«ادینگتون» تازهترین اثر آری استر، کارگردانی است که پیشتر با فیلمهایی چون «میدسامر» و «ارثیه» نشان داده بود عاشق خلق شخصیتهایی در آستانه فروپاشی و موقعیتهای بسیار پریشان است. اینبار او با درهمآمیزی سبکهای نئو-وسترن، کمدی سیاه، تریلر جنایی و طنزی گزنده درباره دوران همهگیری کرونا، دنیایی عجیب و ناراحت کننده ساخته که بیشتر از آنکه یک داستان تخیلی به نظر برسد، ما را به یاد همان خبرهای عجیب و باورنکردنی میاندازد که هر روز در فضای مجازی میدیدیم.
داستان فیلم در شهر خیالی «ادینگتون» در ایالت نیومکزیکو جریان دارد؛ جایی که همهگیری کووید-۱۹، جو سیاسی و اجتماعی را تا مرز انفجار پیش برده و ماسک زدن یا واکسن دریافت کردن، دیگر یک انتخاب شخصی نیست، بلکه به باورهای سیاسی افراد گره خورده است. کلانتر جو کراس، با بازی درخشان واکین فینیکس، شخصیتی است که با جذابیت و کاریزمای خود اعتماد مردم را جلب میکند، اما در پشت این چهره مردمی، یک پلیس فاسد و قانونشکن پنهان شده که برای حفظ قدرت خود دست به هر کاری، حتی قتل و صحنهسازی، میزند. در مقابل او، شهردار تد گارسیا با بازی پدرو پاسکال قرار دارد که اگرچه در ظاهر فردی آرام و مسئولیتپذیر به نظر میرسد، اما خود او هم چندان پاکدست نیست. رقابت این دو با کشته شدن یک فرد بیخانمان، که جو آن را به شکلی ماهرانه دستکاری میکند، به مرحله تازهای وارد میشود.
برای یادگیری پیشرفته، به نقد و بررسی فیلم Eden مراجعه کنید.

در همین حال، جو بیاعتمادی که بین رسانهها، مردم و سیاستمداران وجود دارد، همان شکافها و اختلافهایی را نشان میدهد که در دوران کرونا هم دیده میشد. رسانههای محلی و فضای مجازی در ایجاد این جو احساسی و پرتنش سهم زیادی دارند و چهرههای زودگذری میسازند که بیشتر از آن که به حقیقت اهمیت دهند، ارزش مالی و اقتصادی پیدا میکنند. وقتی یک گروه تندرو به شهری حمله میبرند، صحنههای گروگانگیری و آتشسوزی بزرگی به وجود میآید که ماجراهای نیمه دوم فیلم «ادینگتون» را بسیار پرهیجان و آکشن میکند و در اوج ماجرا، یک انفجار بزرگ رخ میدهد که همه چیز را زیر و رو میکند.
برای یادگیری پیشرفته، به نقد و بررسی فیلم Better Man مراجعه کنید.
کارگردانی آری استر، مثل همیشه، بسیار دقیق و سنجیده است. او با دقت زیادی که برای ریتم و ترکیب صحنهها به خرج میدهد، فضای ناآرام و در آستانه فروپاشی شهر را به خوبی نشان میدهد. فیلمبرداری داریوش خنجی، با صحنههای داخلیِ به نظر محدود و پرنور که حس سنگینی را القا میکنند و همچنین نماهای باز بیرونی که حال و هوای فیلمهای وسترن قدیمی را دارند اما با المانهای امروزی ترکیب شدهاند، یک اثر بصری خیرهکننده خلق کرده است. تدوین لوچیان جانستون هم، به ویژه در دقیقههای آخر و صحنه حمله، یک ریتم پرکشش و استرسزا به وجود آورده که کاملاً با فضای کلی داستان همخوانی دارد.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه نقد و بررسی فیلم سیاه باز.
توصیه میکنیم این مطلب نقد و بررسی سریال آبان را حتماً بخوانید.

