سری بازیهای «مورتال کامبت» از مشهورترین بازیهای رایانهای در تمام دوران به شمار میرود. این مجموعه اولین بار در سال ۱۹۹۲ عرضه شد و از آن موقع تا به حال، نسخههای زیادی از آن به بازار آمده است. محبوبیت بالای این بازی در دهه ۹۰ باعث شد تا دو فیلم سینمایی بر اساس آن ساخته شود. با این حال، آن فیلمها با استقبال خوبی روبرو نشدند و انتقادات زیادی متوجه آنها شد، تا جایی که برنامهای برای ساخت ادامهی آنها در نظر گرفته نشد. حالا پس از بیش از بیست سال، هالیوود یک نسخهی جدید از «مورتال کامبت» ساخته که با توجه به محبوبیت بازی، از جمله فیلمهای پرشمارندهی امسال بود. اما آیا این فیلم توانسته انتظارات طرفداران را برآورده کند یا مانند گذشته آنها را ناامید کرده است؟
فیلم درباره دنیایی خارج از زمین است که میخواهد پس از کسب دهمین پیروزی خود، بر زمین مسلط شود. در چنین شرایطی، گروهی از جنگجویان روی زمین باید خود را برای مقابله با این نیروهای شرور آماده کنند. کول یانگ (با بازی لویس تان) یک مبارز است که انگیزهی چندانی برای پیروزی در مسابقات ندارد؛ اما نشانهای که روی بدنش نقش بسته، او را به یکی از افراد انتخابشده تبدیل میکند. در همین حال، بیهان (با بازی جوئی تسلیم) قصد دارد او و دیگر جنگجویان را نابود کند، اما…
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه نقد و بررسی فیلم خط استوا.

بازی «مورتال کامبات» در سالهای اخیر با اضافه کردن شخصیتهای تازه به داستان خود، توانسته روایتی گیرا را در کنار گیمپلی فوقالعادهاش به بازیکنان ارائه دهد و به همین دلیل هم بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است.
اما فیلم سینمایی «مورتال کامبات» کمترین بهره را از این داستان پرمایه برده و فیلمنامه آن، ماجرا را به ضعیفترین شکل ممکن پیش میبرد.
در شروع فیلم، نبردی بین دو شخصیت اصلی یعنی «بیهان» از خاندان لین کویی و «هانزو هاساشی» از قبیله شیرای ریو میبینیم. این دو چهره از اولین نسخههای بازی، نماد اصلی مجموعه «مورتال کامبات» بودهاند و ماجرای درگیری آنها همیشه برای طرفداران بازی جذاب بوده است.
با این حال، در فیلم هیچ توضیح مشخصی درباره دلیل این نبرد از همان ابتدا داده نمیشود. فیلم که شروع میشود، این دو در حال جنگیدن هستند و تنها در خلال گفتگوهایشان، اشارههای کوتاهی به قبیله خود و انتقامی که میخواهند بگیرند میکنند؛ این موضوع برای بینندگانی که با بازی آشنا نیستند، کاملاً گنگ و نامفهوم است.
علاوه بر این، در نسخه سینمایی از پیچیدگیهای رابطه این دو شخصیت کاسته شده و حتی نشانی از «کوآن چی» — کسی که عامل اصلی درگیری آنها بوده — دیده نمیشود!
در این فیلم، بیهان که با نام سابزیرو نیز شناخته میشود، بدون هیچ دلیل روشنی — که در فیلم توضیح داده شود — به دشمنی با دیگران میپردازد و هر کجا میرود، قصد نابودی دارد!

یک مشکل دیگر فیلمنامه، مربوط به ورود شخصیت جدیدی به نام کول یانگ به گروه مبارزان است. این شخصیت فقط برای نسخه سینمایی ساخته شده و هیچ پیشینه و ارتباطی با شخصیتهای اصلی و شناختهشده «مورتال کامبت» ندارد. کول یانگ برخلاف بقیه مبارزان، هیچ ویژگی خاص و شخصیت جالبی ندارد و در واقع میتوان گفت کمرنگترین و بیهویتترین شخصیت فیلم است! اضافه کردن یک قهرمان جدید، درحالی که برای سالها لیو کانگ به عنوان قهرمان اصلی زمین شناخته میشد، ایده عجیبی بود که سازندگان به مخاطب تحمیل کردند و نتیجه آن هم رضایتبخش نبود. کول یانگ به هیچکدام از شخصیتهای جسور و خاص «مورتال کامبت» شباهت ندارد و بیشتر شبیه یک الگوی تکراری و کلیشهای سینمایی است: “یک فرد شکستخورده که ناگهان میتواند دنیا را نجات دهد”. به همین خاطر، حضور او در فیلم مانند یک تکه وصله ناجور است.
مقاله نقد و بررسی فیلم یقه سفیدها منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.
توصیه میشود به مطالعه مقاله نقد و بررسی فیلم رنفیلد (Renfield) ادامه دهید.
مقاله نقد و بررسی فیلم بدون احساسات جدی (No Hard Feelings) منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.
(این پاراگراف بخشهایی از داستان را لو میدهد)
روند داستان «مورتال کامبت» هم گیجکننده است و برای بیننده مشخص نمیکند که دقیقاً چه مسیری را دنبال میکند. قهرمانان زمینی، بعد از این که به محل زندگی لیو کانگ میروند، به شکل عجیبی شروع به جنگیدن با هم میکنند، بدون این که اتفاق خاصی بیفتد یا توضیح داده شود که چطور باید به افراد برگزیده تبدیل شوند! حتی در نیمه دوم فیلم، وضعیت داستان بدتر هم میشود. در بخشی از فیلم، زمینیها ناگهان فرار میکنند و به دنیایی دیگر میروند، اما تنها پس از چند دقیقه، با یک نقشه بچهگانه به زمین برمیگردند تا در صحنههای مختلف (که شبیه به محیط بازی طراحی شده) هرکدام از شخصیتهای شرور را پیدا کنند و از بین ببرند! در میان این همه آشفتگی، ناگهان اسکورپیون هم بدون هیچ دلیل منطقی ظاهر میشود و داستان فیلم را به کلی به هم میریزد!

