برنامهریزی مارول برای ادامه دادن فیلم پُرطرفدار «پلنگ سیاه» پس از درگذشت ناگهانی بازیگر اصلی آن، کاملاً دگرگون شد. فیلمی که در ابتدا قرار بود داستان شخصیت اصلی خود را دنبال کند، مسیر جدیدی در پیش گرفت و این بار، خواهر تچالا، یعنی شوری، را در نقش راوی و محور داستان قرار داد. اما آیا این تغییر باعث شده که «پلنگ سیاه: واکاندا برای همیشه» از قسمت اول بهتر باشد؟ در این نوشته به این پرسش پاسخ خواهیم داد.
پس از مرگ پلنگ سیاه، واکاندا با واقعیتهای تازهای روبهرو شده و قدرتهای خارجی در پی آن هستند تا منابع باارزش این سرزمین را به دست آورند. در این میان، ظهور قبیلهای اسرارآمیز که در اعماق دریا زندگی میکنند، همه معادلات را بر هم میریزد و…
«پلنگ سیاه: واکاندا برای همیشه» با زمانی بیش از دو ساعت و نیم، یکی از بلندترین فیلمهای دنیای سینمایی مارول به شمار میرود. بخش قابلتوجهی از این زمان به بزرگداشت و خداحافظی از شخصیت پلنگ سیاه اختصاص دارد. در طول فیلم، صحنههای مختلفی از سوگواری به تصویر کشیده میشود تا تماشاگران بتوانند به شکلی احساسی با این قهرمان خداحافظی کنند. با این حال، جدا از این بخش عاطفی، خود داستان فیلم چیز فراتر از الگوهای همیشگی و تکراری فیلمهای ابرقهرمانی ارائه نمیدهد.
اگر به این موضوع علاقه دارید، ریچل زگلر در واکنش به نقدهای منفی Shazam 2: این روزها تنفر جذابیت دارد! را از دست ندهید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً نقد و بررسی فیلم آکوامن: قلمرو گمشده (Aquaman and the Lost Kingdom) را بخوانید.
برای مطالعه بیشتر، به نقد و بررسی فیلم شهرک سری سر بزنید.
توصیه میکنیم این مطلب نقد، بررسی و قیمت گوشی سامسونگ اس 24 اولترا (Galaxy S24 Ultra) را حتماً بخوانید.

«واکاندا برای همیشه» این بار شخصیتی به نام «نیمور» را معرفی کرده است؛ موجودی قدرتمند که به همراه قبیلهاش در اعماق اقیانوس زندگی میکند و شرایط زندگی آنان بسیار شبیه به داستان «آکوامن» است. این جامعه زیرآبی، قابلیتهای زیادی برای روایت یک داستان تازه و جذاب دارد؛ اما سازندگان فیلم ترجیح دادهاند به سراغ کلیشههای تکراری بروند و داستانی را تعریف کنند که پیشتر بارها شنیدهایم. در این فیلم، ما با شخصیتی روبرو میشویم که در دریا بزرگ شده، اما نفرتی عمیق نسبت به انسانهای ساکن خشکی دارد. دلیل این کینه، خاطرهای است از دوران کودکیاش که شاهد ظلم بردهداران و استعمارگران بوده است. فیلم تنها با تکیه بر همین یک صحنه، شخصیتی را به مخاطب نشان میدهد که تا ابد از انسانهای خشکینشین کینه به دل دارد و میخواهد آنها را از بین ببرد.
مقاله نقد و بررسی فیلم برادران لیلا (Leila’s Brothers) حاوی اطلاعات جامعی است.
قسمتی از داستان که در خشکی اتفاق میافتد، حتی از بخش مربوط به نیمور نیز ضعیفتر است. در این بخش، شاهد رویدادهایی هستیم که ارتباط چندانی به خط اصلی داستان ندارند. این بخش نه تنها به هسته مرکزی ماجرا — یعنی درگیری بین واکاندا و قبیله نیمور — کمکی نمیکند، بلکه پر از پیامهای سیاسی آشکار و شعارهای تکراری است که بعید است روی مخاطب بزرگسال سینما تأثیر بگذارد. این نوع شعارهای سیاسی و جهتگیریهای تکراری، چیزی است که تنها در فیلمهای ابرقهرمانی میتوان نمونهاش را پیدا کرد.

