فرآیند ساخت فیلم «دادگاه شیکاگو هفت» به بیش از ده سال قبل برمیگردد. در آن زمان، آرون سورکین فیلمنامهای با نام اولیه «شیکاگو هفت» نوشت و قرار بود استیون اسپیلبرگ نیز در ساختن این فیلم همکاری کند. اما مشکلات مالی باعث شد تولید فیلم بارها به تعویق بیفتد. در ابتدا قرار بود بازیگرانی مثل هیث لیجر و ویل اسمیت در این فیلم بازی کنند و کارگردانانی مانند بن استیلر و پل گرینگرس نیز هدایت آن را بر عهده بگیرند. با این حال، بودجه لازم برای حضور این بازیگران جمع نشد و ساخت فیلم تقریباً فراموش شد. تا این که ده سال بعد، آرون سورکین خودش تصمیم گرفت تا فیلمنامهاش را کارگردانی کند و مانع ساخت این اثر را برطرف نماید. فیلم «دادگاه شیکاگو هفت» در شرایطی اکران شد که میتواند تأثیر زیادی بر افکار مردم آمریکا برای شرکت در انتخابات داشته باشد.
داستان فیلم در سال ۱۹۶۸ اتفاق میافتد. در آن زمان، جنگ ویتنام تلفات انسانی زیادی برای آمریکا داشت و در چنین شرایطی، چند گروه از معترضان به جنگ میخواهند در محل کنوانسیون ملی حزب دموکرات در شیکاگو، تظاهراتی ضد جنگ برگزار کنند. اما این تظاهرات برخلاف انتظار، به شکل صلحآمیز پیش نمیرود و رهبران گروههای معترض دستگیر شده و برای محاکمه به دادگاه فرستاده میشوند. این دادگاه طولانی و سخت، یکی از نامآورترین و بحثبرانگیزترین محاکمهها در تاریخ شیکاگو به شمار میرود.

فیلم «دادگاه شیکاگو هفت» بر اساس اتفاقات واقعی ساخته شده و جزئیات آن تا حد زیادی با مدارک باقیمانده از آن دادگاه همخوانی دارد. البته برای جذابیت سینمایی، صحنههای نمایشی و احساسی هم به داستان اضافه شده است. در میان همه کارگردانانی که میتوانستند این رویداد تاریخی سال ۱۹۶۸ را به فیلم تبدیل کنند، به نظر میرسد آرون سورکین بهترین انتخاب بود. او فیلمنامهنویسی استثنایی است که بارها برای فیلمهای اقتباسی نامزد دریافت جایزه شده و بهتر از هر کس دیگری میداند چطور یک رویداد واقعی را به شکلی جذاب و سینمایی روایت کند. واقعیت این است که ماجرای دادگاه شیکاگو، جز در قالب مستند، قابلیت چندانی برای تبدیل شدن به یک درام پرهیجان نداشت، اما سورکین کاری کرده که این فیلم نفسگیر و دیدنی شود.
در ابتدای فیلم، تعداد زیاد شخصیتها ممکن است بیننده را سردرگم کند. هر کدام از این افراد، گذشته و دیدگاه خاص خود را دارند و در تاریخ آمریکا چهرههای شناختهشدهای محسوب میشوند. اما سورکین خیلی سریع به این شخصیتها نظم میدهد و آنها را کنار هم قرار میدهد تا تماشاگر به تدریج با افکار و پیشینه هر یک آشنا شود. این شخصیتها از نظر عقیدتی و رفتاری با هم تفاوت دارند و هر کدام تا حدی نماینده گروهی از مردم به شمار میروند. هنر اصلی سورکین فقط منظم کردن این شخصیتهای متعدد نیست، بلکه رسیدن به این نقطه است که هدف نهایی، نشان دادن تقابل میان آزادی و سیستم سرکوبگر باشد، نه ساختن قهرمان. در طول فیلم بارها و به شکلهای مختلف به این موضوع اشاره میشود که داشتن عقاید متفاوت نباید باعث مجازات افراد در دادگاه شود؛ اصلی که در جامعه آمریکا آن زمان در خطر افتاده بود.

