نقد و بررسی فیلم بینوایان ( Les Misérables )

بینوایان

فهرست مطالب

با اینکه فیلم «بینوایان» را نمی‌توان اقتباسی مستقیم از اثر ویکتور هوگو دانست، اما نگاه کارگردان به رابطه بین شخصیت‌ها، شباهت زیادی به نگاه سنتی هوگو درباره ستمگر و ستم‌دیده دارد. این نگاه، ریشه در حس‌گرایی ادبی درباره یک موضوع اجتماعی دارد که تنها در بستر تاریخ ادبیات و دیدگاه‌های هنری مختلف نسبت به «قوانین جامعه» و «قهرمانان قانون‌شکن» معنا پیدا می‌کند.

لج لی با نشان دادن تصویری غم‌انگیز از زندگی مردم محروم حاشیه‌نشین و متمرکز شدن روی یک درگیری احساسی، سعی دارد روبرویی پلیس ستمگر و فرد محروم را به شکلی واقعی به تصویر بکشد. هرچند کارگردان در نشان دادن این تصویر تلخ به بیننده موفق است، اما این سؤال پیش می‌آید که آیا نگاه هیجانی او به زندگی عیسا و دوستانش و لحن پرشور فیلم، فراتر از یک اثر رسانه‌ای معمولی است؟ به عبارت دیگر، تحقیق کارگردان درباره زندگی شخصیت‌هایش چقدر می‌تواند بیان هنری فیلم را به یک واکنش مستقل و ویژه تبدیل کند؟

داستان شخصیت‌های تنها و جداافتاده فیلم «بینوایان» که برای دفاع از حقوق اولیه خود در برابر پلیس می‌جنگند، مانند یک محرک عمل می‌کند که به راحتی می‌تواند اقدامات گروه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی را در مسیر «عدالت‌خواهی» زیر سؤال ببرد. تجربه رویدادهای مشابه در پنجاه سال گذشته نشان می‌دهد که یکی از ضعیف‌ترین بخش‌های درگیر در این ماجرا، نهادهای فرهنگی وابسته به سیستم‌های نظارتی حکومتی هستند. این نهادهای درمانده، هنگام مواجهه با زندگی حاشیه‌نشینان، ساده‌ترین راه را انتخاب می‌کنند: پیروی از قوانینی که مدیریت جامعه و قوانین مدنی در اختیارشان گذاشته است.

در واقع، افرادی که هنجارشکنی می‌کنند، زمانی «مجرم» خوانده می‌شوند که سیستم‌های نظارتی تمام تمرکز خود را بر ساختن قوانین اجتماعی و تعریف چارچوب‌های اخلاقی برای مردم بگذارند. جدا از اینکه نتیجه این کار، ایجاد شکاف طبقاتی بیشتر است، نکته مهم دیگر، تحمیل یک نگاه همه‌گیر و محدودکننده به دیگر فعالانی است که در این فضای پیچیده تلاش می‌کنند.

اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً نقد و بررسی فیلم رمانتیسم عماد و طوبا را بخوانید.

بینوایان

بدیهی است که رسانه‌ها – که در دنیای امروز نقش پیام‌رسانی و شکل‌دهی به افکار عمومی درباره رویدادهای اجتماعی و سیاسی را بر عهده دارند – همراه همیشگی سینماگران در واکنش به مسائل جامعه هستند. در فیلم «بینوایان»، این رسانه است که قواعد اخلاقی را بر اساس همان سازوکارهای مدیریتی تعیین می‌کند. بنابراین از دید رسانه، هرگونه سرپیچی از این قوانین با مفاهیمی مانند خشونت، بی‌قانونی، هرج‌ومرج و… توصیف می‌شود. جهان داستان، درونمایه و دیگر عناصر روایی این فیلم دقیقاً بر پایه همین تعریف‌ها شکل گرفته‌اند.

