مجموعه فیلمهای پارک ژوراسیک مدتی است که شبیه همان دایناسورهای دستکاریشدهای شده که در شوخی به آنها “دیستورتوس رکس” میگویند. از این نگاه، و فقط از همین دیدگاه، باید بگویم که فیلم “جهان ژوراسیک: تولد دوباره” به حرف تبلیغاتیاش — که آن را احترامی به فیلم درخشان سال ۱۹۹۳ میدانست — عمل کرده است. “تولد دوباره” بهتر از پنج فیلم قبلی این سری نیست (اگرچه خوشحالم که از سه قسمت آخرِ پُرباد و ادعا، بهتر است)، اما نمایش کاملاً خالی و بیمایه آن، به همراه داستانی بسیار ساده که انگار نتیجه ۶۵ میلیون یادداشت از طرف استودیو است، به شکلی کامل میراث فیلم کلاسیک استیون اسپیلبرگ را نشان میدهد: اینکه انسانها قادر به کنترل آفریدههای خود نیستند.
“زندگی راه خودش را پیدا میکند” و هیچ فیلم ژوراسیکی پس از قسمت اول، این حقیقت را به این قدرت نشان نداده که وقتی تکاملی در کار نباشد، تنها زنده ماندن خود یک پیروزی است.
ایده اصلی فیلم “جهان ژوراسیک: تولد دوباره” که توسط دیوید کوپ نوشته شده، در ادامه داستان قرار میگیرد. این ماجرا حدود ۲۳ سال پس از اتفاقات فیلم “بازگشت دایناسورها” و تقریباً ده سال بعد از زمانی رخ میدهد که مردم از دیدن این موجودات عظیم خسته شدند. دیگر کسی به پارکهای دایناسوری علاقهای نشان نمیدهد، موزهها خلوت شدهاند و حتی وقتی یک دایناسور گیاهخوار غولپیکر از باغوحش فرار میکند و زیر پل بروکلین استراحت میکند، مردم محله فقط با بوق زدن واکنش نشان میدهند.
وضعیت از این هم بدتر است: تغییرات آبوهوایی و گرمایش جهانی برای خزندگان پیش از تاریخ مناسب نیست و به همین دلیل، بیشتر دایناسورهای باقیمانده به جزیرههای گرمسیری پناه بردهاند که آبوهوایی شبیه به دوران باستان دارد. در شرایط عادی، انسانها و دایناسورها هیچ ارتباطی با هم ندارند و هر کدام در دنیای خود زندگی میکنند. اما این آرامش با ورود شرکتهای سودجو به خطر میافتد.
این بار یک شرکت داروسازی بزرگ به نام “پارکرجنیکس” وارد میدان شده است. دانشمندان این شرکت به این نتیجه رسیدهاند که خون سه دایناسور بزرگ باقیمانده در جهان، حاوی درمانی برای یک بیماری قلبی است که ارزش آن به یک تریلیون دلار میرسد. طبیعی است که آنها میخواهند هرچه سریعتر این درمان را به نام خود ثبت کنند. برای رسیدن به این هدف، یک چک سفید به فردی خطرناک و بیاصلاح به نام “مارتین کربس” – با بازی روپرت فرند – دادهاند تا تیمی تشکیل دهد و به جزیره آزمایشی اینجِن برود و از آن دایناسورها نمونهگیری کند.

زورا بنت، رهبر گروه که یک مامور سابق نیروهای ویژه است و توسط اسکارلت جوهانسون بازی شده، به شکلی غیرعادی شاد به نظر میرسد و گاهی استایلی شبیه به لیندا همیلتون دارد. به نظر میآید او هنوز در حال سوگواری برای همکار عزیزی است که در ماموریت قبلی از دست داده. اما میگویم «به نظر میآید» چون هیچ نشانه روشنی از احساسات واقعی و انسانی در او دیده نمیشود.
برای گسترش دانش خود، به مقاله نقد و بررسی فیلم چیزهای کوچک (The Little Things) سر بزنید.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله نقد و بررسی سریال وحشی مراجعه کنید.
در این مقاله نقد و بررسی فیلم A Minecraft Movie اطلاعات مفیدی آمده است.
دونکان کینکید، دوست قدیمی زورا از دوران جنگ سورینام که توسط ماهرشالا علی نقش آفرینی شده، او نیز به دنبال دریافت همان پاداش است. ثروت او نمیتواند غم از دست دادن پسرش را التیام بخشد، و فیلمنامه هم هیچ تلاشی برای پرداختن و گسترش این موضوع مهم نمیکند. بازیگران دیگری مثل اد اسکرین، بشیر سیلوین و فیلیپین ولژ نیز حضور دارند، اما حضورشان آنقدر سطحی و بیاثر است که انگار تیشرتی پوشیدهاند که روی آن نوشته شده: «اول مرا حذف کن».
جاناتان بیلی، بازیگر فیلم ویکد، در نقش یک دیرینهشناس کتابی به نام هنری لومیس ظاهر میشود که شاگرد دکتر آلن گرنت بوده است. با این حال، آنقدر ساده و زودباور است که به یک جزیره پر از دایناسور متعلق به اینجِن سفر میکند.