متأسفانه فیلمنامه فیلم “بلک پنتر: واکاندا فوراور” در پایان با یک تغییر ناگهانی غیرمنتظره روبرو میشود که حتی از انگیزههای ساده شخصیت نیمور در طول فیلم هم ضعیفتر است. در این قسمت ناگهان نیمور تصمیم میگیرد از خواستههایش کوتاه بیاید و نه به دانشمند کاری داشته باشد، نه به ساکنان خشکی و نه به هیچ انسان دیگری! این در حالی است که تا نزدیکیهای پایان فیلم، او پر از کینه و خشم نشان داده میشد و قرار نبود از هدفش دست بردارد. اما در نهایت تصمیم میگیرد همه چیز را رها کند، به اعماق دریا بازگردد و فقط منتظر بماند تا کشتیهای جدید انسانها قلمروش را تهدید کنند. این روایت بسیار سطحی و بیعمق است و اصلیترین چیزی که در آن missing است، منطق داستانی است.
با این وجود، نمیتوان انکار کرد که “بلک پنتر: واکاندا فوراور” از نظر جلوههای ویژه و کارگردانی صحنههای اکشن، یکی از آثار دیدنی و هیجانانگیز سال است که میتواند هر بینندهای را شگفتزده کند. صحنههای نبرد در نیمه دوم فیلم تنوع بیشتری دارد و از نظر اجرایی نیز نسبت به قسمت اول پیشرفتهایی داشته که باعث شده این اثر از جنبه بصری بسیار قابل تحسین باشد.

در میان بازیگران این فیلم، آنجلا بست بدون شک بهترین اجرا را دارد. او به شکلی استادانه احساسات پنهان و آشکار شخصیت ملکه را به بیننده نشان میدهد. اما بقیه بازیگران، به ویژه لتیشیا رایت که نقش اصلی را بازی میکند، نتوانستهاند عملکرد درخشانی داشته باشند. رایت پس از مرگ ناگهانی چادویک بوزمن، این فرصت را پیدا کرد که نقش محوری فیلم را بر عهده بگیرد، اما بازی او ثابت کرد که هنوز برای ایفای چنین نقش بزرگی به تجربه بیشتری نیاز دارد. اجرای او در صحنههایی که باید رهبری را بر عهده بگیرد، به طور محسوسی ضعیفتر است.
در مقابل، تنوش هورتا وضعیت بهتری دارد. اگرچه شخصیت نیمور از نظر طراحی و گفتار شبیه به شخصیتهای فیلمهای هندی است، اما هورتا تا حدی توانسته از عهده نقش خود بربیاید و عملکرد قابل قبولی ارائه دهد.
فیلم «پلنگ سیاه: واکاندا برای همیشه» از نظر جلوههای بصری و جنبههای فنی اثری تحسینبرانگیز است و مطمئناً طرفداران ژانر اکشن را راضی خواهد کرد. اما در مقابل، فیلمنامه — که در دنیای ابرقهرمانی اغلب نادیده گرفته میشود — در این جدیدترین اثر مارول هم ضعیف است. ما با داستانی روبرو هستیم که در آن نه انگیزه شخصیتها به خوبی توضیح داده میشود و نه شخصیتها از حالت تکبعدی خارج میشوند. در نهایت، «واکاندا برای همیشه» از نظر بصری خیرهکننده است، اما از نظر محتوایی چیزی فراتر از کلیشههای همیشگی ارائه نمیدهد.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه نقد و بررسی فیلم زودپز.

منتقد: رضا توسلی
این نوشته به طور ویژه برای وبسایت «مووی مگ» تهیه شده است. کپیبرداری از این مطلب بدون اشاره به نام منبع و سایت مووی مگ، مجاز نیست و پیگرد قانونی خواهد داشت.
توصیه میشود به مطالعه مقاله مسعود فراستی در نقد «The Whale»: آرونفسکی فیلمسازی بلد نیست، مثل فیلم مادر کثافتش! ادامه دهید.
لطفاً به صفحه اینستاگرام مووی مگ بپیوندید.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه نقد و بررسی فیلم خرچنگ.
برای مطالعه بیشتر، به نقد و بررسی بازی اساسینز کرید: سایه ها (Assassin’s Creed Shadows) سری سر بزنید.