ورود استفان رویز به شهر مونفرمی به عنوان یک تازه‌وارد و همکاری او با کریس و گواد، او را در جایگاه یک پلیس ناظر قرار می‌دهد. به تدریج، رفتار تند و ناعادلانه کریس، استفان را در نظر بیننده به چهره‌ای منصف و دلسوز تبدیل می‌کند. در اینجاست که کارگردان برای نجات عیسا – شخصیتی هنجارشکن – همراهی و همدلی را پیشنهاد می‌دهد.

مقاله نقد و بررسی فیلم توهین (The Insult) حاوی اطلاعات جامعی است.

در صورت علاقه‌مندی، مطلب نقد و بررسی فیلم ساعت 6 صبح را از دست ندهید.

اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در نقد و بررسی سریال جنگل آسفالت پیدا کنید.

در این مقاله نقد و بررسی فیلم ویلای ساحلی اطلاعات مفیدی آمده است.

توصیه می‌کنیم این مطلب نقد و بررسی تبدیل شوندگان :ظهور جانوران (Transformers: Rise of the Beasts) را حتماً بخوانید.

در طراحی صحنه پایانی فیلم، هنگامی که عیسا با اسلحه دست‌ساز خود در بالای پلکان ایستاده و مأموران پلیس را نشانه رفته، کارگردان استفان را به نیرویی آماده و مظلوم تبدیل می‌کند. هرچند در ظاهر، عیسا به عنوان مبارزی شجاع در برابر پلیس تصویری متفاوت ارائه می‌دهد، اما قدرتی که کارگردان در این صحنه به او می‌بخشد، در واقع تصویری احساسی و غیرواقعی است که عملکرد رسانه و کارگردان را همسو می‌کند.

چرا که اولاً تماشاگر برای درک این لحظه از زندگی افراد حاشیه‌نشین مونفرمی، باید نقشه ازپیش‌طراحی‌شده کارگردان را بپذیرد و سپس با تصویری از انتقامِ ستمدیدگان روبرو شود. این نقشه، همان طرح داستانی است که با قرار دادن کریس در نقش پلیس ستمگر در کنار استفان به عنوان تازه‌واردی خردمند، فضای هیجانی فیلم را فراهم می‌سازد. دوماً با توجه به آنچه از زندگی واقعی محرومان مونفرمی می‌دانیم، تماشای این صحنه سینمایی تنها می‌تواند لحظه‌ای آرمانی و دست‌نیافتنی را برای آنان تداعی کند.

بینوایان

واکنش شخصیت‌های فیلم به محرومیت دائمی ساکنان حاشیه شهر، در فضایی شکل می‌گیرد که رسانه‌های جدید ایجاد کرده‌اند. نگاه کارگردان به درگیری عیسا با پلیس، به طور کامل با تصاویری که رسانه‌ها می‌سازند گره خورده است. این تصاویر به شکلی پنهان، جایگاه افراد در جامعه را مشخص می‌کنند و همه مشکلات اجتماعی را به قشر محروم و حاشیه‌نشین نسبت می‌دهند. برای نمونه، می‌توان به برنامه‌های خبری تلویزیون نگاه کرد که درباره کودکان کار گزارش می‌دهند. در این برنامه‌ها، گزارشگر معمولاً خانواده را مقصر اصلی می‌داند و می‌گوید پدری سودجو کودک را به خیابان فرستاده است. سپس یک مسئول شهری، با هشدار درباره کمک کردن به دستفروشان، گزارش را به پایان می‌رساند.

توصیه می‌کنیم حتماً مقاله نقد و بررسی فیلم تلماسه 2 (Dune: Part Two) را مطالعه کنید.

با توجه به این نگاه رسانه‌ای، طبیعی است که مشکلات زندگی حاشیه‌نشینان در فیلم «بینوایان» به صورت صحنه‌های احساسی و قهرمان‌ساز نشان داده شود. در نتیجه، داستان دردناک «برخورد ناعادلانه با محرومان» به یک تصویر زیبا اما خالی تبدیل می‌شود که فقط یک رویداد تاریخی را یادآوری می‌کند.