شخصیتهای داستان به اصول قانون اساسی ایالات متحده اشاره میکنند که به مردم حق اعتراض جمعی برای ایجاد تغییر را میدهد. حتی در این زمینه، جملهای از آبراهام لینکلن نیز نقل میشود. اما امروزه این قانون اساسی توسط دولت و مقامات فاسد، در سیستم دادگاهی به حاشیه رانده شده و سیاستمداران فاسد، افکار مردم را هدایت و کنترل میکنند. در چنین وضعیتی، هر صدای مخالفی ممکن است به عنوان یک جرم بزرگ در نظر گرفته شود. جرمی که در بسیاری از موارد، معترضان هیچ نقشی در ایجاد آن نداشتهاند. سورکین در طول داستان، شرایط معترضان و فضای حاکم بر آن دوران را در برابر نظام حاکم بر آمریکا به خوبی به تصویر میکشد تا به دولتمردان یادآوری کند که ارزشهای آزادیخواهانه در ایالات متحده به دست خودشان در حال نابودی است.
انتخاب بازیگران فیلم برای روایت این اتفاق تاریخی بسیار بجا و هوشمندانه بوده است. بازیگرانی که دقیقاً برای نقشهایشان مناسب هستند و این موضوع، هوش بالای سورکین در شناخت استعداد بازیگران را نشان میدهد. ساشا بارون کوهن در نقش اَبی، یکی از درخشانترین اجراهای فیلم را ارائه میدهد. او شخصیتی است که شوخطبعیاش حتی در سختترین شرایط، تماشایی است و تواناییهای بازیگری او را به خوبی نمایان میکند. مارک ریلنس نیز در نقش یک وکیل بیپروا و خستگیناپذیر، همان بازیگر مطمئن و مسلط همیشگی است که بیننده به سرعت باور میکند و با او همراه میشود. جوزف گوردن لویت نیز در این فیلم، نقشی متفاوت با کارهای گذشتهاش انتخاب کرده که نتیجه آن تحت کارگردانی سورکین، بسیار قابل تحسین است. در کل باید گفت سورکین در دومین تجربه کارگردانی خود پس از فیلم «بازی مولی»، یک بار دیگر توانسته بهترین عملکرد ممکن را از بازیگران ستاره فیلمش به دست آورد.

با این حال، به وضوح میتوان گفت که ستاره اصلی فیلم «دادگاه شیکاگو هفت»، فیلمنامه و کارگردانی آرون سورکین بوده است. فیلمنامهای که کاملاً اصول حرفهای را رعایت کرده و لحظات اوج و فرود داستان را به شکلی دقیق و حسابشده تنظیم کرده است. سورکین به خوبی میدانست که برای تأثیرگذاری عمیق بر مخاطب، باید در بخش پایانی فیلم، ضربه نهایی را وارد کند و در این کار، به بهترین شکل ممکن، بیننده را تحت تأثیر قرار میدهد. مخاطبی که از جنگ، هزینههای انسانی و نابرابری خسته شده است، حالا با نامهایی روبرو میشود که پیش از این در فیلم به آنها اشارهای نشده بود؛ لیستی شامل بیش از ۴۰۰۰ نفر که میتوانستند مانند دیگر شهروندان زندگی عادی داشته باشند، اما سرنوشت آنها بر اثر سیاستهای نادرست، به کلی تغییر کرد و اصرار بر ادامه آن اشتباهات، آمریکا را وارد بحرانی تاریخی کرد.
«دادگاه شیکاگو هفت» بازسازی یک رویداد واقعی و ناخوشایند از تاریخ آمریکاست. این فیلم، اشتباهات سیاستمداران را به یاد میآورد و بر اهمیت پاسداری از ارزشهای آزادی تأکید میکند. دیالوگنویسی استادانه سورکین، مانند دیگر آثارش، در این فیلم هم ذهن تماشاگر را به چالش میکشد. در بخشی از فیلم، اَبی میگوید: «من تا پیش از این هرگز به دلیل تفکراتم به دادگاه نرفته بودم!» این جمله میتواند کلید اصلی دیالوگهای فیلم باشد؛ جملهای که به شکلی دقیق، مفهوم آزادی را زیر سؤال میبرد و نگرشهای تند و افراطی حاکم بر جامعه را نشان میدهد. صحنه پایانی فیلم و پایان بخشیدن به رویارویی خستهکننده بین سیستم و معترضان، درست همان ضربه نهایی است که تماشاگر منتظر آن بوده است. صحنهای که به خوبی به ما نشان میدهد تصمیمهای سیاستمداران چقدر میتواند بر زندگی انسانها تأثیر بگذارد، حتی اگر آنها را نشناسیم. کسانی که نه صدایشان مانند اَبی شنیده شد و نه کسی مانند تام هایدن داشت تا از آنها دفاع کند؛ افرادی که سرنوشتشان جز قربانی شدن نبود.