با بودجه سنگین ۹۰ میلیون دلاری، انتظار میرفت این فیلم بتواند دنیای گسترده بازی را به خوبی نشان دهد، اما سایمون مککوید، کارگردان اثر، به بدترین شکل ممکن از این فرصت استفاده کرده است. متأسفانه دنیای بیرونی که شنگ سونگ و همراهانش در آن حرکت میکنند، با جلوههای کامپیوتری بسیار ضعیفی به تصویر کشیده شده است. این دنیا هیچ ویژگی برجستهای ندارد، جز قدمزدنهای شنگ سونگ و نصیحتهای نادرست او.
کیفیت جلوههای ویژه «مورتال کامبت» واقعاً ناامیدکننده است و حتی در طراحی سادهترین جزئیات، مثل چشمان درخشان رِیدن، هم ضعف دیده میشود. با توجه به پیشرفتهای فناوری، لااقل این بار میشد انتظار داشت که گورو ظاهری ترسناک و تاثیرگذار داشته باشد، اما طراحی او بیشتر شبیه به هالک عصبانی است!
در بخش بازیگری هم فیلم «مورتال کامبت» عملکرد ضعیفی دارد. بازیگران این نسخه حتی در مقایسه با فیلم سال ۱۹۹۵ نیز ناموفقتر هستند و برخی از آنها، مثل تادانابو آسانو در نقش رِیدن، کاملاً ناامیدکننده عمل کردهاند. کول یانگ، شخصیت اصلی داستان، توسط لویس تان بازی شده است. او در طول فیلم نه احساسات را به خوبی منتقل میکند و نه در بیان دیالوگها تسلط کافی دارد. بازیگران نقشهای کانگ لو و لیو کانگ نیز وضعیت چندان بهتری ندارند.

فیلم «مورتال کامبت» با وجود هیجان زیادی که در طرفداران این سری بازیها به وجود آورده بود، در نهایت مانند دو فیلم قبلی خود، بینندگان را разочаار کرد. کار نخستین سینمایی سایمون مککوید آنقدر ضعیف و پر از مشکل است که تماشاگران به دشواری ممکن است دوباره تمایل به دیدن آن پیدا کنند. درک نادرست از نام «مورتال کامبت» و بیتوجهی به خاستگاه اصلی آن، باعث شده فیلمی ساخته شود که نیمی از شخصیتهای محبوب این سری در آن غایب هستند و آن نیم دیگر نیز که در فیلم حضور دارند، سرگردان و سردرگم به نظر میرسند! «مورتال کامبت» به عنوان یک فیلم رزمی مستقل ممکن است تا حدودی تماشاگران را راضی کند، اما وقتی به عنوان اقتباسی از بازی «مورتال کامبت» معرفی میشود، پرسشهای بیپاسخ زیادی در ذهن بیننده شکل میگیرد که فیلمسازان پاسخی برای آنها ندارند.

نویسنده: میثم کریمی
این نوشته به طور ویژه برای وبسایت «مووی مگ» تهیه شده است. کپیبرداری از این مطلب بدون اشاره به نام منبع و سایت مووی مگ مجاز نیست و پیگرد قانونی خواهد داشت.
به جمع آنلاین بزرگ هواداران مووی مگ ملحق شوید.
مورتال کامبت (Mortal Kombat)

کارگردان: Simon McQuoid
نویسندگان: Greg Russo و Dave Callaham
بازیگران:
Lewis Tan در نقش Cole Young
Jessica McNamee در نقش Sonya Blade
Josh Lawson در نقش Kano
Joe Taslim در نقش Bi-Han / Sub-Zero
مقاله واکنش و نقدهای مثبت منتقدان به «Guardians of the Galaxy Vol. 3» حاوی اطلاعات جامعی است.
گونه: فیلم اکشن
رده سنی: R (این فیلم برای تماشاگران ۱۷ سال به بالا مناسب است)
مدت زمان: ۱۱۰ دقیقه
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً نقد ویدیویی فیلم No Hard Feelings را بخوانید.

