ساخت فیلم مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست، یکی از پرچالشترین و جنجالیترین پروژههای سینمایی در سالهای اخیر بود. استودیوی سونی تمام تلاش خود را به کار بست تا جزئیات فیلم فاش نشود، اما شایعاتی که گاهی از سوی بازیگران مطرح میشد، باعث شد حدس و گمانها درباره حضور قهرمانان قدیمی مرد عنکبوتی در این قسمت، برای مدتها در رسانهها داغ باشد. اگرچه در ابتدا بازیگران این شایعات را رد میکردند، اما در نهایت آشکار شد که سونی توانسته آنها را راضی کند تا دوباره نقشهای گذشته خود را در این فیلم ایفا کنند. این جریان باعث شد استقبال از فیلم در سینماها بینظیر باشد و مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست به پرفروشترین فیلم تاریخ کمپانی سونی تبدیل شود.
داستان فیلم در شرایطی شروع میشود که هویت واقعی مرد عنکبوتی برملا شده و همه میدانند پیتر پارکر (با بازی تام هالند) همان قهرمان ماسکپوش است. این اتفاق، زندگی روزمره پیتر را با دردسرهای بزرگی روبرو کرده و به همین خاطر، او نزد دکتر استرنج (بندیکت کامبربچ) میرود تا از او کمک بگیرد و وضعیت را به حالت قبل برگرداند، اما…

فیلم “مرد عنکبوتی: راهی به خانه” از نظر جلوههای بصری بسیار تحسینبرانگیز است. این اثر ثابت میکند که مارول به خوبی بر تمام جزئیات دنیای خود تسلط دارد و میتواند به هر شکلی که داستان نیاز دارد، آن را دگرگون یا اصلاح کند. همه این تغییرات نیز با چنان دقتی انجام شده که به ندرت اشکالی در تصاویر دیده میشود. علاوه بر این، کارگردانی صحنههای اکشن نیز بسیار موفق بوده و توانسته هیجان مورد انتظار را به بیننده منتقل کند. حضور پرتعداد شخصیتهای قهرمان و شرور، این فرصت را به سازندگان داده که یک اکشن جذاب و پرکشش خلق کنند و نتیجه کار نیز واقعاً درخشان شده است. از این نظر میتوان گفت “مرد عنکبوتی: راهی به خانه” به راحتی یکی از سرگرمکنندهترین فیلمهای سال است و تماشای آن تجربهای لذتبخش خواهد بود.
اما در مقابل نقاط قوت فیلم در بخش جلوههای ویژه، “مرد عنکبوتی: راهی به خانه” مانند بسیاری از آثار ابرقهرمانی دیگر در زمینه فیلمنامه و محتوا با مشکلات بزرگی روبرو است. مشکلاتی که سالهاست درباره این نوع فیلمها مطرح شده و آنقدر تکرار شده که به یک کلیشه تبدیل شدهاند و بسیاری از مردم یا آن را پذیرفتهاند یا دیگر به آن توجهی نمیکنند. این فیلم عملاً فاقد یک داستان جدید و بدیع است و هرچه در آن میبینیم، نوعی بازی با خاطرات و نوستالژی گذشته است. جدیدترین قسمت از مجموعه مرد عنکبوتی، بیش از آنکه برای مخاطب خود قصهای تازه تعریف کند، سعی دارد با تحریک حس آشناپنداری و وابستگی عاطفی او، نظر مثبتش را جلب کند.
اگر سوالاتی دارید، مقاله نقد و بررسی فیلم گشت و گذار در جنگل (Jungle Cruise) به شما کمک خواهد کرد.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله نقد و بررسی فیلم تلماسه (Dune) مراجعه کنید.
برای یادگیری پیشرفته، به نقد و بررسی فیلم The Marvels مراجعه کنید.
اگر سوالاتی دارید، مقاله نقد فیلم منصور (Mansour) به شما کمک خواهد کرد.
برای مطالعه بیشتر، به مصاحبه گلشیفته فراهانی با نیویورک تایمز/ همانقدر که جدی ام یک دلقک هم هستم! سری سر بزنید.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه نقد و بررسی فیلم سریع و خشمگین 9 ( F9: The Fast Saga).
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در نقد فیلم حکم تجدید نظر پیدا کنید.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در نقد فیلم Resident Evil: Welcome to Raccoon City پیدا کنید.
مقاله نقد و بررسی فیلم جولت (Jolt) حاوی اطلاعات جامعی است.

