فیلم «زن شگفتانگیز ۱۹۸۴» یکی از اولین قربانیان همهگیری کرونا در صنعت سینما بود. این فیلم قرار بود سال گذشته به نمایش درآید، اما با گسترش جهانی ویروس کووید-۱۹ و تعطیلی سالنهای سینما، بارها اکران آن به تأخیر افتاد. سرانجام اعلام شد که این اثر در روزهای کریسمس، همزمان در پلتفرم آنلاین HBO Max و تعدادی محدودی از سینماها اکران خواهد شد. این تصمیم ناگهانی، بسیاری از سینماگران را متعجب کرد، زیرا اعتقاد داشتند فیلمهایشان برای تماشا روی پردهی بزرگ ساخته شده، نه صفحههای کوچک خانهها. در نهایت پس از یک سال انتظار، «زن شگفتانگیز ۱۹۸۴» منتشر شد و این بار ایرانیان نیز توانستند همزمان با جهانیان، این فیلم محبوب را در خانه تماشا کنند.
در این قسمت از ماجراهای «زن شگفتانگیز»، دایانا (با بازی گال گدوت) در حال گذران زندگی عادی خود است که با سنگی باستانی و جادویی روبرو میشود. این سنگ قدرت عجیبی دارد: هر کس آن را در دست بگیرد، میتواند از آن برای کارهای شرورانه استفاده کند و همین اتفاق هم میافتد. حالا دایانا باید یکبار دیگر جهان را نجات دهد، اما…
(ادامهی نقد ممکن است بخشهایی از داستان را فاش کند)
قسمت اول «زن شگفتانگیز» فیلمی جذاب و قابل قبول بود که با توجه به اصول معمول فیلمهای ابرقهرمانی، میتوان آن را اثری موفق دانست. اما هر آنچه که قسمت اول به خوبی بنا کرده بود، در این قسمت از بین رفته است! «زن شگفتانگیز ۱۹۸۴» از نظر فیلمنامه یک شکست بزرگ به شمار میرود. فیلمی که میخواهد فراتر از یک اثر ابرقهرمانی ساده برود، اما به دلیل داشتن داستانی آشفته و نامنسجم، حتی به هدف خود نیز نزدیک نمیشود.
در این مقاله نقد و بررسی فصل پنجم سریال خانه کاغذی (Money Heist) اطلاعات مفیدی آمده است.
در این مقاله نقد و بررسی فیلم Frankenstein (فرانکشتاین) اطلاعات مفیدی آمده است.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله نقد فیلم جاودانگان (Eternals) مراجعه کنید.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در نقد فیلم گربه سیاه پیدا کنید.

برای لذت بردن از فیلمهای ابرقهرمانی، باید یک قانون ساده را بپذیریم: هرچه روی پرده میبینیم، بدون پرسش زیاد قبول کنیم و از ماجراجوییهای آن لذت ببریم. اما فیلم «زن شگفتانگیز ۱۹۸۴» حتی با این قانون هم داستانی آشفته و ضعیف دارد که به بدترین فیلمهای این سبک شبیه است.
توصیه میکنیم حتماً مقاله نقد فیلم مردی از شمال (The Northman) را مطالعه کنید.
مقاله نقد فیلم «رگهای آبی» / لالایی فروغ! منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.
در این مقاله نقد و بررسی فیلم محافظ (The Protege) اطلاعات مفیدی آمده است.
رویدادهای این فیلم بر اساس تصمیمهای عجیب و غیرمنطقی شخصیتهایی پیش میرود که قرار است باهوشترین افراد دنیا باشند؛ چه کسی که میخواهد جهان را نجات دهد و چه کسی که میخواهد آن را نابود کند.
فیلم برای جذابتر شدن، شخصیت «استیو» را که قبلاً از دنیا رفته، به شکلی غیرعادی به داستان بازمیگرداند تا هم زن شگفتانگیز را سرگرم کند و هم حسهای عاطفی فیلم را زنده نگه دارد. حضور استیو در داستان، در حالی که هیچ اطلاعی از دنیای امروز ندارد، خودش نکتهای عجیب است.
در صورت علاقهمندی، مطلب نقد و بررسی فیلم Better Man را از دست ندهید.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه نقد فیلم حافظه (Memory).
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در نقد و بررسی سریال سیاه چاله پیدا کنید.
برای مطالعه بیشتر، به نقد و بررسی فیلم اتاق فرار 2 (Escape Room: Tournament of Champions) سری سر بزنید.
در قسمتی از فیلم، دایانا و استیو برای یک پرواز به فرودگاه میروند. استیو که متعلق به زمان جنگ جهانی اول است، یک هواپیما را میدزدد تا در آسمان پرواز کند! در این فرودگاه، نه نگهبان امنیتی وجود دارد و نه کسی که از آنها سوالی بپرسد! جالبتر اینکه هواپیma به راحتی از زمین بلند میشود و کارگردان برای حل مشکل رادار و احتمال تعقیب شدن هواپیما، توانایی ناپدید کردن اشیا را به زن شگفتانگیز میدهد تا مشکل به راحتی حل شود و همه چیز به جشن روز استقلال آمریکا و آتشبازی ختم شود!
برای یادگیری پیشرفته، به نقد و بررسی سریال آبان مراجعه کنید.
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره نقد انیمیشن هتل ترانسیلوانیا 4 (Hotel Transylvania: Transformania) بیابید.
در بخش دیگری از فیلم، شخصیتها به کاخ سفید میروند و در راهروهای آن آزادانه قدم میزنند. کاخ سفیدی که بیشتر شبیه یک کافه آزاد است و هرکسی میتواند بدون مانع در آن رفتوآمد کند!

