کودکان خود را جدی بگیرید | کودکان می‌ توانند در سنین پایین‌ تر از آنچه روان‌ شناسان تصور می‌ کردند، به‌صورت نظام‌ مند مسئله‌ گشایی کنند / والدین حتما بخوانند

لوازم آرایشی برای دختران خردسال؛ چه زمانی این علاقه به یک خطر تبدیل می‌ شود؟ / بهترین زمان مراقبت از پوست برای کودکان + آسیب‌ های روانی پنهان استفاده از لوازم آرایشی برای کودکان

فهرست مطالب

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، جواد آل حبیب- کودکان می‌توانند در سنین پایین‌تر از آنچه روان‌شناسان پیش‌تر تصور می‌کردند، به‌صورت نظام‌مند مسئله‌گشایی کنند. در یک کافی‌شاپ هستم که کودکی خردسال کیف مادرش را برای پیدا کردن میان‌وعده میوه‌ای خالی می‌کند. محتویات کیف روی میز، نیمکت و زمین پخش می‌شود. این راهکار به ظاهر پر هرج و مرج، در واقع یک راه حل عملی و کارآمد برای مشکل است.

کودکان تمایل دارند به روش‌های غیرمتعارف فکر کنند که در نگاه اول ممکن است بی‌نظم به نظر برسد. این نوع رفتار به ظاهر آشفته، الهام‌بخش معروف‌ترین نظریه روان‌شناس رشد، ژان پیاژه بود؛ نظریه‌ای که می‌گوید کودکان دانش خود را از طریق تجربه می‌سازند و باید از چهار مرحله متوالی عبور کنند که دو مرحله اول توانایی استفاده از منطق ساختارمند را ندارند.

بر اساس این مقاله، کودکان در چه سنی قادر به مسئله‌گشایی نظام‌مند هستند؟

پیاژه همچنان بزرگ‌ترین و تأثیرگذارترین چهره در روان‌شناسی رشد است. او جهان را برای همیشه تغییر داد و نشان داد کودکان با همان پایه‌های مفهومی بزرگسالان وارد دنیا نمی‌شوند، بلکه باید آن‌ها را از طریق تجربه بسازند. هیچ‌کس پیش از او و بعد از او نتوانسته چنین فهرستی از رفتارهای عجیب کودکان را گردآوری کند که پژوهشگران امروزه بتوانند آن‌ها را در کودکان فردی بازتولید کنند.

با اینکه پیاژه به درستی مشاهده کرد که کودکان رفتارهای غیرمعمول زیادی دارند، بررسی های من به تازگی شواهدی یافته که برخی از فرضیات قدیمی درباره محدودیت‌های توانایی منطقی کودکان که از کارهای او نشأت گرفته بود را به چالش می‌کشد.

مرتب کردن اشیاء

در طول دهه ۱۹۶۰، پیاژه مشاهده کرد که کودکان خردسال هنگام تلاش برای مرتب کردن اشیاء بر اساس یک ویژگی کمی پیوسته، مانند طول، بیشتر از روش‌های دست و پا شکسته‌ی آزمون و خطا استفاده می‌کنند تا استراتژی‌های نظام‌مند. مثلاً کودکی ۴ ساله که از او خواسته شود چوب‌ها را از کوتاه‌ترین تا بلندترین مرتب کند، معمولاً آن‌ها را به صورت تصادفی جابه‌جا می‌کند و به نتیجه دلخواه نمی‌رسد.

روان‌شناسان رفتار ناکارآمد کودکان در این نوع وظایف مرتب‌سازی — که به آن «وظیفه سِریاسیون» (seriation task) گفته می‌شود — را نشانه‌ای از ناتوانی کودکان در استفاده از استراتژی‌های سیستماتیک در حل مسئله تا حداقل سن ۷ سالگی تفسیر کرده‌اند.

اما برخلاف انتظار، من و همکارانم دریافتیم که افزایش دشواری و بار شناختی این وظیفه، در واقع کودکان خردسال را ترغیب می‌کند تا راه‌حل‌های الگوریتمی را کشف و به کار بگیرند.

مطالعه کلاسیک پیاژه از کودکان خواست که چند شیء قابل مشاهده مانند چوب‌های چوبی را بر اساس ارتفاع مرتب کنند. در این بازی، کودکان باید موجودات خرگوش‌شکل را از کوتاه‌ترین تا بلندترین با کلیک روی کفش‌هایشان جابه‌جا کنند. موجودات فقط زمانی جابه‌جا می‌شدند که در ترتیب اشتباه بودند؛ در غیر این صورت جای خود را حفظ می‌کردند. چون کودکان فقط کفش‌ها را می‌دیدند و ارتفاع واقعی آنها را نمی‌دیدند، مجبور بودند برای حل مسئله از استنتاج منطقی استفاده کنند، نه مشاهده مستقیم. یانگ این بازی را روی ۱۲۳ کودک بین سنین ۴ تا ۱۰ سال آزمایش کرد.

