فیلم «دکتر استرنج ۲» همانطور که قبلاً سازندگانش قول داده بودند، به گسترش دنیاهای موازی در مجموعه فیلمهای مارول ادامه میدهد. این اتفاق پیش از این در فیلم «مرد عنکبوتی» هم افتاده بود که با فروش بسیار خوبش در سینماها، هدف مارول را تأیید کرد. حالا در «دکتر استرنج ۲» این ایده باز هم بزرگتر شده و ما با چندین دنیای موازی و شرایط مختلف روبرو میشویم. اما همین روش، تبدیل به نقطه ضعف اصلی فیلم شده و باعث به وجود آمدن یک آشفتگی اساسی در داستان گشته است.
ماجرای فیلم از جایی شروع میشود که در یک روز معمولی، آسمان ناگهان شکافته میشود و یک دختر نوجوان به همراه یک هیولای عجیب از آن خارج میشوند. خیلی زود مشخص میشود که این نوجوان توانایی سفر بین دنیاهای موازی را دارد و این قدرت میتواند تهدیدی جدی برای اهریمن داستان باشد. به همین خاطر، دکتر استرنج (بندیکت کامبربچ) موضوع را با واندا (الیزابت اولسن) در میان میگذارد اما …
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب نقد و بررسی سریال گردن زنی را بخوانید.

فیلم اول «دکتر استرنج» روی خود شخصیت دکتر استرنج و اتفاقات دنیای اصلی متمرکز بود و همین باعث میشد کاراکترهایش باورپذیر به نظر برسند. اما در قسمت دوم، «دکتر استرنج در چندجهانی دیوانگی»، به خاطر تعداد زیاد دنیاهای مختلف و وقت کم فیلم برای معرفی شخصیتهای هر کدام، ما با آدمهای کاریکاتوری و سادهای روبهرو میشویم که فیلم را از آن حال و هوای جدی که میخواهد داشته باشد، دور میکند.
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً نقد مسعود فراستی بر سریال « گامبی وزیر » / انگار بازی منچ یا مار و پله است! را بخوانید.
در این فیلم، ما با شخصیتی به نام آمریکا آشنا میشویم، اما هیچ چیز از گذشتهاش نمیدانیم و درست و حسابی به ما معرفی هم نمیشود. به نظر میرسد سازندگان میخواستند اول او را در حال فرار نشان دهند، بعد بیمقدمه وارد داستان کنند و فکر میکردند همین که در صحنهها حاضر باشد، کمکم برایمان قابل درک میشود! این در حالی است که دکتر استرنج حاضر است حتی قلعه را فدا کند تا او را نجات دهد و واندا هم به هر قیمتی میخواهد قدرت او را بگیرد، اما ما اصلاً نمیدانیم این آمریکا کیست، از کجا آمده و چرا اینقدر بیحرکت و منفعل است.
توصیه میکنیم این مطلب نقد و بررسی فیلم آبادان یازده 60 را حتماً بخوانید.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه نقد و بررسی فیلم سرزمین عجایب ویلی (Willy’s Wonderland).
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب نقد و بررسی سریال پسرها ( The Boys ) را بخوانید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، نقد سریال نوبت لیلی را از دست ندهید.
با این حال، مشکل اصلی فیلم فقط این نیست. ماجرای عاشقانه بین دکتر استرنج و کریستین هم مثل یک تکه وصله ناجور به نظر میرسد. این رابطه در فیلم اول به شکل نسبتاً قابل قبولی شروع شد، ولی بعد رها شد و حالا در قسمت دوم ناگهان به یکی از موضوعات اصلی تبدیل شده؛ طوری که دکتر استرنج دلباخته، میخواهد احساساتش را به کریستین اعتراف کند. متأسفانه سازندگان این خط داستانی را به سادهترین و سطحیترین روش ممکن پیش بردهاند تا در نهایت به یک سخنرانی نوجوانانه از زبان دکتر استرنج درباره عشق برسیم. تعریف کردن از عشق در فیلم خوب است، اما باید از قبل برایش زمینهچینی درستی شده باشد. در دنیای سینمایی مارول، انگار میشود ناگهان از قدرت عشق حرف زد، بدون اینکه نشان داده باشد شخصیتها به بلوغ و منطق بزرگسالانهای برای درک آن رسیدهاند.
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب نقد فیلم کوچه کابوس (Nightmare Alley) را بخوانید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً نقد و بررسی فیلم تام و جری (Tom and Jerry) را بخوانید.

