استودیو دی سی امیدهای زیادی به فیلم “بلک ادم” با بازی دواین جانسون بسته بود. این فیلم که تبلیغات گستردهای برایش انجام شده بود، قرار بود وضعیت متوسط دی سی در دنیای سینما را تغییر دهد. اما آیا این تلاشها به نتیجه دلخواه رسید؟
داستان فیلم در کشور خیالی “کنداق” اتفاق میافتد که توسط گروه اشغالگر “اینترگنگ” تسخیر شده است. مردم این سرزمین چشم به راه بازگشت قهرمانی به نام آدام (دواین جانسون) هستند که هزاران سال پیش بر حاکم ستمگرش پیروز شده بود. این آرزو در نهایت محقق میشود اما…
برای یادگیری پیشرفته، به نقد و بررسی ویدیویی فیلم Bird Box Barcelona مراجعه کنید.
در این مقاله نقد و بررسی فیلم اورکا (orca) اطلاعات مفیدی آمده است.
“بلک ادم” یکی دیگر از اشتباهات بزرگ دی سی در معرفی شخصیتهای کمیکبوکی به جهان سینماست. در شرایطی که حتی استودیو مارول نیز دوران طلایی خود را پشت سر گذاشته و آثار اخیرش با کاهش کیفیت روبرو شدهاند، دی سی میتوانست از این فرصت استفاده کند و قهرمان تازهاش را به شکلی درخشان به تماشاگران نشان دهد. اما “بلک ادم” بدترین نمونه از تکرار کلیشههای تکراری است.
توصیه میکنیم حتماً مقاله نقد و بررسی فیلم «بعد از رفتن» را مطالعه کنید.
“بلک ادم” نمونه بارزی از فیلمنامه آشفته و سیاستهای ساخت فیلمهای ابرقهرمانی در سینمای امروز است. جای تعجب نیست که با انتشار هر فیلم ابرقهرمانی جدید، شاهد سطح جدیدی از ابتذال در این ژانر هستیم. پیش از این، آخرین قسمت فیلم “ثور” به مرزهای تازهای از بیمزگی دست یافته بود و حالا “بلک ادم” با فیلمنامه بیسروپایش میتواند یک گام از سایر فیلمهای ابرقهرمانی جلوتر باشد!
توصیه میکنیم این مطلب نقد و بررسی فیلم وانکا (Wonka) را حتماً بخوانید.
برای مطالعه بیشتر، به نقد و بررسی بازی «Call of Duty Modern Warfare 2» سری سر بزنید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً نقد و بررسی فیلم پری دریایی (The Little Mermaid) را بخوانید.
برای گسترش دانش خود، مقاله نقد و بررسی فیلم اکولایزر 3 (The Equalizer 3) را مطالعه کنید.

مشکل اصلی فیلم “بلک ادم” مربوط به شخصیت محوری داستان است. ما با قهرمانی روبرو هستیم که نه به خوبی معرفی میشود و نه اطلاعات کافی درباره او داریم. طرز برخورد سازندگان فیلم با این شخصیت آنقدر عجیب و غیرقابل درک است که حتی پس از دو ساعت تماشای او روی پرده سینما، باز هم نمیتوانیم درک روشنی از وضعیت و شخصیت او پیدا کنیم. از یک سو قرار است موجودی شرور و ترسناک باشد، اما ناگهان با رفتارهای بامزه و گفتن جوکهای مختلف غافلگیرمان میکند! گاهی هم وقتی درگیریهایش با دیگران تمام میشود، میرود و به یک مجسمه خیره میشود، اتفاقی که نه یک بار، بلکه چندین بار در طول فیلم تکرار میشود. در نهایت، نمیتوانیم به یک تصویر روشن و ثابت از شخصیت او برسیم.
از طرف دیگر، فیلم چندین ابرقهرمان دیگر را هم به داستان اضافه کرده که وضعیت آنها حتی از شخصیت اصلی هم پیچیدهتر است. این شخصیتها نه به درستی معرفی میشوند و نه میفهمیم اصلاً از کجا آمدهاند. فیلم از همان ابتدا آنها را سوار هواپیما کرده و مستقیم به وسط ماجرا میبرد، فقط برای اینکه بیننده چند سکانس اکشن با قدرتهای ویژه ببیند و هیجانزده شود! این یک فرمول تکراری است که میتوان صدها بار در فیلمهای مختلف از آن استفاده کرد و هر بار هم شاهد شخصیتهای بیهویتی باشیم که یا با نوک انگشتانشان دیوار را سوراخ میکنند یا با یک فوت کوه را جابهجا میکنند. در این آشفتگی فیلمسازی، هر ایدهای قابل اجراست و هیچ نیازی به ساختن و پرورش شخصیتها وجود ندارد. فقط پرواز کردن و لگد زدن آنها مهم است.

