نقد و بررسی فیلم Thunderbolts

Thunderbolts

فهرست مطالب

این روزها که خیلی از طرفداران فکر می‌کنند دنیای مارول دیگر مثل سابق جذاب نیست و قهرمان‌های محبوبش تکراری شده‌اند، شرکت مارول فیلمی را ارائه داده که در اصل درباره قهرمان‌هایی است که می‌خواهند از سایه قهرمان‌های بزرگ‌تر و معروف‌تر بیرون بیایند. نکته جالب این است که این ایده جدید، تقریباً جواب داده و موفق بوده است.

«Thunderbolts» یک فیلم ابرقهرمانی با رویکردی متفاوت است؛ فیلمی که گویی خودش را دست می‌اندازد و با همین نگاه طنزآمیز و انتقادی، شاید بتواند دوباره راه درست را پیدا کند. البته این فیلم همچنان برخی مشکلات قدیمی مارول، مثل نورپردازی نامناسب، را دارد. با این حال، بیننده‌های فیلم‌های پرهیاهو را به روش‌هایی غیرمنتظره به فکر وامیدارد. بازی بازیگران در این فیلم، نسبت به آثار اخیر مارول، عمیق‌تر و باورپذیرتر است و مهم‌تر از همه، پایان فیلم این بار به جای تکیه بر جلوه‌های ویژه معمولی، حس و حال عاطقی و احساسی دارد. البته پایان باز فیلم که به دنباله‌دار بودن آن اشاره می‌کند، هنوز هم وجود دارد (چیزی که در دنیای مارول همیشگی است)، اما این بار این پایان، هم از نظر داستانی و هم از نظر جذب مخاطب، هوشمندانه به نظر می‌رسد. آیا ممکن است مارول با گروهی از شخصیت‌های حاشیه‌دار که تعریف معمول قهرمان بودن را زیر سؤال می‌برند، دوباره جان بگیرد؟ شاید این تنها راه ممکن برایش بوده است.

برای یادگیری پیشرفته، به نقد و بررسی فصل سوم سریال Squid Game مراجعه کنید.

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه نقد و بررسی فیلم آماتور (The Amateur).

برای اطلاعات بیشتر، به مقاله نقد و بررسی فیلم کروئلا (Cruella) مراجعه کنید.

قسمت اول فیلم Thunderbolts، بدون شک، ضعیف‌ترین بخش آن است. تشکیل این تیم زیر نظر یک شخصیت منفی معمولی به نام والنتینا آلگرا د فونتین (با بازی جولیا لوئی-دریفوس) خیلی تصنعی و اجباری به نظر می‌رسد و بیشتر شبیه این است که مارول می‌خواهد از شر تعهداتش خلاص شود، نه اینکه یک پروژه پرشور و اشتیاق را پیش ببرد. این مشکل، تأثیر خود را روی فیلم گذاشته و به ویژه در صحنه‌های خسته‌کننده ابتدایی، مثل بازجویی‌های کنگره یا ملاقات با شخصیت‌هایی که چندان در خاطر نمی‌مانند، کاملاً حس می‌شود.

Thunderbolts

در این بخش، دوباره به سراغ یلنا بلووا (با بازی فلورنس پیو) می‌رویم. او هنوز از مرگ خواهرش، بلک ویدو، در فیلم «اونجرز: پایان بازی» بسیار ناراحت است و احساساتش جریحه‌دار شده. یلنا اکنون برای والنتینا، یک مأمور اطلاعاتی، کار می‌کند. اما پس از آخرین مأموریتش که پاک‌کردن مدارک برای سیا بود، تصمیم می‌گیرد از این شغل خداحافظی کند. با این حال، همان‌طور که معمولاً در دنیای جاسوسی می‌گویند، کنار کشیدن از این کار به سادگی امکان‌پذیر نیست؛ مثل این است که بخواهی از مافیا جدا شوی.

وقتی یلنا برای انجام یک مأموریت جدید فرستاده می‌شود، درمی‌یابد که در آن محل دورافتاده، چندین مأمور دیگر والنتینا نیز حضور دارند. علاوه بر این، به او خبر می‌رسد که آن قرارگاه به زودی با خاک یکسان خواهد شد. والنتینا که خودش تحت تعقیب کنگره است، قصد دارد همه مدارک را نابود کند و یلنا حالا بیش از حد از اسرار او باخبر شده است.

در صورت علاقه‌مندی، مطلب نقد و بررسی فیلم پیرپسر را از دست ندهید.

در آن پایگاه مخفی، یلنا تنها نیست. او با چند چهره دیگر روبرو می‌شود: جان واکر، که به «سرباز ایالات متحده» معروف است (با بازی وایات راسل)، آوا استار با لقب «گوست» (با بازی هانا جان-کامن) و تسک‌مستر (با بازی اولگا کیوریلنکو) که خیلی زود از صحنه خارج می‌شود. درست مانند بسیاری از صحنه‌های دیگر مارول، برای درک کامل این قسمت باید سریال‌ها و فیلم‌های قبلی این دنیا را دیده باشید؛ چون این شخصیت‌ها پیش‌تر در فیلم‌هایی مثل «مرد مورچه‌ای و زنبور»، «بلک ویدو» و سریال «شاهین و سرباز زمستان» معرفی شده‌اند. با این حجم از آثار مختلف مارول، واقعاً ممکن است گیج شوید!