در این دنیا، هر کس راهی را برای زندگی کردن انتخاب میکند. این راهها با هم فرق دارند. بعضی از راهها روشن و درست هستند و آدم را به خوبی و خوشبختی میرسانند. اما بعضی راهها تاریک و گمراهکننده هستند و آدم را به دردسر میاندازند.
خداوند در قرآن کریم میفرماید:
**«وَأَنَّ هَٰذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ ۖ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ۚ ذَٰلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»**
توصیه میکنیم این مطلب نقد و بررسی فیلم شهرک را حتماً بخوانید.
این آیه به ما میگوید که راه خدا، راه راست و درستی است و ما باید از این راه پیروی کنیم. اگر راههای دیگر را برویم، از راه خدا دور میشویم و گمراه میشویم. خداوند این توصیه را به ما کرده تا از بدیها دوری کنیم و در امان باشیم.
پس خوب است که همیشه به دنبال راه درست باشیم. راهی که خدا نشان داده، راهی است که در آن مهربانی، راستی و درستی وجود دارد. اگر این راه را انتخاب کنیم، هم در این دنیا و هم در آخرت، زندگی بهتری خواهیم داشت.

منتقد: میثم کریمی
این نوشته به طور ویژه برای وبسایت «مووی مگ» تهیه شده است. کپیبرداری از آن بدون اشاره به منبع و نام سایت مووی مگ مجاز نیست و پیگرد قانونی دارد.
به جمع بزرگ مخاطبان مووی مگ بپیوندید.
فیلم «دادگاه شیکاگو هفت»
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره نقد و بررسی فیلم تفریق بیابید.

کارگردان: آرون سورکین
نویسنده: آرون سورکین
بازیگران:
ادی ردماین در نقش تام هیدن
ساشا بارن کوهن در نقش ابی هافمن
مارک رایلنس در نقش ویلیام کانستلر
جوزف گوردون لویت در نقش ریچارد شولتز
گونه: فیلم درام
گروه سنی: R (این فیلم برای افراد ۱۷ سال و بالاتر مناسب است)
مدت زمان: ۱۲۹ دقیقه
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه نقد و بررسی فیلم بی رویا.
مقاله نقد و بررسی فیلم آکوامن: قلمرو گمشده (Aquaman and the Lost Kingdom) حاوی اطلاعات جامعی است.
برای مطالعه بیشتر، به نقد و بررسی فیلم «ارادتمند؛ نازنین، بهاره و تینا» سری سر بزنید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، «هیأت ملی نقد» بهترین فیلم های سال 2022 را انتخاب کرد را از دست ندهید.
برای گسترش دانش خود، مقاله نقد، بررسی و قیمت گوشی سامسونگ اس 24 اولترا (Galaxy S24 Ultra) را مطالعه کنید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، «هیأت ملی نقد» بهترین فیلم های سال 2022 را انتخاب کرد را از دست ندهید.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله نقد و بررسی فیلم بنشی های اینیشرین (The Banshees of Inisherin) مراجعه کنید.

