فیلم «جولت» با این هدف ساخته شده که بتواند موفقیتهای کیت بکینسل در نقش زنان قهرمان را تکرار کند. بکینسل پس از مجموعه فیلمهای «دنیای زیرزمینی» دیگر به موفقیت چشمگیری دست نیافته بود و حالا با بازگشت به سینمای اکشن میخواهد نشان دهد که همچنان میتوان روی او به عنوان یک ستاره حساب کرد.
داستان فیلم درباره زنی به نام لیندی (با بازی کیت بکینسل) است. او نمیتواند خشم خود را کنترل کند، به همین دلیل دستگاهی برایش طراحی شده که هر وقت عصبانی میشود، با فشردن یک دکمه، آرامش به زندگیش بازمیگردد. در چنین شرایطی، لیندی پس از مدتها با مردی آشنا میشود و به او علاقه پیدا میکند، اما…
«جولت» مانند بسیاری از فیلمهای اکشن جدیدی که این روزها توسط سرویسهای پخش آنلاین مانند نتفلیکس ارائه میشوند، بر اساس فرمولهای مشخص و قابل پیشبینی ساخته شده است. به نظر میرسد با توجه به استقبال مخاطبان از این رسانهها، این فرمولها یادداشتبرداری شده و در اختیار نویسندگان قرار میگیرد تا هر بار به شکلی تازه، همان عناصر موفق را در قالب یک داستان ناتمام به تماشاگران عرضه کنند. با این حال، جدیدترین محصول کمپانی آمازون، یعنی «جولت»، علاوه بر اینکه تمامی قواعد کلیشهای را به طور کامل رعایت کرده، از نظر داستانی نیز شباهتهایی به فیلم «کرنک» با بازی جیسون استاتهام دارد.

در این فیلم، جیسون استاتهام نقش فردی را بازی میکرد که به خاطر یک سم در بدنش، مجبور بود همیشه در حرکت باشد تا زنده بماند. این ایده در فیلم «Jolt» به شکل دیگری دیده میشود. داستان درباره زنی است که ممکن است هر لحظه خشمش باعث شود کنترل خود را از دست بدهد و دست به خشونت بزند. به همین دلیل، یک دستگاه عجیب به او وصل شده تا با فشردن یک دکمه، آرام شود و خشمش کمتر شود. این خلاصه کوتاه، تمام چیزی است که در طول فیلم میبینیم و داستان چندان گسترش پیدا نمیکند.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در نقد و بررسی فیلم قاتلین ماه گل (Killers of the Flower Moon) پیدا کنید.
مقاله نقد و بررسی فیلم غلبه (Vanquish) حاوی اطلاعات جامعی است.
برای مطالعه بیشتر، به نقد و بررسی فیلم روزی روزگاری آبادان سری سر بزنید.
فیلم، بعد از جمله ابتدایی که میگوید: «لیندی از همان اول قدرت خاصی داشت!» و از بیننده میخواهد آن را بدون پرسش بپذیرد، هیچ توضیح بیشتری درباره این شخصیت ارائه نمیدهد. در واقع، شخصیت اصلی داستان که قرار است بیننده را با خود همراه کند، دلیل قانعکنندهای برای اهمیت دادن به خودش نشان نمیدهد. او بیدلیل به دیگران حمله میکند، ناگهانی عاشق میشود و سپس مانند یک قهرمان شکستناپذیر بازمیگردد تا با پلیس، سازمانهای جاسوسی و حتی گروههای مبارزه غیرقانونی درگیر شود! در تمام این مدت، بیننده نمیفهمد چرا و چگونه لیندی به چنین قدرتی رسیده که تقریباً شکستناپذیر شده است. تنها اشاره فیلم به همان جمله ابتدایی و آموزشهای نظامی در کودکیاش است، که آن هم به خوبی توضیح داده نشده.

