نقد و بررسی فیلم The Ministry of Ungentlemanly Warfare

The Ministry of Ungentlemanly Warfare

فهرست مطالب

فیلم جدید “وزارت جنگ ناجوانمردانه” به کارگردانی گای ریچی، با وجود اشاره‌ای که در ابتدا به واقعی بودن داستان دارد، بیشتر از آن که یک روایت تاریخی دقیق باشد، یک اثر سرگرم‌کننده با سبک مخصوص خود کارگردان است. این فیلم همانند دیگر آثار ریچی، پر از صحنه‌های پرتعلیق، دیالوگ‌های هوشمندانه و لحن طنزآمیز است.

داستان از جایی شروع می‌شود که مأموران نازی یک قایق ماهیگیری را متوقف می‌کنند و ما را با شخصیت‌های اصلی فیلم آشنا می‌سازند. از همان صحنه‌های اولیه و گفتگوهای آغازین، مخاطب می‌فهمد که با چه نوع فیلمی روبرو است. وقتی مأمور نازی با چهره‌ای خشمگین از علت حضور کشتی در آن منطقه می‌پرسد و از گاس مارچ فیلیپس (بازیگر: هنری کویل) سؤال می‌کند که آیا فقط او و همراهش لسن (بازیگر: آلن ریچسون) در قایق هستند، او با آرامش پاسخ می‌دهد: “فقط ما دو نفر”. این پاسخ، علاوه بر طنز، اشاره‌ای زیرکانه به ترانه‌ی معروف “Just the Two of Us” از بیل ویثرز دارد.

برای اطلاعات بیشتر، به مقاله نقد و بررسی فیلم لامینور مراجعه کنید.

این سبک از دیالوگ‌نویسی—که در آن به یک سؤال جدی، پاسخی طنزآمیز داده می‌شود—به همراه صحنه‌های اکشن ناگهانی و موسیقی متن جذاب، نمونه‌ای از چیزی است که در طول دو ساعت فیلم شاهد آن خواهید بود. “وزارت جنگ ناجوانمردانه” در حقیقت یک داستان انتقامجویانه اغراق‌آمیز در قالب سینما است؛ انتقام از هیتلر و هر قدرت ستمگری در آن دوره تاریخی. در این روش روایت، فیلمساز با نادیده گرفتن جزئیات تاریخی و تغییر برخی حقایق، سعی دارد تا احساسات خود و مخاطب را با خلق یک داستان پرهیجان تسکین دهد. نتیجه، فیلمی است که نه کاملاً واقعی است و نه کاملاً تخیلی، بلکه ترکیبی از هر دو در یک فضای جذاب سینمایی است.

The Ministry of Ungentlemanly Warfare

از همان ابتدای فیلم “وزارت جنگ غیرمتعارف”، بیننده احساس می‌کند که ساختار داستان به سبک فیلم “حرامزاده‌های لعنتی” ساخته کوئنتین تارانتینو شکل گرفته است. این شباهت در طول فیلم بارها به وضوح تأیید می‌شود. داستان درباره گروهی به رهبری سرگرد گاس مارچ-فیلیپس است که به همراه تیمش و دو جاسوس نفوذی، مأموریتی مخفی و غیررسمی از طرف نخست‌وزیر وقت بریتانیا، وینستون چرچیل، دریافت می‌کنند. هدف آنها نابودی کشتی‌های نازی‌هاست که در آن زمان بر بخش بزرگی از اروپا مسلط شده‌اند و قصد دارند بریتانیا را نیز اشغال کنند.

این ترکیب شخصیت‌ها دقیقاً همان چیزی است که سازنده برای خلق چنین فیلمی نیاز دارد؛ گروهی خشن و جسور که پیش از این تارانتینو آنها را به سینما معرفی کرده بود. فیلم از چهار بخش اصلی تشکیل شده است. در بخش اول، صحنه‌های اکشن با طنزی به سبک خاص گای ریچی به اوج خود می‌رسد. این صحنه‌ها اغراق‌آمیز و یک‌طرفه هستند و برتری کامل تیم مارچ-فیلیپس در مقابل شکست‌های پیاپی نازی‌ها را نشان می‌دهند. اگرچه این صحنه‌ها گاهی غیرواقعی و باورنکردنی به نظر می‌رسند، اما همانطور که سرگرد فیلیپس می‌گوید: “یادتان نرود که از کشتن آنها لذت ببرید.”

در بخش دوم، اگرچه از شدت اکشن کاسته می‌شود، اما ریتم سریع و قطع‌های تند فیلم ادامه می‌یابد. در این بخش، با تمرکز بیشتر بر دیالوگ‌ها و شخصیت‌پردازی، زمینه برای بخش سوم آماده می‌شود.

اگر به این موضوع علاقه دارید، نقد و بررسی بازی ایپکس لجندز موبایل (Apex Legends Mobile) را از دست ندهید.

The Ministry of Ungentlemanly Warfare

در نیمه‌ی اول قسمت سوم فیلم «وزارت جنگ ناجوانمردانه»، همه چیز برای رسیدن به یک اکشن مشابه بخش اول آماده می‌شود؛ اما یک اتفاق غیرمنتظره در میانه‌ی این قسمت، باعث می‌شود اکشن نیمه‌ی دوم شدت بیشتری بگیرد و این هیجان تا پایان قسمت چهارم نیز ادامه پیدا کند. صحنه‌های فیلم سرشار از فضای طنز، حال و هوای کارتونی و تخیلات فانتزی کارگردان است که به نوعی فیلم «حراجی» اثر پرفروش گای ریچی را به یاد بیننده می‌آورد.