Thunderbolts

یلنا و گوست و واکر از دیدن مردی به نام باب (با بازی لوئیس پولمن) در آنجا شگفت‌زده می‌شوند. او در نگاه اول فردی عادی به نظر می‌رسد، اما خیلی زود مشخص می‌شود که اصلاً اینطور نیست. کمی بعد، پدر یلنا یعنی «گاردین سرخ» (دیوید هاربر) و باکی بارنز معروف به «سرباز زمستان» (سباستین استن) نیز به آنان ملحق می‌شوند تا با هم در برابر والنتینا بایستند. اما خیلی زود درمی‌یابند که بزرگترین خطری که با آن روبرو هستند، شاید از جانب یکی از خودشان باشد.

«تاندربولتس» از فضای جدی و تاریک آثار اخیر مارول، هم در داستان و هم در تصاویر، الهام گرفته است. حتی لوگوی آغازین مارول نیز کمرنگ و بی‌جان شده و این رنگ‌بندی در سراسر فیلم جریان دارد؛ برای مثال، لباس گاردین سرخ بیشتر به رنگ قهوه‌ای می‌زند تا قرمز! فیلم آنقدر تاریک و یکنواخت است که ناگهان ورود یک شخصیت با لباس زرد درخشان، یک شوک بصری ایجاد می‌کند. اگرچه این انتخاب بصری گاهی هدفمند به نظر می‌رسد، اما راه‌های خلاقانه‌تری هم برای نمایش این فضا وجود داشت. متأسفانه فیلمبردار کاربلد اثر (اندرو دروز پالرمو، فیلمبردار «شوالیه سبز») در چارچوب کلیشه‌ای این پروژه محدود شده و فقط از رنگ‌های قهوه‌ای و تیره استفاده کرده. از سوی دیگر، کارگردانی صحنه‌های اکشن نیز چندان برجسته نیست و بیننده اثر خاصی نمی‌بیند که پس از تماشا در خاطر داشته باشد.

Thunderbolts

با این وجود، فیلم Thunderbolts به شکلی غیرمنتظره موفق می‌شود به هدفش برسد. وقتی تمام اعضای گروه در کنار هم قرار می‌گیرند، به ویژه پس از آن صحنۀ پرهیجان تعقیب و گریز با ماشین که باکی نیز به آنها ملحق می‌شود، همه چیز به جای درست خود بازمی‌گردد. بدون شک، حضور چند بازیگر که نامزد دریافت جایزۀ اسکار بوده‌اند نیز تأثیر زیادی داشته است. بهترین فیلم‌های مارول همیشه با بازی‌هایی که فراتر از انتظار هواداران هستند، ارتقا پیدا کرده‌اند (مثل رابرت داونی جونیور و چادویک بوزمن). در این فیلم نیز فلورانس پیو با نمایش بحران درونی یلنا، به شخصیت او عمق می‌بخشد. دیوید هاربر نیز درخشش خوبی دارد و از یک نقش کم‌حجم، کاراکتری با ابعاد پیچیده خلق می‌کند. هارپر در نقش فرد شوخ‌طبع گروه می‌درخشد و وایت راسل نیز جنبه‌های مختلف یک قهرمان نامطمئن را به خوبی نشان می‌دهد. تنها ضعف بازیگری مربوط به شخصیت گوست است که نوشتار آن سطحی است و در نتیجه، هانا جان-کامن هم فضای زیادی برای نمایش توانایی‌هایش ندارد. سباستین استن هم کمی خسته به نظر می‌رسد، اما در کل بازیگران با هم هماهنگ و یکدست هستند.

برای گسترش دانش خود، مقاله نقد و بررسی فیلم Caught Stealing (مچ گیری) را مطالعه کنید.

اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در نقد و بررسی بازی Ghost of Yotei پیدا کنید.

اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در نقد و بررسی بازی بایومیوتنت (Biomutant) پیدا کنید.

در پایان، گاهی همین اندازه کافی است. برخی از برترین فیلم‌های تاریخ مارول، مدیون ترکیب درست شخصیت‌ها و بازیگرانی هستند که با ارتباط جذاب بینشان، لحظات به‌یادماندنی می‌سازند؛ مانند «انتقام‌جویان» یا «نگهبانان کهکشان». انتظار ندارم که «Thunderbolts» به اندازۀ آن فیلم‌ها تأثیر فرهنگی داشته باشد، اما به خوبی می‌توانم تصور کنم که این فیلم بار دیگر برخی از هواداران را به این دنیا بازگرداند؛ به ویژه کسانی که پس از ناامیدی از آثاری مانند «مارول‌ها»، «دنیای نو» و «کوانتومانیا»، کمی از مارول فاصله گرفته‌اند. اکنون که «فاز پنجم» دنیای سینمایی مارول با این فیلم به پایان می‌رسد (و «چهار شگفت‌انگیز: نخستین گام‌ها» در تیرماه، فاز ششم را آغاز خواهد کرد)، کمتر کسی باور دارد که نفوذ و تأثیر مارول همچون ده سال گذشته باشد. اما Thunderbolts من را ــ به عنوان یک هوادار قدیمی کمیک ــ به یاد روزهایی انداخت که این فیلم‌ها بیشتر بر انسانیت قهرمانان تمرکز داشتند، پیش از آنکه بیش از حد درگیر جهان‌های موازی شوند. شاید واقعاً همین قهرمانان درجه‌دو باشند که مارول در سال ۲۰۲۵ به آن‌ها نیاز دارد.

 
راجر ایبرت
نمره: 6/10

در صورت علاقه‌مندی، مطلب نقد و بررسی فیلم خشم مردانه (Wrath of Man) را از دست ندهید.