در روزهای اخیر، بیشتر به موضوع زبان و ترجمه و دگرگونیهای آن فکر کردهام. اندیشمندان و زبانشناسان بر این باورند که در زبان – نه یک زبان خاص، بلکه خودِ توانایی سخن گفتن – واژهای وجود دارد که همه چیز را زیر سؤال میبرد. تمدن بشری را به سمتی کشانده که امروز در آن قرار داریم. شاید حتی بتوان گفت که بنیان فلسفه و پرسشگری به سبک سقراط، بر پایه همین واژه بنا شده است: “چرا”.
سقراط در جستجوی چراییِ همه چیز بود، از دیگران میپرسید و از آنان میخواست که از خود بپرسند “چرا”. این رویکرد، اساس فلسفهورزی به شیوه سقراط و به طور کلی شکلگیری فلسفه به آن صورتی که امروز میشناسیم، شد.
در سینما، اگرچه “چگونگی” نقش اصلی را بازی میکند و معمولاً چرایی به پای چگونگی نمیرسد، ولی یک اثر هنری منسجم باید بتواند چراییهای درون خود را نیز توضیح دهد. هنرمند آزاد است اثرش را به هر شکل که میخواهد خلق کند، اما از طرفی باید برای ما روشن کند که چرا آن را اینگونه ساخته است. به بیان دیگر، باید بتواند از جهانی که میسازد دفاع کند. در واقع، چرایی به رابطه علت و معلولی در ساختار اثر مربوط میشود و تا زمانی که این رابطه ناقص باشد، ارتباط ما با اثر ضعیف یا قطع خواهد شد. قطع این ارتباط یعنی برانگیخته نشدن احساسات، یعنی ورود نکردن به دنیای اثر و در نهایت، بیثمر بودن کل تجربه.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله نقد سریال جیران مراجعه کنید.
در فیلم “شب قوزی”، پرسشهای “چرا” بیش از اندازه زیاد میشوند. aside from مشکلات معمول فیلمنامه، برشهای ناشیانه و عدم تداوم صحنهها – که در سینمای آن سالها شایع بود – تعداد دفعاتی که هنگام تماشای فیلم از خود پرسیدم “چرا” به حدی بود که دیگر نمیشد از آن گذشت.

چرا شخصیت اصغر آقا در داستان ما به “قوز” معروف شده و همه او را با این نام صدا میزنند؟ آیا قوز داشتن یا نداشتن او تأثیری در روند ماجرا دارد؟ نکته عجیبتر اینجاست که بعد از چند صحنه اول، که قوز او دیده میشود، در ادامه داستان دیگر اصلاً به چشم نمیآید.
چرا و چگونه جسد یک مرد قوزدار مانند سیخ کباب روی دو پا میایستد و به دیوار تکیه میدهد؟
چرا دوبله نقش زن اینقدر غیرطبیعی و ضعیف است؟
چرا در نیمههای شب، مأموران و دو مرد بیکار دیگر — که ظاهراً حتی آرایشگرها را نمیشناسند — یک ساعت پشت در منتظر میمانند؟
چرا و چطور همه، حتی یک پیرمرد ضعیف، به راحتی جنازه را مثل یک کیسه کاه این طرف و آن طرف حمل میکنند؟
چرا آن مرد بیکار در صحنه مسخره رقصیدن با جنازه — که شبیه فیلمهای کمدی صامت است — متوجه تفاوت آن با یک مانکن نمیشود؟
چرا صدای موسیقی مهمانی همسایه، مدام و بدون هیچ تغییر یا جلوه خاصی، مانند موسیقی متن فیلم پخش میشود؟
چرا همه شخصیتها حالتی بین گیجی و هوشمندی دارند؟
چرا در پایان فیلم، کلانتر ایده و طرح داستان را — که در ابتدا روی کاغذ خوب به نظر میرسید — با گفتن دیالوگهایی برای ما جمعبندی میکند؟ و چراهای دیگری که الان به خاطر نمیآورم.

کلانتر به جسد میگوید: «خیلی چیزها روشن شد!» اما این سؤال پیش میآید که واقعاً چه چیزی آشکار شده است؟ اصغر آقا خفه شده بود، ولی دکتر به شکلی غیرمنطقی و با گذاشتن گوشی روی قلب جنازه، علت مرگ را حمله قلبی اعلام کرد. سرنوشت آن نامهٔ مرموز چه شد؟ نامهای که در تمام طول فیلم به طور بیدلیلی اسرارآمیز باقی میماند و در پایان هم مشخص نمیشود چه نوشتهٔ مهمی در آن بوده که اینقدر مورد توجه است. آن زن و مرد اصلاً چه نقش و هویتی دارند؟ راستش را بخواهید، آقای کلانتر، هیچ چیز روشن نشد.
در صورت علاقهمندی، مطلب نقد و بررسی فیلم مدیترانه را از دست ندهید.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در نقد فیلم کشتار با اره برقی در تگزاس (Texas Chainsaw Massacre) پیدا کنید.
عناصر کمدی فیلم، با وجود صحنهآرایی نسبتاً خوب و برشهای مناسب، به جای ایجاد جذابیت و فضای شاد، به طور عجیبی باعث دافعه و بیمیلی میشوند.
در صورت علاقهمندی، مطلب نقد فیلم جیغ (Scream) را از دست ندهید.
برای گسترش دانش خود، مقاله نقد و بررسی سریال لوکی (Loki) را مطالعه کنید.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در نقد فیلم روز صفر پیدا کنید.
نکتهٔ دیگری که به نظرم میرسد این است که متأسفانه کممایگی سینمای ما در آن سالها به حدی بود که باعث شده برخی از افراد، به آثاری که تنها کمی در آنها تلاش و تفاوت دیده میشود، متوسل شوند و از آنها به شکلی اغراقآمیز تعریف کنند. همچنین عدهای دیگر علاقهٔ زیادی دارند تا هر چیزی را که مربوط به دوران موسوم به زمان شاه است، بیچون و چرا بستایند. اما سینمای آن دوره، جایگاه مناسبی برای چنین نگاه سنتی و ناامیدانهای نیست. به عنوان یک علاقهمند به سینما، با افسوس اعتراف میکنم که این واقعیت سخت و دردناک را پذیرفتهام که سینمای پیش از انقلاب ما، حتی به تعداد انگشتان یک دست هم اثر بینقص و قابل دفاع ندارد.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه نقد و بررسی انیمیشن لوکا (Luca).
منتقد: آصف ادهمی
این مطلب بهصورت اختصاصی برای سایت «مووی مگ» نوشته شده و برداشت از آن بدون ذکر دقیق منبع و اشاره به سایت مووی مگ، مجاز نیست و پیگرد قانونی دارد.
به صفحه اینستاگرام مووی مگ بپیوندید.
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره نقد و بررسی فصل دوم سریال دیدن (See Season 2) بیابید.
برای مطالعه بیشتر، به نقد سریال اوبی وان کنوبی (Obi-Wan Kenobi) سری سر بزنید.
در این مقاله نقد و بررسی فیلم در ارتفاعات (In the Heights) اطلاعات مفیدی آمده است.
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب نقد و بررسی بازی ایپکس لجندز موبایل (Apex Legends Mobile) را بخوانید.
اگر سوالاتی دارید، مقاله نقد و بررسی بازی فیفا 22 (FIFA 22) به شما کمک خواهد کرد.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله نقد و بررسی فیلم قلهک مراجعه کنید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، نقد و بررسی فیلم بی بدن را از دست ندهید.
برای یادگیری پیشرفته، به نقد و بررسی فیلم چرا گریه نمی کنی؟ مراجعه کنید.