در صورت علاقه‌مندی، مطلب نقد و بررسی فیلم نیروی تندر (Thunder Force) را از دست ندهید.

بازی بازیگران باورپذیر و متناسب با شخصیت‌هایشان است، با این حال نقش‌آفرینی «هاینریک لور» توسط «تیل شوایگر» کمی مصنوعی و غیرطبیعی به نظر می‌رسد که بخشی از آن به دلیل ضعف در طراحی این شخصیت است. همچنین جلوه‌های ویژه و موسیقی که می‌توانستند بر هیجان فیلم بیفزایند، در سطحی متوسط و گاهی ضعیف ارائه شده‌اند.

توصیه می‌کنیم حتماً مقاله نقد فیلم مورچه خوار را مطالعه کنید.

همانطور که پیش‌تر اشاره شد، گای ریچی در این فیلم بارها و عمداً به صحنه‌ها و المان‌های فیلم «حراجی» اثر تارانتینو اشاره کرده است. برای مثال، همان‌طور که در «حراجی» هر شخصیت سلاح مخصوص خود را داشت (مثل چوب بیسبال دانی)، در اینجا نیز آندرس لسن با تیر و کمان ظاهر می‌شود. یا حضور تیل شوایگر در نقش یک نازی، که در «حراجی» هم نقش مشابهی را بازی کرده، نمونه‌ی دیگری از این ارجاعات است.

اما ریچی تنها به این موارد بسنده نکرده است. او با قرار دادن جزئیات کوچک و بزرگ دیگر، از دیگر آثار تارانتینو نیز قدردانی کرده؛ جزئیاتی که شاید در نگاه اول میان صحنه‌های پرشمار و پرهیجان فیلم، به راحتی دیده نشوند.

برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب نقد سریال اوبی وان کنوبی (Obi-Wan Kenobi) را بخوانید.

The Ministry of Ungentlemanly Warfare

در ابتدای فیلم “وزارت جنگ غیرمتعارف”، یک فلش‌بک می‌بینیم که شخصیت‌ها و هدف اصلی داستان را به شکلی یکپارچه و جذاب نشان می‌دهد. این صحنه، از نظر سبک، بسیار شبیه به روشی است که کوئنتین تارانتینو در فیلم “سگ‌های انباری” خود برای معرفی کاراکترها استفاده کرد. حتی وقتی سرگرد فلیپس در مورد هم‌تیمی‌هایش صحبت می‌کند، فضای آن لحظه ما را به یاد معرفی شخصیت‌های فیلم “بیل را بکش” همان کارگردان می‌اندازد.

توصیه می‌کنیم این مطلب نقد و بررسی فیلم انفرادی را حتماً بخوانید.

در این مقاله نقد و بررسی فیلم مورتال کامبت (Mortal Kombat) اطلاعات مفیدی آمده است.

در بخش دیگری از فیلم، در صحنه‌های پایانی، لسن را می‌بینیم که چوب کمانش شکسته است. در این لحظه، نگاهش به تبری می‌افتد که روی دیوار نصب شده. این نما، به وضوح، ادای احترامی است به صحنه‌ای از فیلم “داستان عامه‌پسند” که در آن، شخصیت بچ برای نجات مارسلوس والاس، متوجه یک شمشیر روی دیوار می‌شود.

همچنین، در قسمتی از فیلم، سرگرد فلیپس که با خشونت در حال نبرد با نیروهای نازی است، ناگهان با یک سرباز جوان روبرو می‌شود. برخلاف دیگران، او به این جوان شلیک نمی‌کند و فقط به او می‌گوید که از آنجا برود. این صحنه نیز، اشاره‌ای است به لحظه‌ای در فیلم “بیل را بکش” که قهرمان داستان، با یکی از اعضای جوان باند یاکوزا روبرو می‌شود اما او را نمی‌کشد و آزاد می‌گذارد.

مقاله نقد و بررسی فیلم هیچکس (Nobody) منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

علاوه بر این‌ها، عناصری مانند عنوان‌بندی بزرگ قبل از شروع برخی سکانس‌ها و همچنین انتخاب موسیقی برای موقعیت‌های مختلف فیلم، همگی از سینمای تارانتینو الهام گرفته‌اند.

The Ministry of Ungentlemanly Warfare

فیلم «وزارت جنگ غیر نجیبانه» نه یک شاهکار بی‌عیب و نقص است و نه یک اثر ضعیف و ناراحت‌کننده. اگرچه محتوای آن گاهی بیش از حد تحت تأثیر فرم قرار گرفته و بسیاری از جزئیات آن به خاطر پیشبرد داستان، غیرمنطقی به نظر می‌رسند، اما این موارد از جذابیت و سرگرمی‌بودن فیلم کم نمی‌کنند. این اثر با دنبال‌کردن سبک کارگردان، صحنه‌های نبرد جذاب، طنزهای شیرین و به‌جا، سکانس‌های دیدنی و پرهیجان، بازی‌های روان و طبیعی و همچنین روایتی جذاب و روان، مخاطب را تا آخر فیلم با خود همراه می‌کند. هرچند این فیلم سبک جدید و فراموش‌نشدنی خلق نمی‌کند، اما کاری انجام داده که هرگاه صحبت از شخصیت‌های شرور و فیلم‌سازانی مانند تارانتینو به میان آید، از نسخه انگلیسی آن و گای ریچی نیز یاد شود.

برای گسترش دانش خود، مقاله نقد فیلم روز صفر را مطالعه کنید.

منتقد: بهراد رشوند