه دست داشته و آن را محکوم می‌کند. بعدتر، وقتی آتش‌افروز به موزه سینما می‌رود، از بلندگو اطلاعاتی پخش می‌شود که دوباره همان نوشته‌ها را تأیید می‌کند. اما پس از پیوستن آتش‌افروز به گروهک تخریب‌گر، با شخصیت‌های نمادینی روبرو می‌شویم که از دید فیلمساز عاملان اصلی ماجرا هستند و این بسیار کنایه‌آمیز و عجیب به نظر می‌رسد. گروهکی چهارنفره شامل یک بیمار آتش‌افروز، یک میانسال با چهره و لباس‌های مرتب که در حال ترک کردن است، یک معتاد آشفته‌حال و یک پیرمرد تندرو که دیوانه‌وار عجله دارد عملیات را اجرا کند. این ساختار گروهی است که علیه شاه اقدام می‌کند! در عمل، شاهد پاکسازی این فرضیه هستیم که حکومت شاه در آن فاجعه دست داشته است. اگر این کار عمدی فیلمساز برای بی‌طرفی سیاسی باشد، خودش فاجعه‌ای دیگر است. و اگر عمد دیگری در کار بوده، نشان از بی‌تجربگی شدید سیاسی مکری دارد.

اصلاً از کسی مانند مکری که دانش سینمایی عمیقی دارد و حتی به مرحله نظریه‌پردازی در این زمینه رسیده، انتظار می‌رود در هر موضوعی که دست می‌گذارد، پختگی بسیار بیشتری نشان دهد. نمی‌شود در یک ساختار سینمایی پیچیده و پیشرو، نگاهی بسیار سطحی و معمولی به یک واقعه به شدت سیاسی و حساس داشت. در واقع، نمی‌توان روی رویدادی با این میزان حساسیت دست گذاشت و فقط از آن به عنوان بهانه‌ای برای بیان حرف خود استفاده کرد. بعید و عجیب است که فیلمساز باهوشی مانند مکری به این مسائل فکر نکرده باشد. به همین دلیل، اثر از نگاه سیاسی بیشتر شبیه کاریکاتوری زشت، سطحی، ساده‌انگارانه و بلاتکلیف است. ژست بی‌طرفی هم – که برخی آن را بازی در میانه میدان تفسیر می‌کنند و برخی دیگر کنشی پیشرو – بحث جداگانه‌ای است که فرصت پرداختن به آن نیست.

نقد فیلم جنایت بی دقت

پس از تماشای فیلم:
با وجود همه نقص‌ها و مشکلات و حتی نکات مبهمی که دارد، این فیلم بسیار جذاب و بحث‌برانگیز است.

توصیه می‌کنیم این مطلب نقد و بررسی فیلم چهل و هفت را حتماً بخوانید.

به نظر من، فیلم «جنایت بی‌دقت» از «ماهی و گربه» بهتر است، اما هنوز به پای «هجوم» نمی‌رسد. من فکر می‌کنم فیلم کوتاه و دانشجویی «طوفان سنجاقک» همچنان بهترین ساخته محسن مکری است. اما اگر به دوره حرفه‌ای و فیلم‌های بلندش که دارای سبک شخصی او هستند نگاه کنیم، تا به امروز «هجوم» منسجم‌ترین و قابل قبول‌ترین اثر در کارنامه کوتاه اما باارزش اوست. با اینکه مکری از فیلمسازان محبوب من نیست، اما به دلایلی که در اول صحبتم گفتم، همچنان با علاقه کارهایش را دنبال خواهم کرد.

 
منتقد: آصف ادهمی
این مطلب به‌صورت اختصاصی برای سایت “مووی مگ” نوشته شده است. کپی‌برداری از آن تنها با ذکر دقیق منبع و اشاره به سایت مووی مگ مجاز است و در غیر این صورت پیگرد قانونی دارد.
به صفحه اینستاگرام مووی مگ بپیوندید.

برای مطالعه بیشتر، به نقد فیلم کمپ خانوادگی (Family Camp) سری سر بزنید.