در یک روز آرام در منطقه یورکشایر انگلستان، یک افسر پلیس پیامی صوتی از پسرش دریافت میکند که در آن میپرسد آیا میتواند آن روز به مدرسه نرود. تنها یک دقیقه بعد، او به همراه تیم مسلح ویژه پلیس، در خانه خانواده میلر را میشکنند و پسر سیزدهسالهشان، جیمی، را به اتهام کشتن یکی از همکلاسیهایش دستگیر میکنند. این اتفاق، زندگی همه افراد درگیر در ماجرا را برای همیشه دگرگون میسازد.
این نقطه آغاز مجموعه تلویزیونی کوتاه و پرتنش «Adolescence» است. این سریال که توسط جک تورن و استیفن گراهام نوشته و تولید شده (گراهام در آن نقش ادی، پدر آتشینمزاج جیمی را نیز بازی میکند) و با کارگردانی حرفهای فیلیپ بارانتینی ساخته شده، هر قسمت را به صورت یک پلان و بدون قطع فیلمبرداری کرده است. برخلاف آثاری مانند «بردمن» یا «1917»، در اینجا دوربین تقریباً هیچوقت به سیاهی یا سفیدی نمیرود تا قطعی را پنهان کند. این سریال، موشکافی دقیق و لحظهبهلحظه روان آدمی، رنج والدین و ناکامی تمام سیستمهایی است که ظاهراً برای حمایت و محافظت از نوجوانان طراحی شدهاند، اما در عمل بی�نتیجه میمانند. هر قسمت مانند یک نمایشنامه در زمان واقعی پیش میرود و چنان پرتنش است که گاهی تماشای آن به شکلی غیرقابل تحمل میشود. مانند مجموعه «برودچرج»، «نوجوانی» آنقدر جذاب و گیرا نوشته شده که بیننده نمیتواند و نباید از آن چشم بردارد.
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً نقد و بررسی فیلم سوپرمن (Superman) را بخوانید.
توصیه میکنیم حتماً مقاله نقد و بررسی فیلم Maestro را مطالعه کنید.

در سریال «Adolescence» داستان خانواده میلر دنبال میشود: اَدی پدر خانواده، ماندی مادر و لیزا دختر بزرگتر. آنها در اتاق خانواده، در ایستگاه پلیس، در حالی که پسرشان جیمی در سلول نگهداری میشود، با چهرههایی شوکه و نگران نشستهاند. وکیل به محل آورده میشود، آزمایش خون انجام میگیرد و جستوجوی بدنی (بدون نمایش مستقیم) صورت میپذیرد. بیننده به خوبی میتواند اندوه عمیق اَدی را ببیند و خشم فروخوردهاش را حس کند؛ همچنین رنج ماندی و لیزا را به وضوح درک مینماید. در همین حال، بازپرس باسکومب و سرگروهبان میشا فرانک، گامهای قانونی برای برخورد با متهم را طی میکنند.
اگر این سریال آمریکایی بود، احتمالاً به جای چاقو، اسلحه به کار میرفت. مظنون دستبند میخورد و با خشونت داخل خودروی پلیس پرتاب میشد و همه داد و فریاد راه میانداختند. بازجویی هم با روشهای رایج در سریالهایی مانند «قانون و نظم» پیش میرفت: با فریب، فریاد و قضاوتهای اخلاقی. اما در این مجموعه، هر قسمت فضای مختص به خود و ریتمی متفاوت دارد که به تدریج و لایهلایه، جنبههای مختلف ماجرا را روشن میسازد. هیچ لحظهای در آن بیهدف نیست، حتی اگر گاهی بیننده احساس کند در سختترین لحظات زندگی شخصیتها حضور پیدا کرده است. در روایت داستان، به جز چند گفتوگوی کوتاه از افسر فرانک در طول تحقیق، زمان چندانی به قربانی اختصاص داده نمیشود و خانواده او هم دیده نمیشوند. با این حال، پایانهای بسیاری از فیلمها و سریالها به سرنوشت بازماندگان فرد از دست راخته میپردازند. اگر هدف، عدالت ترمیمی باشد، چه دلیلی دارد که داستان را از نگاهی دیگر روایت نکنیم؟ نگاهی که شرم و هراس خانواده متهم، تلاشهای ناکارآمد مربیان نوجوانان و خشم و ترس عمیق جوانان آسیبدیده از خشونت را در بر میگیرد.

