نقد و بررسی فیلم صددام

صددام

فهرست مطالب

فیلم «صددام» نمونه بارزی است که به خوبی نشان می‌دهد چرا بسیاری از فیلم‌های کمدی ساخته شده در ایران امروز، راه اشتباهی را در پیش گرفته‌اند. این فیلم که ظاهراً یک کمدی اجتماعی با بازیگران شناخته شده بود، در عمل تبدیل شده به مجموعه‌ای از صحنه‌های نامربوط و کم‌مایه که بدون هیچ نظم و ارتباطی پشت سر هم چیده شده‌اند.

داستان فیلم فاقد هرگونه منطق روایی است و حتی ساده‌ترین اصولی که برای چینش صحنه‌ها لازم است، در آن رعایت نشده. تماشای «صددام» بیشتر شبیه تماشای چند کلیپ مجزا در فضای مجازی است که بی‌هیچ ارتباطی به هم متصل شده‌اند. این اثر حتی در مقایسه با فیلم‌های دانش‌آموزی نیز ضعف‌های اساسی دارد؛ صحنه‌ها هیچ رابطه منطقی با هم ندارند و به جای پیشبرد داستان، فقط شاهد جابجایی بی‌دلیل مکان‌ها و موقعیت‌ها هستیم. بیننده یک لحظه خود را در تهران می‌بیند و چند ثانیه بعد، بدون هیچ توضیحی در جبهه قرار می‌گیرد. این آشفتگی در روایت دقیقاً همان عاملی است که باعث از هم پاشیدگی کامل فیلم می‌شود.

صددام

بزرگترین آسیب این آشفتگی، به شخصیت‌های داستان وارد می‌شود. به عنوان مثال، «حلیمه» که به نظر می‌رسید باید یکی از نقش‌های اصلی قصه باشد، در بخش دوم فیلم کاملاً ناپدید می‌شود؛ بدون اینکه تماشاگر بداند چرا غایب است یا سرنوشتش چه می‌شود. این همان اشتباه بزرگی است که در آموزش‌های اولیه فیلمنامه‌نویسی همواره نسبت به آن هشدار داده می‌شود: حرکت کردن شخصیت‌ها بدون دلیل منطقی. وقتی مهم‌ترین فرد داستان، بدون هیچ پایان‌بندی مناسب رها می‌شود، دیگر دلیلی برای ادامه دادن و پیگیری قصه باقی نمی‌ماند.

از طرفی، شوخی‌هایی که باید باعث خنده و شادی تماشاگر شوند، آنقدر تکراری و معمولی هستند که بیشتر آزاردهنده به نظر می‌رسند تا سرگرم‌کننده. فیلم مدام از جوک‌هایی استفاده می‌کند که حتی در فضای مجازی دیگر دیده شده‌اند و تکرار آن‌ها در سینما، بیشتر به یک اشتباه غیرحرفه‌ای شبیه است تا یک ایده نو. «صددام» سعی دارد موقعیت‌های طنز شبکه‌های اجتماعی را کپی کند، اما فراموش کرده که سینما قوانین و شرایط خاص خود را دارد و نمی‌توان لطیفه‌های اینترنتی را بدون هیچ مقدمه و دلیلی به دنیای فیلم منتقل کرد.

صددام

یکی از مشکلات فیلم، استفاده از شوخی‌های ضعیف و به کار بردن مستقیم تصاویر و اشاره‌های پیش پا افتاده است. بعضی از صحنه‌ها بر اساس دیالوگ‌ها یا بازی‌هایی ساخته شده‌اند که در فضای مجازی به شکل «میم» شناخته می‌شوند. این نوع استفاده نه نشان‌دهنده طنز هوشمندانه است و نه یک بازسازی خلاق؛ بلکه فقط نشان می‌دهد که ایده‌ی چندانی در کار نبوده و نویسنده نتوانسته موقعیت‌های طنز جدید و تازه‌ای خلق کند.

اگر بخواهیم نقطه قوتی برای فیلم پیدا کنیم، بدون شک باید از رضا عطاران نام ببریم. او بازیگری است که حتی در ضعیف‌ترین فیلم‌ها هم می‌تواند چند لحظه‌ی جذاب و دیدنی ایجاد کند. عطاران به طور طبیعی استعداد زیادی در بازیگری دارد و می‌تواند موقعیت‌های خنده‌دار خلق کند. حتی در فیلم «صددام» هم در چند صحنه، فقط با استفاده از بیان چهره و حرکاتش، توانسته لحظات کوتاه و قابل قبولی را به وجود آورد. اما حتی او هم در برابر این همه بی‌سامانی و ساختار ضعیف فیلم نمی‌تواند کار خاصی انجام دهد. حضور عطاران تنها دلیلی است که گاهی تماشاگر را برای لحظاتی می‌خنداند، اما این به هیچ وجه نمی‌تواند ضعف اصلی فیلم را بپوشاند.

