فیلم “ددپول و ولورین” از نظر نحوه معرفی و تبلیغات، یکی از برترین نمونههای سینمایی در سالهای اخیر بوده است. این فیلم با عملکرد درخشان و فروش فوقالعادهای که در گیشه داشت، توانست همه را متوجه خود کند و برای سومین قسمت از یک مجموعه ابرقهرمانی، یک دستاورد بسیار بزرگ به حساب میآید. به همین خاطر، کمپین تبلیغاتی “ددپول و ولورین” یک نمونه عالی برای کسانی است که به موضوع بازاریابی علاقهمند هستند.
وقتی میخواهیم در مورد فیلم “ددپول و ولورین” صحبت کنیم، بهتر است اول به نقاط قوت آن بپردازیم. سومین قسمت ددپول در بخش جلوههای بصری و صحنههای اکشن، یکی از برجستهترین فیلمهای امسال است. خوشبختانه تیم سازنده در این زمینه کوتاهی نکرده و در مقایسه با دو فیلم قبلی، این قسمت صحنههای اکشن بسیار بیشتری دارد که همه آنها نیز به خوبی طراحی و با کیفیت بالا ساخته شدهاند. اما مشکل اصلی “ددپول و ولورین”، همان مسئلهای است که در این سالها هواداران سینما را به دو گروه تقسیم کرده است؛ یعنی مشکل در بخش فیلمنامه!
در صورت علاقهمندی، مطلب نقد و بررسی فیلم من هنوز اینجا هستم (I’m Still Here) را از دست ندهید.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه نقد و بررسی فیلم ایوا ( Ava ).
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله نقد و بررسی فیلم کیف سیاه (Black Bag) مراجعه کنید.
توصیه میشود به مطالعه مقاله نقد فیلم سقوط (Fall) ادامه دهید.

میتوان با اطمینان گفت که تیم سازنده فیلم «ددپول و وولورین» کار بزرگی انجام داده و توانستهاند از هیچ، یک فیلمنامه برای قسمت سوم ددپول خلق کنند. در واقع آنها برای پیش بردن داستان، ایده مشخصی نداشتهاند و به همین دلیل، از هر عنصر نامربوطی که در دسترس بوده استفاده کردهاند تا مدت زمان فیلم را پر کنند.
مقاله نقد و بررسی فیلم مالک ( Possessor ) منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.
شاید برای بسیاری از طرفداران جوان سینما، فیلمنامه آثاری مثل «ددپول و وولورین» چندان مهم نباشد. این گروه سالهاست که باور دارند صحنههای اکشن جذاب، از هر نوع داستانگویی و شخصیتپردازی مهمتر است. این تفاوت نگاه در سالهای اخیر بیشتر به چشم میخورد و حالا قسمت سوم ددپول دوباره این پرسش را زنده کرده که آیا واقعاً فیلمنامه نقشی در جذابیت یک فیلم ندارد؟
شاید برای پاسخ به این پرسش، خوب باشد نگاهی به قسمت اول ددپول بیندازیم. در آن فیلم، قهرمان داستان با یک بحران بزرگ روبهرو بود و درگیر کشمکشی درونی برای غلبه بر شرایطش میشد. او با تکیه بر شوخیهای پیاپی، در مسیری ارزشمند از نظر قصه و روایت قرار گرفت که تماشاگر را با خود همراه میکرد. ددپول در آن فیلم هویت مستقل داشت و به خاطر همین، بینندگان به او علاقه پیدا کردند.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در نقد فیلم ثور: عشق و تندر (Thor: Love and Thunder) پیدا کنید.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله نقد و بررسی سریال بزرگ شده توسط گرگ ها ( Raised by Wolves ) مراجعه کنید.

در بخش سوم این مجموعه، این ویژگیها کاملاً نادیده گرفته شدهاند. دیگر اثری از عشق و نمایش آن نیست و هیچ توجهی به مسائل اخلاقی به سبک همیشگی ددپول وجود ندارد. هرچند سازندگان در ابتدا و پایان فیلم، حدود پنج دقیقه، موضوع خانواده را مطرح میکنند (مانند بسیاری از آثار ابرقهرمانی) اما این اشاره فقط برای پر کردن فیلم است وگرنه بیننده در طول داستان چیزی جز شوخیهای پشت سر هم ددپول نمیبیند.
این شوخیها که قبلاً از نقاط قوت فیلم به شمار میرفتند، حالا در قسمت سوم به ضعف اصلی تبدیل شدهاند. تعداد این شوخیها به شکل عجیبی زیاد شده و از حد تعادل خارج شده است. خیلی از آنها هم تأثیر خود را از دست دادهاند. رابطه بین ددپول و ولورین و شوخیهای مداوم ددپول، پس از مدتی بیننده را خسته میکند و حتی باعث میشود برخی از شوخیهای جالب فیلم هم نادیده گرفته شوند.
برای گسترش دانش خود، مقاله نقد فیلم بلوند (Blonde) را مطالعه کنید.
اگر سوالاتی دارید، مقاله نقد و بررسی بازی KARMA: The Dark World به شما کمک خواهد کرد.
وارد کردن شخصیتهای ابرقهرمانی دیگر به داستان هم یکی دیگر از انتخابهای عجیب سازندگان است که در این فیلم دلیل منطقی ندارد. حضور ولورین (با بازی هیو جکمن) در داستان، هیچ توجیهی ندارد و به جز اهداف تبلیغاتی و افزایش فروش، دلیل دیگری برای آن وجود ندارد. ولورین در داستان سردرگم است و حتی خودش هم نمیداند چه کاری میخواهد انجام دهد! علاوه بر این، حضور قهرمانان دیگری مثل الکترا و بلید را هم باید در نظر گرفت که وضعیت آنها از ولورین هم نامعلومتر است!
با این حال، همان طور که گفته شد، «ددپول و ولورین» از نظر جلوههای ویژه و صحنههای اکشن، فیلمی با کیفیت و سرگرمکننده است و میتواند برای کسانی که به دنبال فیلمنامه و شخصیتپردازی عمیق نیستند، جذاب و دیدنی باشد. اما بینندگانی که به چیزی بیش از اکشن در یک فیلم اهمیت میدهند (چیزی که حتی در قسمت اول ددپول هم وجود داشت)، از تماشای «ددپول و ولورین» تجربه چندان خوبی به دست نخواهند آورد.
امتیاز: ۵ از ۱۰
منتقد: میثم کریمی