توصیه می‌کنیم این مطلب نقد و بررسی سریال آیدل (The Idol) را حتماً بخوانید.

با وجود اینکه طراحی هنری فیلم «بینوایان» و استفاده از روش‌های مستند، سعی دارد تصویری واقعی و تازه به بیننده نشان دهد، و شاید کارگردان می‌خواهد ادعا کند که فیلمش آیینه جامعه است، اما در نهایت، در کار او اثری از یک سینماگر حساس یا کنشگر اجتماعی دیده نمی‌شود. استفان و کریس هر دو در نقش پلیس، در موقعیت امنیتی قرار دارند و باید از قدرت خود برای جلوگیری از بی‌نظمی استفاده کنند. در نگاه رسانه‌های رسمی، این دو شخصیت، مجریان قانون در جامعه مدرن هستند؛ افرادی سازمان‌یافته که سعی می‌کنند حضور خود را با مفهوم «برقراری عدالت» توجیه کنند. رسانه‌های عمومی نیز این نگاه را پذیرفته‌اند و بدون توجه به فعالیت‌های ظاهری خود، چنین شخصیت‌هایی را به عنوان نیروهای نظم‌دهنده جامعه معرفی می‌کنند. این نگاه در طراحی شخصیت استفان نیز دیده می‌شود. در صحنه پایانی، وقتی دزد توله شیر پیدا می‌شود، این منطق و آرامش استفان است که صلاح را قانع می‌کند تا کینه‌توزی را کنار بگذارد. در واقع، حضور استفان در فیلم فقط برای نشان دادن یک پلیس آگاه و مهربان است.

اگر سوالاتی دارید، مقاله نقد و بررسی فیلم گیج گاه به شما کمک خواهد کرد.

اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در نقد و بررسی سریال نوجوانی (Adolescence) پیدا کنید.

برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب نقد و بررسی فصل اول سریال وحشی را بخوانید.

اما نکته مهم اینجاست که اگر در داستان فیلم «بینوایان»، پلیس به عنوان ناجی معرفی می‌شود، آنگاه جمله پایانی فیلم از ویکتور هوگو که می‌گوید: «…گیاه بد یا انسان بد نداریم. تنها زارع بد داریم.» در تضاد با جایگاهی است که کارگردان برای استفان در نظر گرفته است.

بینوایان

در نتیجه، این دیدگاه که همسو با روایت رسانه‌ها از مسائل اجتماعی است، فقط باعث تقویت چرخه تکرار شخصیت‌های نمایشی و تصنعی می‌شود. این نگاه کلیشه‌ای که در بعضی آثار هنری دیده می‌شود، همیشه قربانیان را به «مجرم‌های قانون‌شکن اما پیروز» و ستمگران را به «نیروهای قانونی اما بازنده» تبدیل می‌کند. طبیعی است که در چنین شرایطی، مفاهیم بزرگی مانند «عدالت‌خواهی» به آرزوهایی دور و دست‌نیافتنی بدل می‌شوند. همان‌طور که زندگی در جامعه امروز به ستمدیدگان سراسر جهان نشان داده است، رسیدن به عدالت مانند تلاشی بی‌ثمر است، شبیه به دست و پا زدن در اقیانوسی بی‌کران.

اگر به این موضوع علاقه دارید، نقد و بررسی فیلم علت مرگ: نامعلوم را از دست ندهید.

اگر سوالاتی دارید، مقاله نقد و بررسی سریال آیدل (The Idol) به شما کمک خواهد کرد.

منتقد: محمد علی افتخاری
این مطلب به صورت اختصاصی برای سایت “مووی مگ” نوشته شده و برداشت از آن بدون ذکر دقیق منبع و اشاره به سایت مووی مگ، مجاز نیست و پیگرد قانونی دارد.
به خانواده بزرگ جامعه مجازی مووی مگ بپیوندید.

برای اطلاعات بیشتر، به مقاله نقد و بررسی فیلم عزیز مراجعه کنید.