اگر فقط برای وقت گذرانی و تماشای یک فیلم کمدی ساده و بیهدف به سینما میروید، پیشنهاد میکنم «صبحانه با زرافهها» را انتخاب نکنید. اما اگر در میان فیلمهای معمولی و شبیه به هم، به دنبال اثری با داستان عمیق و مفهومی هستید که در عین حال فضایی طنز دارد، این فیلم میتواند گزینه مناسبی برای شما باشد.
در این فیلم خبری از المانهای تکراری و همیشگی نیست. بله، صحنهای از رقص وجود دارد، لوکیشن عروسی دیده میشود و پژمان جمشیدی نیز در نقش اصلی حضور دارد. اما همه این عناصر نه برای ساختن یک اثر معمولی، بلکه برای خلق داستانی پرمعنا و باارزش به کار گرفته شدهاند. اگر کارهای اخیر سروش صحت را دنبال کرده باشید، از قسمتهای پایانی سریال «لیسانسهها» متوجه تغییر رویکرد و سبک تازهای در ساخت محتوا شدهاید.
فیلم «صبحانه با زرافهها» شامل صحنههای غیرواقعی، دیالوگهای اغراقآمیز و سبکی نمایشی و متفاوت است. این سبک از «لیسانسهها» شروع شد، در «جهان با من برقص» ادامه یافت، با «مگه تموم عمر چندتا بهاره؟» به اوج خود رسید و حالا در «صبحانه با زرافهها» به ثبات و تکامل دست پیدا کرده است. این اثر از چندین داستان فرعی تشکیل شده که هر کدام لحظات خندهدار و عجیبی را خلق میکنند. ماجرا با مصرف مواد مخدر توسط شخصیتها در موتورخانه محل عروسی شروع میشود و این اتفاق، سرآغاز موقعیتهای طنز و هجوآمیزی میشود که توسط سروش صحت و ایمان صفایی نوشته شده است. (این صحنه تا حدی شبیه به فیلم «The Hangover» است، اما به گفته سروش صحت، این شباهت کاملاً تصادفی بوده و با ادامه داستان این موضوع قابل تأیید است.)
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب نقد و بررسی سریال پسرها ( The Boys ) را بخوانید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، نقد و بررسی فیلم آبادان یازده 60 را از دست ندهید.
در صورت علاقهمندی، مطلب نقد و بررسی فیلم Thunderbolts را از دست ندهید.

در طول داستان، رفتارهای متناقض شخصیتها در موقعیتهای مختلف، نوعی طنز عجیب و غیرمعمول ایجاد میکند. برای مثال، وقتی رضا به دلیل مصرف بیش از حد مواد مخدر بیهوش میشود، پویا و شروین به جای کمک کردن به او، بیتفاوت از کنارش میگذرند و دوباره سراغ مصرف همان ماده میروند. در صحنهای دیگر، با وجود اینکه رضا همچنان بیهوش است و جشن عروسی در حال خراب شدن است، پویا و شروین در ماشین مشغول شوخی و بیخیالی هستند و حتی وقتی رضا را نزد دکتر میبرند، به جای نگرانی برای حال او، به فکر رفتن به مهمانی خانه دکتر هستند.
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً نقد و بررسی فیلم «ارادتمند؛ نازنین، بهاره و تینا» را بخوانید.
توصیه میکنیم این مطلب نقد و بررسی فیلم بی رویا را حتماً بخوانید.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه نقد و بررسی فیلم تفریق.
برای یادگیری پیشرفته، به نقد و بررسی سریال گامبی وزیر (The Queen’s Gambit) مراجعه کنید.
این رفتارهای متناقض و بیخیالی در لحظات سخت، یکی از پایههای اصلی طنز فیلمنامه است که بدون تقلید از الگوهای تکراری، میتواند مخاطب خاص خود را به راحتی بخنداند. با دقت در گفتگوهای فیلم میتوان به خلاقیت و تجربه نویسندگان در نوشتن جملههای طنز پی برد. یکی از روشهایی که در دیالوگنویسی این فیلم استفاده شده، اشاره به کلیپهای معروف فضای مجازی و عبارتهای آشنا برای مخاطب است. مثلاً وقتی شروین از رضا دعوت میکند تا مواد مصرف کند، میگوید: «نه تلو داره نه گیجی داره.» و مجتبی بلافاصله جواب میدهد: «یه دونه ر داره!» یا در صحنهای که رضا بیهوش است و شروین سعی میکند او را هوشیار کند، با صدای بلند میگوید: «رضا جان!» که این عبارت به شیوهای هوشمندانه از کلیپ معروف «آقا رضا!» الهام گرفته شده است.
اگر سوالاتی دارید، مقاله نقد و بررسی فیلم بالرین (Ballerina) به شما کمک خواهد کرد.