صددام

از سوی دیگر، برخی از بازیگران مانند پریناز ایزدیار نتوانستند از عهده نقش خود برآیند. ایزدیار که معمولاً در فیلم‌های جدی عملکرد خوبی دارد، در قالب فیلم کمدی، ریتم مناسب و درک لازم از موقعیت‌های خنده‌دار را ندارد. بازی او در آثار مشابه گذشته نیز نشان داده که هماهنگی با فضای کمدی برایش دشوار است و در فیلم «صددام» این ضعف بیشتر از همیشه به چشم می‌خورد. حاصل این ناهماهنگی در بازی و اجرا، صحنه‌هایی است که حتی به عنوان یک شوخی ساده هم اثرگذار نیستند.

اما شاید دلیل اصلی این نابسامانی‌ها به فیلمنامه بسیار ضعیف بازمی‌گردد. فیلمنامه‌ای که نه شخصیت‌ها را به خوبی معرفی می‌کند، نه منطق داستانی دارد و نه حتی هدف مشخصی از روایت خود ارائه می‌دهد. بخش‌های مختلف فیلم آن‌قدر بی‌ارتباط و پراکنده هستند که به نظر می‌رسد حتی تدوینگر نیز هنگام کنار هم گذاشتن این قطعات، درک درستی از کلیت اثر نداشته است. به همین خاطر، فیلم در نیمه دوم کاملاً از کنترل خارج می‌شود و به مجموعه‌ای از صحنه‌های نامرتبط تبدیل می‌گردد.

«صددام» را نباید تنها یک تجربه ناموفق دانست، بلکه باید آن را نمونه‌ای از بحران فیلمنامه‌نویسی در سینمای کمدی ایران به شمار آورد. این فیلم یادآور می‌کند که داشتن یک ایده اولیه بامزه، برای خلق یک اثر خلاقانه و جذاب کافی نیست. اگر نویسنده توانایی خلق موقعیت‌های منطقی و روایت منسجم را نداشته باشد، نتیجه چیزی جز آشفتگی نخواهد بود. معیار سنجش یک فیلم کمدی موفق، شوخی‌های سطحی و دیالوگ‌های خنده‌دار نیست، بلکه ارتباط عمیق بین شخصیت‌ها و موقعیت‌هاست؛ چیزی که در این فیلم به کلی غایب است.

این فیلم با وجود پتانسیل اولیه‌ای که داشت، می‌توانست یک کمدی موقعیت قابل قبول باشد، اما به دلیل ضعف فیلمنامه، شوخی‌های پیش پا افتاده و اجرای نامنسجم، در نهایت به یکی از ضعیف‌ترین آثار کمدی این سال‌ها تبدیل شده است.

امتیاز: ۲ از ۱۰
منتقد: میثم کریمی

توصیه می‌شود به مطالعه مقاله نقد و بررسی سریال خاتون ادامه دهید.

اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در نقد و بررسی سریال «مرداب» پیدا کنید.

اگر سوالاتی دارید، مقاله نقد و بررسی فیلم ندای آزادی (Sound of Freedom) به شما کمک خواهد کرد.

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه نقد و بررسی فیلم قرارمون پارک شهر.

برای اطلاعات بیشتر، به مقاله نقد و بررسی فیلم شهر دودی مراجعه کنید.

برای اطلاعات بیشتر، به مقاله نقد و بررسی سریال زخم کاری: بازگشت (فصل دوم) مراجعه کنید.

برای اطلاعات بیشتر، به مقاله نقد و بررسی فیلم خاطره پردازی (Reminiscence) مراجعه کنید.

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه نقد و بررسی فیلم اره 10 (Saw X).

برای گسترش دانش خود، مقاله نقد و بررسی فیلم مادر (The Mother) را مطالعه کنید.

برای اطلاعات بیشتر، به مقاله نقد و بررسی سریال کانتینتال (The Continental) مراجعه کنید.

برای گسترش دانش خود، مقاله نقدها و نمرات انیمیشن «Spider-Man: Across the Spider-Verse» منتشر شد را مطالعه کنید.

برای اطلاعات بیشتر، به مقاله نقد و بررسی فیلم بخارست مراجعه کنید.