روابط بین شخصیتهای داستان هم میتواند نمونهای از طنز ناخواسته باشد. در جایی از فیلم، پس از یک درگیری سخت چند دقیقهای، ناگهان تمام افراد درگیر در جنگ، کنار هم مینشینند تا گفتوگو کنند! گاهی دشمنان خونین یکدیگرند و لحظاتی بعد، همپیمان میشوند. یک لحظه قهرمان مردم هستند و دقایقی بعد، تنها به فکر منافع خودشان هستند. فیلمنامه «بلک ادم» به شکلی غیرعادی، یک نمونه کامل از بیتوجهی به اصول درست فیلمنامهنویسی است.
دواین جانسون در نقش اصلی «بلک ادم» یک ناامیدی بزرگ محسوب میشود. بازیگری که قصد داشته شرور و خشن به نظر برسد، نهتنها در این راه موفق نبوده، بلکه تلاشش باعث شده بازی ضعیفی از خود به نمایش بگذارد. سکوتهای طولانی و بروز احساساتش در برخی صحنهها، احتمالاً یکی از weakest performances او در سالهای اخیر در سینما را ایجاد کرده است. سایر بازیگران فیلم نیز وضعیت بهتری نسبت به دواین جانسون ندارند و علاوه بر اینکه شخصیتهایشان بیهویت است، در اجرای نقش هم عملکرد قابل قبولی ارائه ندادهاند.

فیلم «بلک آدام» نمونهی کاملی از مشکلاتی است که در سالهای اخیر سینما را درگیر کرده. در این فیلم، داستان و کارگردانی به کلی فراموش شده و جای خود را به فرمولهای تکراری کمپانیهای بزرگ دادهاند؛ فرمولهایی که هر بار فقط ظاهرشان عوض میشود و دوباره به خورد مخاطب داده میشوند. این فیلم برای کسانی ساخته شده که هنگام تماشا، فکر کردن و سؤال پرسیدن را کاملاً کنار میگذارند و در عوض، تعریف تازهای از سینما در ذهنشان شکل میگیرد. تعریفی که در آن، مهمترین افراد پشت صحنه، متخصصان جلوههای ویژه هستند و بقیهی عوامل تقریباً نقش چندانی در خلق اثر ندارند.

منتقد: میثم کرامی
این نوشته به طور ویژه برای وبسایت «مووی مگ» تهیه شده است. کپیبرداری از این مطلب بدون اشاره به نام منبع و سایت مووی مگ، مجاز نیست و پیگرد قانونی خواهد داشت.
توصیه میکنیم این مطلب نقد و بررسی فیلم زودپز را حتماً بخوانید.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در نقد و بررسی بازی اساسینز کرید: سایه ها (Assassin’s Creed Shadows) پیدا کنید.
برای گسترش دانش خود، مقاله نقد فیلم زن پادشاه (The Woman King) را مطالعه کنید.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه نقد و بررسی فیلم مغز و استخوان.
برای یادگیری پیشرفته، به نقد و بررسی فیلم خرچنگ مراجعه کنید.
توصیه میکنیم حتماً مقاله نقد سریال شی هالک (She-Hulk) را مطالعه کنید.
به صفحه اینستاگرام مووی مگ ملحق شوید.
در این مقاله نقد و بررسی فیلم شب، داخلی، دیوار (Beyond The Wall) اطلاعات مفیدی آمده است.
برای مطالعه بیشتر، به نقد و بررسی فیلم راهبه 2 (The Nun II) سری سر بزنید.