شخصیتهای فیلم «واندر وومن ۱۹۸۴» به شدت ضعیف و غیرقابل باور نوشته شدهاند. دو شخصیت جدیدی که در مقابل زن شگفتانگیز قرار میگیرند، بسیار سطحی و اغراقآمیز هستند و دلیل تبدیل شدن آنها به آدمهای شرور، به اندازهای ساده و بیمعناست که باورکردنی نیست. مکسول لرد، بدون شک بدترین شخصیت داستان است. او از ابتدا تا انتهای فیلم، هدف و انگیزه مشخصی ندارد. در بخشهایی از فیلم، تنها به فکر قدرت و پیشرفت است، اما ناگهان در میانههای داستان، بدون هیچ مقدمهای، تغییر جهت داده و به آدم خوبی تبدیل میشود! کسی که تا دیروز فقط به ثروت و قدرت فکر میکرد، یکباره بدون هیچ دلیل منطقی، پدر بهتری شده و همه مشکلات جهان حل میشود!
باربارا نیز وضعیت بهتری ندارد. قرار بوده زنی باشد که به خاطر تحقیر شدن در جامعه، به انتقام روی آورده، اما هیچگاه به درستی معرفی نمیشود تا بیننده بتواند با او ارتباط برقرار کند. او گهگاه در صحنهها ظاهر میشود، کمی غوغا به پا میکند و در نهایت، بدون نتیجه مشخصی رها میشود.
عجیبترین بخش فیلم «واندر وومن ۱۹۸۴» پایان آن و پیام عجیب و غیرواقعی است که دایانا به بینندگان ارائه میدهد. او از طریق صفحه تلویزیون، مستقیماً به مردم نگاه کرده و از آنها میخواهد که انسانهای بهتری باشند! و در این لحظه، گویی تمام مردم جهان—حتی یک تروریست مسلح که آماده کشتار است—حرفهایش را میشنوند و یکباره تغییر کرده و انسان میشوند! به این ترتیب، همه بحرانها از جمله جنگ، مشکلات اقتصادی و رقابتهای نفتی تمام میشود و همه مردم در کنار دوستانشان کریسمس را جشن میگیرند!