سریال «Adolescence» اولین باری نیست که گراهام و بارانتینی یک اثر تکبرداشت خلق میکنند. فیلم درخشان «نقطه جوش» در سال ۲۰۲۱ که بر اساس فیلم کوتاهی با همین نام ساخته شد نیز در یک برداشت طولانی فیلمبرداری شده است. (از نظر فضای احساسی و درونمایه، این اثر تا حدی بخش «بازبینی» از فصل اول سریال «The Bear» را به یاد میآورد.) گراهام در این سریال، تکیهگاه محکمی برای دیگر بازیگران است. او پدری را بازی میکند که سعی دارد بفهمد اتهام پسرش چیست، این اتفاق چه تأثیری بر خانواده میگذارد و از همه سختتر، این ماجرا چه معنایی برای او به عنوان یک پدر دارد. بازی او چنان قدرتمند و تأثیرگذار است که بیننده را بارها تحت تأثیر قرار میدهد. ترمارکو نیز در نقش مادری که با احساساتش میجنگد، همتای مناسبی برای گراهام است و اشلی والترز با بازی ظریفش در زبان بدن، یک اجرای استادانه به نمایش میگذارد.
با این که تمام بازیگران «Adolescence» تحسینبرانگیز عمل کردهاند، اما درخشش کوپر در نقش جیمی میلر بینظیر است. او با مهارت، ویژگیهای متغیر و پیچیدهٔ دوران نوجوانی را به تصویر میکشد. اوج بازی او را در قسمت سوم میبینیم؛ جایی که جیمی با بریونی (با بازی تقریباً بیعیبِ ارین داگرتی) روبرو میشود؛ روانشناسی که برای تهیه گزارش به زندان آمده است. کوپر در این صحنه، احساسات ناپایدار نوجوانی را لحظه به لحظه نشان میدهد. رفتار او گاهی دوستانه، گاهی جذاب، و در ادامه عصبانی، بازیگوش و حتی بیرحم میشود. معمولاً بازیگران نقش نوجوانان در فیلمها و سریالها، خود در دههٔ بیست سالگی هستند و فقط سعی میکنند جوانتر به نظر برسند. اما کوپر تنها ۱۵ سال دارد و به گفتهٔ مصاحبهاش با بارانتینی، همین مسئله باعث شده بتواند چالشهای نقش «نوجوانی» را راحتتر اجرا کند. باورکردنی نیست که این اولین تجربهٔ بازیگری اوست و بدون شک آیندهٔ درخشانی در پیش خواهد داشت.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در نقد و بررسی ویدئویی فیلم May December پیدا کنید.
توصیه میشود به مطالعه مقاله نقد فیلم Resident Evil: Welcome to Raccoon City ادامه دهید.
برای یادگیری پیشرفته، به نقد و بررسی فیلم آخرین دوئل (The Last Duel) مراجعه کنید.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در نقد و بررسی سریال «1899» پیدا کنید.
مقاله نقد و بررسی فیلم بی همه چیز (Without Everything) حاوی اطلاعات جامعی است.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه نقد فیلم بلک آدام (Black Adam).
اگر به این موضوع علاقه دارید، نقد و بررسی فیلم The Marvels را از دست ندهید.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه نقد و بررسی بازی Black Myth: Wukong؛ سفری حماسی به دنیای اساطیر چین.
نقد ویدئویی سریال «Adolescence» را در ادامه ببینید:
برای یادگیری پیشرفته، به نقد و بررسی فیلم رستاخیزهای ماتریکس (The Matrix Resurrections) مراجعه کنید.
مقاله نقد و بررسی فیلم ادینگتون (Eddington) منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.
برای گسترش دانش خود، به مقاله نقد و بررسی فصل اول سریال The Last of Us سر بزنید.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در نقد و بررسی سریال The Lord of the Rings: The Rings of Power پیدا کنید.
هیچکس دوست ندارد سریال «Adolescence» را تماشا کند، اما دقیقاً به همین دلیل همه باید آن را ببینند. اگر شما مشاور، والدین یا معلم هستید، این سریال ممکن است شما را به فضایی تاریک ببرد.
برای گسترش دانش خود، به مقاله نقد و بررسی فیلم انواع مهربانی (Kinds of Kindness) سر بزنید.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله نقد و بررسی سریال پادشاه تالسا (Tulsa King) مراجعه کنید.
برای گسترش دانش خود، به مقاله نقد و بررسی فیلم «تی تی» سر بزنید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً نقد و بررسی فیلم مردی به نام اوتو (A Man Called Otto) را بخوانید.
برای یادگیری پیشرفته، به نقد فیلم حکم تجدید نظر مراجعه کنید.
در صورت علاقهمندی، مطلب نقد فیلم منصور (Mansour) را از دست ندهید.