یکی از ویژگیهای قدرتمند فیلم، تلفیق ماهرانه سبکهای مختلف است. «ادینگتون» به نرمی از حال و هوای یک وسترن امروزی به کمدی سیاه و سپس تریلر جنایی حرکت میکند، بدون اینکه ارتباط مخاطب با داستان قطع شود. بازی واکین فینیکس یک بار دیگر ثابت میکند که او در خلق شخصیتهایی که هم دوستشان دارید و هم از آنها میترسید، استادی بینظیر است. اما اما استون نیز در نقش همسر سابق جو، بعدی احساسی و شکننده به فضای فیلم اضافه میکند و پدرو پاسکال با بازی ظریفش در نقش شهردار، کنتراست جالبی در مقابل خشونت خام کلانتر خلق میکند. به کار بردن عناصر مربوط به زندگی در عصر دیجیتال، مانند تماسهای تصویری و پخش زنده، نه تنها به شکلی طبیعی در روایت گنجانده شده، بلکه به ایجاد کشش و هیجان در فیلم نیز کمک کرده است.
مقاله نقد و بررسی فیلم دایناسور حاوی اطلاعات جامعی است.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله نقد و بررسی فیلم بلک بری (BlackBerry) مراجعه کنید.
با این حال، «ادینگتون» بینقص نیست. فیلم تلاش کرده است در یک اثر به سراغ موضوعات متنوعی مانند مخالفت با واکسن، تئوریهای توطئه، نابرابری نژادی، فساد سیستماتیک، نقش رسانهها در تشدید بحران و مفهوم قهرمانسازی برود. حاصل این بلندپروازی گاهی فشار زیادی به قصه وارد میکند و باعث میشود برخی از قسمتهای داستان به اندازه کافی عمق نیابند. همچنین، ریتم کلی فیلم یکنواخت نیست؛ نیمه اول گاهی اوقات بیش از حد کند و پرگفتگو است و نیمه دوم ناگهان به فضای پرهیاهو و پراکشن وارد میشود؛ این تغییر ناگهانی ممکن است برای برخی از بینندگان آزاردهنده باشد.

پایان فیلم «ادینگتون»، هم ناراحتکننده است و هم پر از نماد. جو که یک سال پیش با خشونت و خونریزی، شهر را تا مرز نابودی پیش برد، اکنون شهرداری فلج شده است و این موضوع به وضوح نشان میدهد که حتی عوض شدن افراد هم نمیتواند یک سیستم فاسد را درست کند. برایان، که یک چهره اینترنتی است و از آن ماجراها جان به در برده، از محبوبیت ناگهانی خود استفاده کرده و برای خودش یک کسبوکار راه انداخته است. مایکل، که قربانی زخمی آن حادثه بود، حالا معاون کلانتر شده تا دوباره درگیر همان دور باطل خشونت شود. لوییز، که باردار است و در تظاهرات حاضر میشود، نماد این است که این بحرانها به نسل بعدی منتقل میشوند؛ چرخهای که به نظر میرسد هیچ پایانی ندارد.
توصیه میکنیم این مطلب نقد و بررسی فیلم «فسیل» را حتماً بخوانید.
برای مطالعه بیشتر، به نقد و بررسی سریال Avatar: The Last Airbender (آواتار: آخرین بادافزار) سری سر بزنید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً نقد و بررسی سریال قهوه ترک را بخوانید.
«ادینگتون» فیلمی نیست که همه از دیدن آن حس رضایت داشته باشند. اگر شما کسی هستید که داستانهای ساده و سرراست با قهرمان و شرورهای مشخص را دوست دارید، ممکن است تماشای این فیلم برایتان عجیب و حتی ناراحتکننده باشد. اما برای کسانی که سینمای عمیق و فکری را میپسندند، این فیلم مانند آینهای است که جامعه امروز را نشان میدهد؛ جامعهای که در آن خشونت، فساد، رسانه و سیاست به هم گره خوردهاند و حتی پس از یک فاجعه بزرگ، فقط نام افراد و چهرهها عوض میشوند.
برای گسترش دانش خود، مقاله نقد و بررسی سریال آمستردام را مطالعه کنید.
برای مطالعه بیشتر، به نقد و بررسی فیلم مرد بازنده سری سر بزنید.
این فیلم کامل و بیعیب نیست، اما شجاعت آن در پرداختن به یک موضوع جنجالی، بازیهای قوی بازیگران، تصویربرداری زیبا و مدیریت دقیق صحنههای مهم، آن را به یکی از فیلمهای جالب توجه سال تبدیل کرده است. «ادینگتون» را چه دوست داشته باشید و چه نه، پس از تماشا کردنش، به راحتی از ذهن شما پاک نمیشود.
در صورت علاقهمندی، مطلب نقد و بررسی فیلم سونیک 2 (Sonic the Hedgehog 2) را از دست ندهید.
توصیه میشود به مطالعه مقاله نقد و بررسی فیلم اعلان قرمز (Red Notice) ادامه دهید.
مقاله نقد فیلم «رگهای آبی» / لالایی فروغ! حاوی اطلاعات جامعی است.
برای گسترش دانش خود، مقاله نقد و بررسی فیلم زمانی برای مردن نیست (No Time To Die) را مطالعه کنید.
امتیاز: 8 از 10
منتقد: میثم کریمی
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در نقد و بررسی فیلم مقیمان ناکجا (Residents of Nowhere) پیدا کنید.
توصیه میکنیم حتماً مقاله گاسپار نوئه: مردم آمریکا اینقدر احمق شده اند که مارول را نماینده عقایدشان می دانند!؟ را مطالعه کنید.