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً نقد و بررسی سریال آنها (Them) را بخوانید.
رئوبن دلگادو، که یک پدر ماجراجوست و مانوئل گارسیا-رولفو آن را بازی میکند، حتی رفتارهای بیدست و پاتر و احمقانهتری دارد. او با وجود آگاهی از خطر موجودات ماقبل تاریخ، فکر میکند میتواند با قایق دور جزیره گشت بزند. او به همراه دو دخترش و دوستپسر دختر بزرگش، مستقیماً وارد قلمرو موزاسوروس میشوند. در لحظه معرفی این خانواده، آهنگ ملودی ویکند اند پخش میشود. تیم زورا آنها را نجات میدهد، اما دایناسورها بازمیگردند و همه شخصیتها را به همان جزیرهای میکشانند که دیستورتوس رکس از آن فرار کرده بود. این صحنه بسیار شبیه به قسمت آغازین فیلم گودزیلا (که خود گارت ادواردز آن را کارگردانی کرده) است.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه نقد و بررسی فیلم عامهپسند.

در دنیای بازی ویدیویی فیلم «Jurassic World: Rebirth» قانونی وجود دارد: اگر گروه زورا بتوانند از سه دایناسور مختلف – یکی دریایی (موساسور)، یکی خشکیزی (تیتانوسور) و یکی پرنده (کوتزالکواتلوس) – نمونه خون بگیرند، مرحلهٔ پایانی بازی یا همان «باس چهارم» فعال خواهد شد. در این داستان، این اتفاق میافتد، اما آنتهگونیست اصلی به نام «دیستورتوس» کار خاصی انجام نمیدهد و فقط ردپای بزرگی از خود به جا میگذارد.
مقاله نقد و بررسی فیلم آن شب (The Night) حاوی اطلاعات جامعی است.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله نقد و بررسی سریال زخم کاری مراجعه کنید.
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره نقد و بررسی فیلم پالایشگاه بیابید.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله نقد و بررسی سریال سیاوش مراجعه کنید.
اگرچه ادواردز، کارگردان فیلم، پیش از این یکی از بهترین فیلمهای هیولایی قرن بیستویکم (گودزیلا) را ساخته، اما «Jurassic World: Rebirth» خالی از هیجان واقعی است. استودیو یونیورسال او را مدت کوتاهی قبل از شروع فیلمبرداری انتخاب کرد، چون تعداد کمی کارگردان توانایی ساخت یک فیلم با جلوههای بصری عظیم و آماده کردن آن برای تابستان ۲۰۲۵ را داشتند.
اگر سوالاتی دارید، مقاله نقد و بررسی فیلم هالووین می کشد (Halloween Kills) به شما کمک خواهد کرد.
برای یادگیری پیشرفته، به مصاحبه گلشیفته فراهانی با نیویورک تایمز/ همانقدر که جدی ام یک دلقک هم هستم! مراجعه کنید.
اگر سوالاتی دارید، مقاله نقد و بررسی فیلم آهو به شما کمک خواهد کرد.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه نقد و بررسی سریال «حرفه ای» با بازی سیروان خسروی.
فیلم «Jurassic World: Rebirth» هرچند بخشهای قابل قبولی هم دارد – مثل حضور کوتاه تی-رکس با قایق بادی یا صحنهای از کوتزالکواتلوس که حالوهوای ایندیانا جونز را تداعی میکند – اما در نهایت قربانی تلاشش برای امروزی کردن دایناسورها شده است. با وجود تصمیم برای فیلمبرداری با فیلم ۳۵ میلیمتری، جلوههای کامپیوتری (CGI) به جای کمک کردن، مصنوعی به نظر میرسند و باعث میشوند خطرهای موجود در فیلم باورنکردنی جلوه کنند.
هیچکدام از دنبالههای مجموعه Jurassic Park نتوانستهاند مانند فیلم اول حس ترس واقعی را به وجود بیاورند. صحنههایی مثل وقتی تی-رکس نردهها را چنگ میزند یا ولاسیرپترها در آشپزخانه کمین میکنند، به این دلیل تأثیرگذار بودند که این جانوران به اندازهٔ انسانهای فیلم واقعی به نظر میرسیدند. در حالی که در این فیلم حتی صحنهای وجود دارد که دو تیتانوسور در حال جفتگیری هستند.
در صورت علاقهمندی، مطلب نقد و بررسی سریال جادوگران مایفر (Mayfair Witches) را از دست ندهید.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه نقد و بررسی فیلم بی نهایت (Infinite).
در صورت علاقهمندی، مطلب نقد و بررسی فیلم روزی روزگاری آبادان را از دست ندهید.
در پایان، «Jurassic World: Rebirth» با تکیهٔ زیاد به ارجاعاتی که به نسخهٔ اصلی میزند، بیشتر ثابت میکند که این مجموعه فقط برای زنده نگه داشتن فرنچایز و جلوگیری از پایان یافتن آن، ساخته میشود!
امتیاز: ۴ از ۱۰
ایندیوایر
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب نقد و بررسی فیلم پیرپسر (Oldboy) را بخوانید.
توصیه میشود به مطالعه مقاله نقد و بررسی فیلم کاناپه ادامه دهید.