فیلم “مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست” عجیبترین و غیرمنتظرهترین اتفاقات را پیش روی بیننده میگذارد. از دنیاهای موازی گرفته تا ورود دکتر استرنج به ماجرایی که پیتر پارکر نوجوان به وجود آورده است. این ایدهها بیشتر پشت سر هم و بدون نظم مشخصی ارائه میشوند و منطق روشنی در پشت آنها دیده نمیشود.
فیلم پس از آوردن شخصیتهای قدیمی و خاطرهانگیز سریهای قبلی مرد عنکبوتی به دنیای جدید، هدف مشخصی جز بازی با احساسات نوستالژیک تماشاگران ندارد. این ترفند در تمام طول فیلم تکرار میشود و ایده تازهای جایگزین آن نمیشود.
یکی از ضعیفترین بخشهای فیلم، شوخیهای سه مرد عنکبوتی با هم است. این صحنههای کممزه احتمالاً فقط کودکان و نوجوانان را سرگرم میکند. در حالی که قرار گرفتن نسخههای مختلف مرد عنکبوتی در کنار هم میتوانست فرصتی برای شناخت بهتر آنها از یکدیگر و عمق بخشیدن به داستان باشد. حتی میشد مسیر قصه را طوری تغییر داد که تماشاگر ــ که معمولاً به دیدن صحنههای تکراری عادت دارد ــ با اتفاق تازهای در یک فیلم ابرقهرمانی روبرو شود. اما در نهایت، این حضور به شوخیهای سطحی و یادآوری خاطرات گذشته محدود شد.

بدون شک ویلیام دافو بهترین بازیگر این فیلم است. او یک بازیگر بسیار قوی است که حتی در صحنههای کوتاه هم بسیار چشمگیر و جذاب ظاهر میشود. تام هالند، اندرو گارفیلد و توبی مگوایر هم همگی خوب بازی کردهاند و حضورشان در کنار هم قابل قبول است. بازیگران معروف دیگری مثل جیمی فاکس و آلفرد مولینا هم دوباره نقشهای قدیمی خود را بازی میکنند، اما این بار آنها خیلی درخششی ندارند و فیلم هم تمرکز زیادی روی شخصیتهای آنها نمیگذارد، چون قرار است همان نقشهای قبلی را در یک فیلم جدید تکرار کنند.
برای مطالعه بیشتر، به نقد و بررسی فیلم Maestro سری سر بزنید.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله نقد و بررسی ویدئویی فیلم May December مراجعه کنید.
قطعاً آوردن تمام مردان عنکبوتی و شرورهای قدیمی در یک فیلم، میتواند هیجان زیادی برای تماشاگران ایجاد کند و این فیلم را به یکی از پرفروشترین فیلمهای تاریخ سینما تبدیل کند. اما وقتی آن هیجان اولیه از بین برود و با دقت بیشتری به داستان نگاه کنیم، متوجه میشویم که «Spider-Man: No Way Home» نه تنها ایده جدیدی ارائه نمیدهد، بلکه به سادهترین شکل ممکن سعی میکند همه اتفاقات قسمتهای قبلی را کنار بگذارد و با وسیلهای که دکتر استرنج ناگهان از جیبش درمیآورد، مشکل را حل کند! در چنین شرایطی که به راحتی یک چیز غیرمنتظره از هیچکجا ظاهر میشود و غیرممکنها را ممکن میکند، نه میتوانیم با غم و اندوه ابرقهرمان فیلم همراه شویم و نه در شادی و ناراحتی او شریک میشویم، چون میدانیم در هر لحظه ممکن است با یک وسیله عجیب که نمیدانیم از کجا آمده، دربی به دنیای ناشناخته باز شود، مردهها زنده شوند و زندهها بمیرند و این داستان برای ساخت فیلمهای ابرقهرمانی دیگر هم تکرار شود!

منتقد: میثم کرامی
این نوشته بهطور ویژه برای وبسایت «مووی مگ» تهیه شده است. کپیبرداری از این مطلب بدون اشاره به نام منبع و ذکر آدرس سایت مووی مگ مجاز نیست و پیگرد قانونی خواهد داشت.
صفحه اینستاگرام مووی مگ را دنبال کنید.
برای گسترش دانش خود، مقاله مصاحبه گلشیفته فراهانی با نیویورک تایمز/ همانقدر که جدی ام یک دلقک هم هستم! را مطالعه کنید.