متأسفانه حتی شخصیتهای فرعی داستان هم مدام با موقعیتهای عجیب و غیرمنطقی روبرو میشوند. شاید عجیبترین بخش فیلم، زمانی است که گروهی به نام «ایلومینیتی» معرفی میشوند. نحوه معرفی این گروه بیشتر شبیه به کاراکترهای بازیهای کامپیوتری قدیمی است (حتی یکی از آنها برای نشان دادن خودش، یک سپر به دیوار پرتاب میکند!). به نظر میرسد این گروه از قدرتمندترین ابرقهرمانان تشکیل شده، اما تنها پس از دقایقی کوتاه که برای معرفی آنها صرف میشود، ناگهان همه آنها از بین میروند! در نبرد آنها، نه آن ابرقهرمانی که به عنوان نابغه شناخته میشود میتواند درست محاسبه کند، و نه آن یکی که ویرانگر معرفی شده، توانایی دفاع از خود را دارد. فیلم «دکتر استرنج ۲» پر از چنین شخصیتها و صحنههای بیسروته است!
برای گسترش دانش خود، به مقاله نقد و بررسی قسمت اول سریال ازازیل سر بزنید.
در صورت علاقهمندی، مطلب نقد و بررسی فیلم ددپول و ولورین (Deadpool & Wolverine) را از دست ندهید.
علاوه بر اینها، پایانبندی فیلم هم بسیار سطحی و عجولانه است. پایانی که مثل همیشه، فاقد منطق درست است و همه چیز در آن یکباره تغییر میکند. درست وقتی فیلم به انتها نزدیک میشود، قدرت شخصیت آمریکا که در تمام طول داستان بر ناتوانی او در کنترل آن تأکید شده، ناگهان و بدون دلیل مشخصی به دستش میافتد و او شروع به سفر در جهانهای موازی میکند! از طرفی، واندا که در طول فیلم افراد زیادی را کشته و جهانهای موازی را به آشوب کشانده، یکباره به یاد میآورد که مادر خوبی نیست و دارد همه چیز را خراب میکند و به این شکل، تمام مشکلات فیلم حل میشود! این پایانبندی را میتوان نمونهای از یک ضعف بزرگ در فیلمنامهنویسی آثار پرفروش هالیوودی دانست، که هر بار بیش از پیش، سینما را به سوی نابودی پیش میبرند.
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره نقد فیلم Ambulance بیابید.

فیلم دکتر استرنج ۲ در انتقال مفهوم اصلی خود به بیننده ناتوان است و به سختی میتواند حرفش را با زبان سینما بیان کند. در نگاه اول، جلوههای ویژه فیلم بسیار چشمگیر و بینقص به نظر میرسند، اما آیا این جلوههای کامپیوتری میتوانند جای خالی فیلمنامهی ضعیف و کارگردانی ناموفق را پر کنند؟
وقتی در فیلمهای ابرقهرمانی، شخصیتها عمق و جذابیت خود را از دست بدهند، نتیجه چیزی شبیه به همین فیلم خواهد شد: اثری که نه با شخصیتهایش ارتباط برقرار میکنی و نه حتی برایت مهم است چه اتفاقی برایشان میافتد.
پس از پایان فیلم، نه آن اشکهای تصنعی دکتر استرنج در خاطرت میماند و نه آن سفرهای پیچیده در دنیاهای موازی که بیشتر شبیه صحنههایی تکراری برای مواجهه با شخصیتهای کماهمیت است. دکتر استرنج ۲ حتی به عنوان یک فیلم سرگرمکننده و ساده هم ضعفهای آشکاری دارد.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه نقد و بررسی فیلم پلتفرم 2 (The Platform 2).

منتقد: میثم کرامی
این نوشته به طور ویژه برای وبسایت «مووی مگ» تهیه شده است. کپیبرداری از این مطلب بدون اشاره به نام منبع و آوردن لینک سایت مووی مگ، مجاز نیست و پیگرد قانونی خواهد داشت.
ما را در صفحه اینستاگرام مووی مگ دنبال کنید.
در صورت علاقهمندی، مطلب نقد فیلم «Uncharted» را از دست ندهید.
مقاله نقد و بررسی بازی «Dying Light 2» حاوی اطلاعات جامعی است.
توصیه میکنیم حتماً مقاله نقد فیلم کینگزمن (The King’s Man) را مطالعه کنید.
توصیه میکنیم این مطلب نقد و بررسی فیلم بیبی گرل (Babygirl) را حتماً بخوانید.
در صورت علاقهمندی، مطلب نقد و بررسی سریال گامبی وزیر (The Queen’s Gambit) را از دست ندهید.
توصیه میکنیم حتماً مقاله نقد و بررسی فیلم نوسفراتو (Nosferatu) را مطالعه کنید.