وقتی شخصیتهای فیلم در موقعیتهای مشابه، یک سری دیالوگ مشخص را تکرار میکنند، این کار به شیرینی و جذابیت طنز فیلم اضافه میکند. مثلاً وقتی شروین و پویا از هم نظر میخواهند، همدیگر را «مهندس» صدا میزنند. یا مجتبی با گفتن جملاتی مثل «من در اسنپ کار میکنم» و «اگه این کار رو نکنم خیلی ناراحت میشین؟» این فضای طنز را تکمیل میکند.
از طرفی، بعضی از خندهدارترین صحنههای فیلم، همانهایی هستند که دیالوگ کمی دارند یا اصلاً دیالوگ ندارند و بازی بازیگران است که همه چیز را جلو میبرد. برای مثال، رقص آرام شروین و پویا در بیرون سالن عروسی، و بعد پیوستن مجتبی به آنها که ناگهان با یکی از اقوامش روبرو میشود. یا صحنهای که رضا را در حال بیهوشی رها میکنند و او از روی نرده به زمین میافتد. همچنین، حالت گیج و منگ دکتر که با بازی عالی هادی حجازیفر، بدون هیچ حرکت اضافهای، به خودی خود خیلی بامزه است.
اما هدف اصلی سازنده از ساختن این فیلم و خلق چنین داستانی، پرداختن به موضوع «بخشش» بوده است. این مفهوم به شکلهای مختلف، گاهی مستقیم و گاهی غیرمستقیم، در سراسر فیلم دیده میشود. در واقع، همه نمادها و اتفاقاتی که به صورت کنایهآمیز نشان داده میشوند، در نهایت در خدمت پیامی هستند که سازندگان میخواهند برسانند.
شاید در نگاه اول، مسخرهترین صحنه، ناراحتی رضا از کشته شدن آن عنکبوت به دست مجتبی باشد. شاید بیننده با توجه به شرایط رضا و این که میداند او تحت تأثیر مواد است، این واکنش را طبیعی بداند و به آن به عنوان یک بخش خندهدار دیگر نگاه کند. اما در واقع، اینجا نقطهای است که معنای اصلی فیلم شروع میشود. جایی که شروین خطاب به مجتبی این بیت را میخواند:
«ای کشته که را کشتی تا کشته شوی زار؟»
این شعر اشاره به این دارد که مجتبی قبلاً تعریف کرده بود یک روز یک عنکبوت داخل گوشش رفته و اذیتش کرده، و او حالا سعی کرده با کشتن آن عنکبوت، خودش را از شر آن مشکل رها کند.
برای یادگیری پیشرفته، به نقد و بررسی فیلم سودابه مراجعه کنید.

یک دشمنی و کینهجویی کودکانه که در نهایت به کشته شدن تصادفی مجتبی توسط رضا میانجامد و سپس رضا نیز توسط برادر همسرش به قتل میرسد. این نمایش از چرخهی خشونت، طعنهی کارگردان به مخاطب است؛ چرا که این دور باطل میتوانست با یک بخشش ساده به خوبی و خوشی پایان یابد. در پایان فیلم، سازنده با نشان دادن مریم که رو به رضا میایستد، با زبان سینمایی خود به بیننده دربارهی قدرت بخشش و نتیجهی بخشیدن و بخشیده شدن سخن میگوید. در لحظهای که مریم، رضا را میبخشد، گویی مجتبی هرگز آن عنکبوت را نکشته است. انگار هیچ یک از آن رنجها و مصیبتها رخ نداده است. با نگاهی رویاگونه، راه رسیدن به بهشت زرافهها با کلید بخشش گشوده میشود و ترانهی پایانی فیلم با تکرار «هنوز وقت هست»، بیننده را تا آخرین لحظه به بخشیدن فرا میخواند.
شاید استفاده از نماد زرافه به آدمهای بزرگدل اشاره کند، زیرا زرافه بزرگترین قلب را در میان همهی جانوران خشکی دارد. همچنین، در دو صحنه از فیلم (هنگامی که شخصیتهای اصلی فراموش میکنند رضا را به ویلای شروین ببرند، و زمانی که رضا نزد دوستانش بازمیگردد و میفهمد حال مجتبی خوب نیست) یک سگ را در هر دو نما میبینیم که میتواند نشاندهندهی وفاداری شخصیتها به دوستشان باشد. علاوه بر این، وجود گاوی که مستقیماً دربارهاش صحبت میشود نیز چشمگیر است؛ مجتبی از چشمان او حرف میزند و دکتر، پس از مرگ مجتبی، دوباره به چشمان آن گاو خیره میشود.
نقد ویدئویی میثم کریمی بر فیلم «صبحانه با زرافهها» را در ادامه ببینید:
آن شتری که در خانهی هر کسی میخوابد، در اینجا گاوی است که به چشمان همهی ما خیره شده. این فیلم از نظر ساختار سینمایی، در مقایسه با اولین ساختهی صحت، پختهتر است. استفادهی کم از موسیقی متن، به پیشبرد داستان کمک میکند. ریتم کلی روایت گاهی کند میشود که البته با فضای حاکم بر داستان هماهنگ است. بازی بازیگران درست همان اندازه است که باید باشد؛ نه آنقدر زیاد که توجه را از داستان منحرف کند، و نه آنقدر کم که حضور یک شخصیت فراموش شود. همهچیز حسابشده و دقیق است و هر نقش، همانگونه که کارگردان خواسته، اجرا شده است. طراحی صحنه هماهنگ با فضای فانتزی فیلم و دیگر آثار صحت است. علاقهی فیلمساز به گرفتن نماهای بلند و قابهای ویژهی خودش مانند گذشته آشکار است و در کل، فیلم دوم این کارگردان در انتقال مفهوم و پیام خود موفقتر عمل کرده است.
در پایان میتوان گفت: «صبحانه با زرافهها»، صبحانه با یک نویسنده است. نویسندهای که با طلوع خورشید، هنگام صرف صبحانه، روبروی شما مینشیند. موضوعش را با شما در میان میگذارد، از تخیلاتش پرده برمیدارد، کمی شوخی به داستانش میافزاید و شما را با عجایب و غرایب دنیای ذهنی خود آشنا میکند. «صبحانه با زرافهها» یک همنشینی صد دقیقهای است با روایت یک نویسندهی خیالپرداز و شوخ. داستانی شیرین، دوستداشتنی، خاص و دلنشین برای مخاطبانش.