متأسفانه فیلم “زن شگفتانگیز ۱۹۸۴” حتی در زمینه جلوههای بصری هم نسبت به قبل ضعیفتر عمل کرده است. کیفیت جلوههای کامپیوتری در این فیلم پایین است و جای تعجب دارد که چطور چنین اتفاقی برای دومین قسمت از این مجموعه افتاده است. مشکلات معمولاً در صحنههایی دیده میشوند که بازیگران مقابل پرده سبز بازی کردهاند. در این صحنهها بدن بازیگران حالت تار و غیرواضح پیدا میکند و کیفیت مطلوب را ندارد. این ضعف بهویژه در نبرد پایانی فیلم بین باربارای تغییرشکلیافته – که نمیدانیم چطور آرزوی تبدیل شدن به موجودی بینظیر، او را شبیه به یوزپلنگ مازندران کرده – بیشتر به چشم میآید. این نبرد در شب اتفاق میافتد و کیفیت پایین آن کاملاً آشکار است.
علاوه بر این، فیلمنامه ضعیف “زن شگفتانگیز ۱۹۸۴” بر بازی بازیگران نیز تأثیر منفی گذاشته است. گال گدوت در این قسمت گیج و نامشخص به نظر میرسد و بهویژه در صحنههایی که باید سخنرانی کند، بازی ضعیفش بیشتر دیده میشود. کریستن ویگ که یکی از محبوبترین و توانمندترین کمدینهای هالیوود است، در نقش باربارا عملکرد قابل قبولی دارد، اما خودِ شخصیت باربارا طوری نوشته شده که نمیتوان با آن به موفقیت چندانی رسید. پدرو پاسکال هم در نقش مکسول لورد بازی چشمگیری ارائه نداده است. البته بخش بزرگی از این ضعف به دلیل پرداخت نادرست و سطحیِ شخصیت مکسول لورد است. کریس پاین نیز یکی از بازیگرانی است که حضور او در فیلم اجباری به نظر میرسد و تنها برای همراهی با گال گدوت به داستان اضافه شده است.

اگر بینندگان فیلم میتوانستند مانند شخصیتهای داستان آرزو کنند و آرزویشان برآورده شود، مطمئناً آرزو میکردند که قسمت دوم “زن شگفتانگیز ۱۹۸۴” به این شکل ساخته نشود. اما متأسفانه آرزوی تماشاگران در سینما به ندرت برآورده میشود و اولویت اصلی، سود شرکتهای فیلمسازی است که برای رسیدن به آن هر کاری انجام میدهند.
به طور خلاصه، “زن شگفتانگیز ۱۹۸۴” را میتوان با صفتی توصیف کرد که به آن «شالام شوربا» میگویند!

در دنیای پرهیاهوی سال ۱۹۸۴، دایانا پرینس، همان زن شگفتانگیز افسانهای، زندگی آرامی را در واشنگتن دی.سی. میگذراند. او در موزه اسمیتسونین کار میکند و در عین حال، به طور پنهانی از مردم در برابر خطرات محافظت میکند.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه اولین نقدها و واکنش منتقدان به فیلم «The Little Mermaid» منتشر شد.
اما این آرامش، با ظهور یک نیروی شیطانی جدید به پایان میرسد. دشمنی به نام “ماکسول لورد” ظاهر میشود. او یک تاجر فریبکار و بلندپرواز است که یک سنگ کهن و جادویی را در اختیار گرفته است. این سنگ به افراد قدرت میدهد تا هر آرزویی داشته باشند، اما در عوض، باکیفیتی ترین دارایی خود را از دست میدهند.
همزمان، دایانا با یک دشمن قدیمی دیگر به نام “چیتا” نیز روبرو میشود. زنی به نام باربارا مینروا که ابتدا دوست دایانا بود، پس از برخورداری از قدرت این سنگ، به یک گربهسان قدرتمند و خطرناک تبدیل میشود.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه نقد و بررسی فیلم The Smashing Machine (ماشین کوبنده).
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره نقد فیلم موربیوس (Morbius) بیابید.
حالا زن شگفتانگیز باید با این تهدیدهای بزرگ روبرو شود. او باید بفهمد که چگونه میتواند این آشفتگی جهانی را متوقف کند و به مردم نشان دهد که تحقق آرزوها از راه نادرست، چه عواقب خطرناکی به دنبال دارد. این نبرد، نه تنها برای نجات جهان، بلکه برای درک یک حقیقت عمیق درباره زندگی و فداکاری است.

کارگردان: پتی جنکینز
نویسندگان: پتی جنکینز و جف جانز
بازیگران اصلی:
گال گادوت در نقش دایانا پرینس
کریس پاین در نقش استیو ترور
کریستن ویگ در نقش باربارا مینروا
پدرو پاسکال در نقش ماکسول لرد
نوع فیلم: اکشن
گروه سنی: مناسب برای افراد بالای ۱۳ سال
مدت زمان: ۱۵۱ دقیقه
برای یادگیری پیشرفته، به نقد و بررسی فیلم Evil Dead Rise مراجعه کنید.

