نقد و بررسی فیلم خورشید

نقد و بررسی فیلم خورشید

فهرست مطالب

خلاصه داستان:
علی (با بازی روح الله زمانی) که برای گذران زندگی بسیار تلاش می‌کند، با پیشنهاد جذابی از طرف هاشم (با بازی علی نصریان) روبرو می‌شود. هاشم از او می‌خواهد یک شیء باستانی دفن شده در یک منطقه را پیدا کند و به او تحویل دهد. اما…

کارگردان:
مجید مجیدی متولد سال ۱۳۳۸ در تهران است. او کار هنری خود را با بازی در تئاتر شروع کرد و سپس در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ در سینما به عنوان بازیگر فعالیت نمود. با این حال، مجیدی بعداً تصمیم گرفت بازیگری را کنار بگذارد و به فیلمسازی بپردازد. فیلم «بچه‌های آسمان» ساخته او، اولین فیلم ایرانی بود که به لیست نهایی پنج فیلم خارجی جایزه اسکار راه یافت. از معروف‌ترین آثار مجیدی می‌توان به «بچه‌های آسمان»، «رنگ خدا»، «باران» و «آواز گنجشک‌ها» اشاره کرد.

برای مطالعه بیشتر، به نقد و بررسی ویدئویی فیلم سوسک آبی (Blue Beetle) سری سر بزنید.

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه نقد و بررسی فیلم Ant-Man and the Wasp: Quantumania.

اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً نقد سریال یاغی را بخوانید.

برای گسترش دانش خود، به مقاله نقد و بررسی سریال «حرفه ای» با بازی سیروان خسروی سر بزنید.

توصیه می‌کنیم این مطلب نقد و بررسی فیلم هالووین می کشد (Halloween Kills) را حتماً بخوانید.

نقد فیلم «خورشید»:
وقتی یک فیلمساز می‌خواهد فیلمی درباره فقر و مشکلات جامعه بسازد، باید پیش از هر چیز این موضوع را از زوایای گوناگون به دقت بررسی کند تا تصویری درست و دقیق به بیننده نشان دهد. در حقیقت، کارگردان باید بتواند چهره واقعی فقر و دشواری‌های اجتماعی را به نمایش بگذارد. تنها در این صورت است که فیلم او می‌تواند بر جامعه اثر بگذارد و بینش مخاطب را افزایش دهد. فیلمسازانی مانند دسیکا در جهان چنین روشی را به بهترین شکل اجرا کردند و در ایران نیز پیش از انقلاب، داریوش مهرجویی با ساخت فیلم «دایره مینا» مشکل اهدای خون را مطرح کرد که تأثیر زیادی در شکل‌گیری سازمان انتقال خون داشت.

برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب نقد و بررسی فیلم 65 را بخوانید.

نقد و بررسی فیلم خورشید

اما برداشت سازندگان فیلم «خورشید» از فقر، همان نگاه ساده‌اندیشانه‌ای است که سال‌ها در سینمای ایران تکرار شده است. در اینجا، نویسندگان به دلیل اینکه خود فقر و مشکلات زندگی در مناطق محروم را از نزدیک لمس نکرده‌اند، شناخت درستی از این شرایط ندارند و فقط تصاویر تکراری و کلیشه‌ای از فقر ارائه می‌دهند که در آن خشونت و قانون‌شکنی بخش جدایی‌ناپذیری به نظر می‌رسد. مجید مجیدی در «خورشید» کوشیده است تا بار دیگر تصویری شبیه به آنچه در «بچه‌های آسمان» نشان داده بود، خلق کند؛ اما فراموش کرده که ایران امروز با زمان ساخت آن فیلم بسیار تفاوت دارد. اگر در دوران «بچه‌های آسمان» جامعه به راحتی با آن فیلم ارتباط برقرار کرد، به دلیل شرایط مشترک زندگی بود که باعث می‌شد فقر باورپذیر باشد و آرزوهای کودکان آن داستان برای مخاطب قابل درک شود.

اما حالا در «خورشید»، مجیدی نگرش خود را عوض کرده و بر این باور است که فقر و کودکان کار به طور مستقیم به قانون‌شکنی و خشونت گره خورده‌اند! تصویری که با واقعیت‌های جامعه امروز همخوانی ندارد. اگر نگاهی به رویدادهای چند سال اخیر ایران بیندازیم، داستان‌های زیادی از کودکان کار می‌بینیم که با وجود فقر بسیار سعی کردند به درس خواندن ادامه دهند و به آینده‌ای بهتر امید داشته باشند. مجیدی همچنین در «خورشید» از نقد وضعیت جامعه پرهیز کرده و به همین دلیل، تحلیل ریشه‌های مشکلات به طور کامل در اثر جدیدش جایی ندارد. تحلیلی که می‌توانست به بیننده کمک کند تا بفهمد فقر و کودکان کار چگونه به وجود می‌آیند و دید دقیق‌تری نسبت به این موضوع پیدا کند. متأسفانه در «خورشید» با وجود شخصیت‌هایی مانند پدر معتاد، فروشندگان متقلب، دزدان و انواع بزهکاران دیگر، هیچ اشاره‌ای به تصمیم‌گیران و مسئولان یا کسانی که باید پاسخگوی این شرایط باشند، نشده است!

