سینمای ایران بارها شاهد این بوده که فیلمهایی برای سالهای طولانی در انبار بمانند و سپس ناگهان، گویی به لطف روزی خوش، از تاریکی بیرون کشیده شده و به چشم تماشاگران برسند. «زعفرانیه ۱۴ تیر» نیز یکی از همین آثار است. این فیلم حدود پنج یا شش سال پیش ساخته شده، اما به دلایلی نامشخص اجازه نمایش پیدا نکرده بود و اکنون بیسروصدا وارد سالنهای سینما شده است.
داستان فیلم درباره دختر جوانی از یک خانواده ثروتمند است که پس از بازگشت از خارج از کشور، خبر مهمی را به خانواده خود میدهد. این خبر، باعث میشود رازهای پنهان زیادی یکی پس از دیگری فاش شوند.
شنیدهها حاکی از آن است که فیلم بر اساس داستانی به نام «از این خبر خوشحال میشوی» نوشته ریچارد باخ ساخته شده است. ریچارد باخ، نویسنده آمریکایی، بیشتر به موضوع خودشناسی و رویارویی انسان با درون خود میپردازد. او در طول سالها کتابهای بسیاری منتشر کرده، اما تعداد کمی از آنها به سینما راه یافتهاند. با این حال، حتی اگر داستان اصلی در زمره بهترین آثار او نباشد، انتظار میرفت نسخه ایرانی آن عمق و تیزی بیشتری داشته باشد.
برای گسترش دانش خود، به مقاله نقد و بررسی فیلم پیشی میشی سر بزنید.
مقاله «هیأت ملی نقد» بهترین فیلم های سال 2022 را انتخاب کرد حاوی اطلاعات جامعی است.

اما مشکل اصلی دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود. اقتباس فیلم آنقدر با فرهنگ ایرانی تطبیق داده شده که بسیاری از صحنههای مهم و تاثیرگذار داستان، ساده و بیخطر شدهاند. روابط پیچیده و خیانتها، جای خود را به مشکلات و درگیریهای ملایمتری دادهاند که بیشتر به محدودیتها توجه دارند تا به اصل داستان. نتیجه چه شده؟ یک روایت بدون چالش که از همان ابتدا تیزی و تاثیر خود را از دست داده است.
با این حال، فیلم «زعفرانیه ۱۴ تیر» در شیوه تولید خود یک انتخاب جسورانه دارد: تمام داستان در یک مکان اتفاق میافتد. فیلمهای تکلوکیشن، همانطور که آثار معروفی مانند «۱۲ مرد خشمگین» یا فیلم «کشتار» نشان دادهاند، میتوانند فرصت بسیار خوبی برای عمق بخشیدن به شخصیتها و دیالوگهای قدرتمند باشند. اما در اینجا، برخلاف آن نمونههای موفق، مکان واحد به جای اینکه به شخصیتها کمک کند تا بهتر نشان داده شوند، به فضایی بسته و کمجنبوجوش تبدیل شده که شخصیتها در آن جانی ندارند.
برای یادگیری پیشرفته، به نقد و بررسی فیلم بنشی های اینیشرین (The Banshees of Inisherin) مراجعه کنید.
شخصیت اصلی، یعنی دختری که از خارج بازگشته، قرار است فردی منطقی و خردمند نشان داده شود؛ اما هرچه داستان پیش میرود، رفتارهایش با منطق داستان همخوانی ندارد. حتی عاشق شدن او ناگهانی و بدون دلیل به نظر میرسد، و تفاوت سنی زیاد بین او و مرد مسن نیز نه توضیح داده میشود و نه زمینه قابل قبولی برای آن ساخته میشود. این ضعف در شخصیت مرد مقابل او هم دیده میشود، که تنها با عنوان «آقا و باادب» معرفی میشود، و همچنین در شخصیت پدر که با یک راز بزرگ روبرو میشود، ولی واکنشهایش چیزی جز تکرار کلیشههای رایج در سریالها و فیلمهای ایرانی نیست.
اگر به این موضوع علاقه دارید، نقد فیلم جنایت بی دقت (Careless Crime) را از دست ندهید.