داستان فیلم “Jolt” نیز از نظر منطقی دچار مشکل است. بعد از اینکه لیندی با یک بحران احساسی روبرو میشود، فیلم ناگهان او را در موقعیتهایی قرار میدهد که هیچ توجیه عقلانی برای آنها وجود ندارد. او یکباره خودش را در یک باشگاه مبارزه مییابد، سپس به اداره پلیس میرود و پرونده یک قتل را با خود میبرد، و در اوج تنشهای فیلم، به یک سازمان مرموز و ترسناک راه پیدا میکند که نحوه معرفی آن، به شکلی ناخواسته حالت خندهدار ایجاد کرده است. این سازمان بسیار بزرگ و قدرتمند است و ظاهراً هیچکس در دنیا جرات نزدیک شدن به آن را ندارد، اما فیلمسازان لیندی را نشان میدهند که از دیوارهای آن آویزان شده و با دست و پا خودش را تا صد طبقه بالا میکشد!
در صورت علاقهمندی، مطلب نقد و بررسی فیلم کاناپه را از دست ندهید.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه نقد و بررسی فیلم تمساح خونی.
بازگشت کیت بکینسل به سینما با یک فیلم اکشن، این بار برایش خوششانسی نیاورده است. بکینسل که حدود ده سال پیش با مجموعه فیلمهای “Underworld” به ستارهی غیرقابل انکار سینمای اکشن تبدیل شده بود، حالا با فیلم “Jolt” قصد داشت موفقیت قبلی خود را تکرار کند، اما فیلمنامه و شخصیتسازی ضعیف مانع از بازگشت دوران درخشان این بازیگر شده است. تأکید عجیب و بیجای سازندگان بر بامزه بودن شخصیت لیندی، در حالی که بکینسل حداقل تا به امروز با چنین نقشهایی بیگانه بوده، یکی از دلایل اصلی ضعف فیلم است. بکینسل در صحنههای اکشن، همانطور که انتظار میرود، عملکرد درخشانی دارد و تجربه ارزشمند گذشتهاش در اینجا به کمکش آمده، اما لیندی شخصیتی نیست که دوباره بتواند نام او را بر سر زبانها بیندازد.
مقاله نقد و بررسی سریال جادوگران مایفر (Mayfair Witches) منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.
توصیه میکنیم حتماً مقاله نقد و بررسی فیلم آسمان غرب را مطالعه کنید.

«Jolt» نمونهای از فیلمهای اکشن تکراری است که این روزها به تعداد زیاد در پلتفرمهای استریم منتشر میشوند. این فیلمها از نظر محتوایی تفاوت چندانی با هم ندارند و فقط شخصیتها و بخشهای کوچکی از داستان در آنها عوض میشود. شاید خلاقانهترین بخش فیلم، همان صحنه جادویی باشد که وقتی بزرگترین تبهکار جهان در کنار یکی از خطرناکترین قاتلان قرار میگیرد، یک اتفاق غیرمنتظره تمام معادلات زندگی آنها را به هم میریزد و در نهایت، جهان را از شر آنها نجات میدهد. این اتفاق، همان قاعدگی ماهانه لیندی است که هیچکس آن را پیشبینی نکرده بود؛ ایدهای نو و جالب برای رهایی دنیا از دست شروران!

منتقد: میثم کرامی
این نوشته به طور ویژه برای وبسایت «مووی مگ» تهیه شده است. کپیبرداری از آن بدون اشاره به منبع و ذکر نام سایت مووی مگ مجاز نیست و پیگرد قانونی خواهد داشت.
لطفاً به صفحه اینستاگرام مووی مگ بپیوندید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً نقد و بررسی فیلم قاصد (The Courier) را بخوانید.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله نقد و بررسی فیلم آبی روشن مراجعه کنید.
توصیه میکنیم حتماً مقاله نقد و بررسی فیلم بیمادر را مطالعه کنید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً نقد و بررسی فیلم بدون پشیمانی (Without Remorse) را بخوانید.
مقاله Killers of the Flower Moon بهترین فیلم سال از نگاه «هیأت ملی نقد» حاوی اطلاعات جامعی است.