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه نقد و بررسی فیلم تارا.

توصیه می‌کنیم حتماً مقاله نقد فیلم گربه سیاه را مطالعه کنید.

برای یادگیری پیشرفته، به نقد و بررسی فیلم No One Will Save You (هیچکس تو را نجات نخواهد داد) مراجعه کنید.

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه نقد انیمیشن هتل ترانسیلوانیا 4 (Hotel Transylvania: Transformania).

برای اطلاعات بیشتر، به مقاله مصاحبه گلشیفته فراهانی با نیویورک تایمز/ همانقدر که جدی ام یک دلقک هم هستم! مراجعه کنید.

نقد و بررسی فیلم خورشید

البته مجیدی برای اینکه فیلمش در این زمینه خالی نباشد، شخصیت‌های فرعی کم‌اهمیتی را به داستان اضافه کرده تا تقابل خوبی و بدی را به شکلی ساده و سطحی نشان دهد. در جایی از داستان، یک شخصیت به نام رفیع، بدون هیچ دلیل منطقی برای اینکه در جایگاه یک فرد خوب قرار بگیرد، تصمیم می‌گیرد کنار علی و بچه‌های کار بماند و حتی از آن‌ها چیزهایی یاد بگیرد. از طرف دیگر، مدیر مدرسه هم یک تصویر تکراری و کلیشه‌ای است از آدم‌هایی که می‌خواهند از موقعیت‌های سخت سوءاستفاده کنند و خودشان را بالا بکشند. در نهایت هم هاشم را داریم که کاملاً آدم شروری است و از اول می‌فهمیم که سرنوشت بدی در انتظارش خواهد بود. متأسفانه فیلم «خورشید» در ساختن شخصیت‌های عمیق و باورپذیر موفق نبوده و به شخصیت‌های ساده و سطحی بسنده کرده است.

مجیدی در پرداختن به قسمت‌های فرعی داستان هم مشکل دارد. مثلاً شخصیت مادر علی، با بازی طناز طباطبایی، به نظر اضافه می‌آید و هیچ نقش خاصی در روایت داستان ندارد. همچنین اطلاعاتی درباره او به بیننده داده نمی‌شود. اشاره به موضوع مهاجران افغان در ایران نیز بدون اینکه به طور جدی بررسی شود، فقط به بیان یک مشکل کلی محدود شده تا فیلمساز بتواند بخشی از رنج آن‌ها را نشان دهد. رنجی که مانند داستان اصلی فیلم، عمیقاً کاوش نمی‌شود و بدون نتیجه رها می‌شود.

در میان این موارد، شاید بهترین بخش فیلم «خورشید» بازی روح‌الله زمانی در نقش اصلی باشد که واقعاً توجه‌ها را جلب می‌کند. این بازیگر که خودش زمانی کودک کار بوده، این بار در مقابل دوربین درخشیده است. تجربه موفق مجیدی در کار با بازیگران غیرحرفه‌ای در این فیلم هم به کمکش آمده و باعث شده بهترین عملکرد را از روح‌الله زمانی بگیرد. باید گفت که او بدون شک ستاره درخشان و تحسین‌برانگیز این فیلم است.

توصیه می‌شود به مطالعه مقاله نقد و بررسی فیلم جنگ جهانی سوم ادامه دهید.

اگر به این موضوع علاقه دارید، نقد فیلم پدر استو (Father Stu) را از دست ندهید.

برای گسترش دانش خود، به مقاله نقد سریال سریال جادوگر سر بزنید.

نقد و بررسی فیلم خورشید

فیلم «خورشید» به دلیل نگاه ساده‌ای که به موضوع فقر و کودکان کار دارد، اثر قابل قبولی به شمار نمی‌آید. به نظر می‌رسد مجیدی، برخلاف گذشته و زمانی که فیلم زیبای «بچه‌های آسمان» را ساخت، این بار نتوانسته شرایط واقعی جامعه را به درستی درک کند و در این اثر نیز همان نگاه احساساتی و کلیشه‌ای سینمای ایران به فقر و زندگی حاشیه‌نشینان را تکرار کرده است.
مجیدی در این فیلم با انتخاب نام «خورشید» می‌خواهد مفهومی را برساند؛ اینکه مدرسه می‌تواند برای بچه‌ها مانند طلوع خورشید باشد، همان‌طور که برای ابوالفضل اینگونه بود، و در مقابل، برای مدیران مدرسه نشانه غروب خورشید و از دست رفتن همه دستاوردهایشان باشد.
زنگ مدرسه‌ای که دیگر دانش‌آموزی در آن نیست، شاید نماد خاموشی این خورشید برای هر دو گروه باشد، اما بیش از هر چیز، یادآور صدای زنگی است که نشان می‌دهد مجیدی هنوز راه درازی تا بازگشت به اوج و موفقیت گذشته خود دارد.

10

منتقد: میثم کرامی
این نوشته به طور ویژه برای وب‌سایت «مووی مگ» تهیه شده است. کپی کردن یا استفاده از این مطلب بدون اشاره به نام منبع (سایت مووی مگ) مجاز نیست و پیگرد قانونی خواهد داشت.

ما را در صفحه اینستاگرام مووی مگ دنبال کنید.

مقاله نقد فیلم جاودانگان (Eternals) منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.