مشکل اصلی فیلمنامه در اینجا آشکار میشود: فیلم حرف تازهای برای گفتن ندارد. موقعیتها و گفتوگوهایی که اگر بیرون از سینما با هر کسی در جامعه صحبت کنید، میشنوید، در این فیلم هم تکرار شده است. فیلمساز نه تنها بیننده را یک قدم جلوتر نمیبرد، بلکه گاهی حتی یک قدم هم به عقب برمیگرداند. وقتی از اقتباس یک اثر خارجی حرف میزنیم، انتظار داریم یا داستان به شکلی بومی و تازه روایت شود، یا حداقل همان تأثیر تلخ و ضربهی داستان اصلی حفظ شود. اما در این فیلم هیچکدام از این اتفاقها نیفتاده است.
با این همه، فیلم «زعفرانیه ۱۴ تیر» جنبههای مثبتی هم دارد. اولین نکته، انتخاب درست بازیگران است. حضور مهدی هاشمی و مسعود رایگان، دو بازیگر با تجربه که در یک فضای محدود فیلمبرداری شده، حال و هوای تئاتر را زنده میکند و همین موضوع، جذابیت فیلم را بیشتر میکند. هاشمی پس از سالها بازی در کمدیهای ساده، اینجا فرصتی پیدا کرده تا بخشی از تواناییهایش در نقشآفرینی جدی را دوباره نشان بدهد. رایگان هم ثابت میکند بازیگری دقیق و مسلط بر احساسات است. هنگامه قاضیانی و نازنین بیاتی هم نقشهای خود را به خوبی اجرا میکنند، اگرچه فیلمنامه به هیچیک از آنها اجازه درخشش بیشتر نمیدهد.

نکته بعدی، انتخاب جسورانه ساخت فیلمی است که تمام اتفاقات آن در یک مکان واحد رخ میدهد. این ایده در سینمای ایران کاری نو و قابل تحسین است، حتی اگر در نهایت نتیجه مطلوبی نداشته باشد. در جایی که معمولاً فیلمها با صحنههای تعقیب و گریز، سفرهای مختلف یا مکانهای متعدد پر میشوند، تمرکز روی یک لوکیشن ثابت و پیش بردن داستان فقط با گفتوگو، ایدهای متفاوت و جالب است.
اما این شجاعت، وقتی با داستانی ضعیف و شخصیتهای کمعمق همراه شود، نتیجه معکوس میدهد. وقتی فیلمی در یک فضای بسته میگذرد، بیننده انتظار دارد دیالوگهای قدرتمند، کشمکشهای احساسی قوی و تغییرات واضح در روابط شخصیتها را ببیند. اگر این عناصر وجود نداشته باشند، فضای محدود فیلم به جای جذابیت، فقط باعث خستگی تماشاگر میشود.
نقد ویدئویی فیلم «زعفرانیه 14 تیر» را در ادامه ببینید:
توصیه میشود به مطالعه مقاله نقد سریال روزی روزگاری در مریخ ادامه دهید.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه «هیأت ملی نقد» بهترین فیلم های سال 2022 را انتخاب کرد.
اقتباس از فیلمهای خارجی در سینمای ایران همیشه کاری ریسکی بوده است. نمونههای خوب ثابت کردهاند که اگر داستان با فرهنگ و شرایط جامعه ایران هماهنگ شود، حتی داستانهای جهانی هم میتوانند تأثیرگذار و تازه باشند. اما وقتی داستانی انتخاب میشود که از نظر فکری و اجتماعی با ایران فاصله زیادی دارد و در Adaptation نیز تمام قسمتهای چالشی و تند آن حذف میشود، نتیجه چیزی مانند «زعفرانیه ۱۴ تیر» خواهد بود: فیلمی که امکان داشت تأثیرگذار باشد، اما در نهایت فقط کپیای رنگباخته از اثر اصلی ارائه میدهد.
سینمای ایران گزینههای بسیار بهتری برای الهام گرفتن دارد – هم از ادبیات غنی خودش و هم از آثار بزرگ جهانی – و تماشاگران همیشه از کارهایی که از کلیشهها فاصله بگیرند، استقبال میکنند. «زعفرانیه ۱۴ تیر» نشان میدهد که اقتباس، اگر روح اصلی داستان از بین برود، تنها یک ظاهر زیبا و توخالی باقی میماند.
نمره: 4/10
منتقد: میثم کریمی
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در نقد و بررسی لیگ عدالت زک اسنایدر (Zack Snyder’s Justice League) پیدا کنید.
در صورت علاقهمندی، مطلب نقد و بررسی سریال گیسو ( عاشقانه 2 ) را از دست ندهید.
در این مقاله نقد سریال آفتاب پرست اطلاعات مفیدی آمده است.