کودکان خود را جدی بگیرید | کودکان می‌ توانند در سنین پایین‌ تر از آنچه روان‌ شناسان تصور می‌ کردند، به‌صورت نظام‌ مند مسئله‌ گشایی کنند / والدین حتما بخوانند

کودکان خود را جدی بگیرید | کودکان می‌ توانند در سنین پایین‌ تر از آنچه روان‌ شناسان تصور می‌ کردند، به‌صورت نظام‌ مند مسئله‌ گشایی کنند / والدین حتما بخوانند

یافتن استراتژی

ما دریافتیم کودکان به‌طور مستقل حداقل دو الگوریتم مرتب‌سازی شناخته‌شده را کشف و به کار گرفتند. این استراتژی‌ها که «مرتب‌سازی انتخابی» (selection sort) و «مرتب‌سازی شیکر» (shaker sort) نام دارند، معمولاً در علوم کامپیوتر مطالعه می‌شوند.

بیش از نیمی از کودکانی که آزمایش کردیم شواهدی از تفکر الگوریتمی ساختارمند را نشان دادند، حتی در سنین کم‌تر از ۴ سال. در حالی که کودکان بزرگ‌تر بیشتر تمایل داشتند از استراتژی‌های الگوریتمی استفاده کنند، یافته ما در تضاد با باور پیاژه است که کودکان قبل از ۷ سالگی قادر به چنین تفکر منظم و سیستماتیکی نیستند. او معتقد بود کودکان باید ابتدا به مرحله‌ای از رشد به نام «عملیاتی عینی» برسند.

نتایج ما نشان می‌دهد که کودکان در واقع می‌توانند کشف استراتژی‌های منطقی را به طور خودجوش بسیار زودتر انجام دهند، زمانی که شرایط ایجاب کند. در وظیفه ما، روش آزمون و خطا کار نمی‌کرد چون اشیاء قابل مشاهده نبودند و کودکان نمی‌توانستند به بازخورد حسی تکیه کنند.

برای توضیح نتایجمان، باید تفسیر دقیق‌تری از داده‌های اولیه پیاژه داشته باشیم. کودکان ممکن است در دو مرحله ابتدایی پیاژه همچنان به راه‌حل‌هایی که به ظاهر کمتر منطقی‌اند تمایل داشته باشند، اما این به این معنا نیست که توانایی استفاده از روش‌های نظام‌مند را ندارند، بلکه به این دلیل است که شرایط آنها را وادار به این کار نکرده است.

رویکردی سیستماتیک به زندگی

تفکر الگوریتمی نه تنها در درس‌های پیشرفته ریاضی اهمیت دارد، بلکه در زندگی روزمره هم بسیار کاربردی است. فرض کنید می‌خواهید دو دوجین کوکی بپزید، اما دستور پخت معمولتان فقط برای یک دوجین است. شما می‌توانستید دستور پخت را دو بار انجام دهید و بین آنها کاسه را بشویید، ولی چنین کاری انجام نمی‌دهید چون می‌دانید بی‌صرفه است. در عوض مواد را دو برابر می‌کنید و هر مرحله را فقط یک بار انجام می‌دهید. تفکر الگوریتمی به شما کمک می‌کند راهی نظام‌مند برای انجام کار پیدا کنید که بازدهی را بالا ببرد.

تفکر الگوریتمی یک ظرفیت مهم است که به کودکان کمک می‌کند تا در جهان حرکت کنند و عمل کنند — و اکنون می‌دانیم که کودکان خیلی زودتر از آنچه روان‌شناسان فکر می‌کردند به این توانایی دسترسی دارند.

این که کودکان قبل از آموزش رسمی می‌توانند با تفکر الگوریتمی ارتباط برقرار کنند، پیامدهای مهمی برای آموزش STEM — یعنی علوم، فناوری، مهندسی و ریاضی — دارد. مراقبان و مربیان باید تجدیدنظر کنند که چه زمانی و چگونه به کودکان فرصت داده شود تا با مسائل و مفاهیم انتزاعی‌تر روبرو شوند. دانستن این که ذهن کودکان از دوران پیش‌دبستانی آماده حل مسائل ساختارمند است، به ما امکان می‌دهد این توانایی‌ها را زودتر پرورش دهیم و مهارت‌های ریاضی و محاسباتی آنها را قوی‌تر کنیم.

و دفعه بعد که کودکی را دیدید که به شکلی شاید چندان راحت یا مرتب با دنیا تعامل می‌کند، کمی صبور باشید. وقتی وسایلتان را از زمین کافی‌شاپ جمع می‌کنید، به یاد داشته باشید که همه این‌ها بخشی از فرایند ساخت دانش توسط کودکان است. آن بچه‌های به ظاهر آشفته، به زودی رفتارهای منطقی و سازمان‌یافته‌تری خواهند داشت.

پایان/*