مجموعه فیلمهای «جیغ» از پرفروشترین و معروفترین فیلمهای ترسناک در سینما هستند. این فیلمها با هزینه کم ساخته شدند، اما درآمد بسیار بالایی داشتند. اولین فیلم این مجموعه در سال ۱۹۹۶ عرضه شد و هنوز هم محبوبترین قسمت آن به شمار میرود. قسمتهای بعدی هرچند نتوانستند مانند قسمت اول موفق باشند، اما همچنان در گیشه عملکرد خوبی داشتند و هواداران وفاداری پیدا کردند که همیشه از ساخت ادامهی آنها استقبال میکردند.
پس از فوت «وس کریون»، کارگردان اصلی فیلمهای «جیغ»، ساخت قسمتهای جدید برای مدتی نامشخص بود. سرانجام ده سال بعد از آخرین قسمت، یک فیلم جدید از این مجموعه منتشر شد. این فیلم در عنوان خود شماره ندارد تا نشان دهد که میخواهد داستانی تازه و متفاوت ارائه دهد.
برای گسترش دانش خود، مقاله نقد و بررسی فیلم مصلحت را مطالعه کنید.
توصیه میکنیم حتماً مقاله نقد و بررسی سریال دفتر یادداشت را مطالعه کنید.
بیستوپنج سال پس از حوادث ترسناک شهر وودزبرو، یک قاتل نقابدار دوباره به این شهر بازمیگردد و به یک نوجوان به نام تارا حمله میکند و او را به شدت مجروح میسازد. خیلی زود خواهر تارا از این اتفاق باخبر شده و به شهر برمیگردد. کسی که گذشتهای تاریک دارد و…

فیلمهای ترسناک و اسلشر، برخلاف بقیه سبکهای سینمایی، طرفداران متعهد و گروههای ویژهای دارند که با دقت زیاد به تحلیل آثار این ژانر میپردازند. آنها حتی درباره مفاهیم عمیق، دلایل و انگیزههای قتلهایی که در این فیلمها رخ میدهد، با هم بحث و گفتگو میکنند. فیلم جدید «جیغ» هم دقیقاً همین دسته از بینندگان را نشانه رفته و این بار داستان را از نگاه خودشان روایت کرده است. اگر در دهه نود میلادی انگیزه آدمکشی میتوانست مسائلی مانند رقابت یا حسادت باشد، حالا طرفداران پروپاقرص ژانر وحشت فرصتی پیدا کردهاند تا در جدیدترین قسمت «جیغ» خودشان را روی پرده سینما ببینند.
توصیه میکنیم این مطلب نقد و بررسی فیلم مرد گریان (Cry Macho) را حتماً بخوانید.
این نکته از آن جهت مهم است که سازندگان «جیغ ۵» عمداً به سراغ اصل و اساس این سبک رفتهاند و از بهروز کردن داستان با المانهای مدرن پرهیز کردهاند. این مسئله حتی در صحنههای اول فیلم هم به وضوح دیده میشود؛ جایی که شخصیتها درباره یک فیلم ترسناک با مؤلفههای قدیمی صحبت میکنند و کارگردانان مدرنی مثل جوردن پیل را نادیده میگیرند. این نگاه، بیشتر با سلیقه دوستداران فیلمهای اسلشر هماهنگ است و از قواعد کلاسیک این ژانر پیروی میکند. قواعدی که بسیاری آن را اساس واقعی سینمای وحشت میدانند و معتقدند هالیوود امروزی از این مسیر اصلی فاصله گرفته و دیگر فیلمهای ترسناک، آن تازگی و تاثیرگذاری گذشته را ندارند.

با این حال، هرچند سازندگان فیلم عشق و علاقهی خاصی به طرفداران پر و پا قرص فیلمهای ترسناک دارند، اما این دلبستگی باعث شده که مشکلات اساسی این گونه فیلمها در نسخه جدید هم دیده شود و حتی چیزهای تازهای به آن اضافه شود که ضعف داستان را بیشتر میکند. در دهه نود، قاتل نقابدار فیلم «جیغ» میتوانست قربانیانش را در موقعیتهای خاص و در حالتی تنها به کام مرگ بکشاند. حالا بعد از بیش از ده سال از آخرین کشتارها، او دوباره کشتار خود را شروع کرده، اما به شکل عجیبی، هر بار منطق داستان نادیده گرفته شده است. اوج مشکلات فیلم به صحنههای بیمارستان و قتلهای آن مربوط میشود. جایی که نه دوربین مداربسته دیده میشود، نه نگهبان امنیتی و نه هیچ فناوری پیشرفتهای که کار را برای قاتل نقابدار سختتر کند! ضعفهای منطقی در صحنههای مرگ تقریباً در همهی لحظات فیلم وجود دارد.
شخصیتهای داستان هم همان روش همیشگی فیلمهای اسلشر را تکرار میکنند. شخصیتهایی که ما قرار نیست چیز خاصی دربارهشان بدانیم، چون قرار است در طول فیلم قربانی شوند! در قسمت پنجم فیلم «جیغ» نیز این مسیر همیشگی دنبال شده و شاهد رفتارهای بیدست و پای نوجوانانی هستیم که با وجود آگاهی از خطر، باز هم دست به کارهای احمقانه میزنند تا بیننده کمی چاقو و خون ببیند! «جیغ» حتی در این بخش هم به اصل خود پایبند مانده و خبری از شخصیتهای پیچیده و عمیق نیست.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه نقد و بررسی فیلم خالق (The Creator).
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب نقد و بررسی بازی حلقه مرگ (Deathloop) را بخوانید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، نقد و بررسی ونوم: بگذارید کارنیج بیاید (Venom: Let There Be Carnage) را از دست ندهید.
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب نقد و بررسی سریال جزیره را بخوانید.

شاید تنها بخش غیرمنتظره فیلم «جیغ»، پایان آن باشد. جایی که انگیزههایی که معمولاً از یک اسلشر انتظار داریم، عوض میشود و دلیل قتلها این بار کاملاً فرق دارد. در واقع، پایان فیلم همان قسمتی است که نظر سازندگان آن را درباره وضعیت امروز هالیوود نشان میدهد. به نظر میرسد سازندگان «جیغ» که یکی از پرفروشترین مجموعههای اسلشر است، از برخی چیزها در هالیوود ناراضی هستند. اصلیترین حرف آنها در یک دیالوگ از فیلم مشخص است؛ وقتی گیل به سم میگوید: «میدونی که همه چیز در نهایت برمیگرده به ریشهها و اصالت و این (اشاره به سیدنی، شخصیت اصلی سری فیلمهای «جیغ») همون نسخه اورجینال و اصلی هست که باید بری سراغش!». این جمله مانند یک نامه عاشقانه از طرف سازندگان «جیغ ۵» است؛ نامهای که اول آن را به کارگردان قسمتهای قبلی هدیه میکنند و بعد به طرفداران قدیمی مجموعه.

منتقد: میثم کرامی
این نوشته بهطور ویژه برای وبسایت «مووی مگ» تهیه شده است. کپیبرداری از این مطلب بدون اشاره به نام منبع و سایت مووی مگ مجاز نیست و پیگرد قانونی خواهد داشت.
به صفحه اینستاگرام مووی مگ بپیوندید.
در صورت علاقهمندی، مطلب نقد و بررسی سریال اهل جهنم (Hellbound) را از دست ندهید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، نقد و بررسی فیلم گناهگار (The Guilty) را از دست ندهید.

