فال شمع امروز جمعه 18 مهر 1404

فال شمع امروز جمعه 18 مهر 1404، عنوان موضوعی است که در این پست توضیح خواهیم داد. فروردین شمعی با شعلهای بلند و درخشان برای شما میسوزد! این ماه پر از انرژی و فرصتهای جدید است. ایدههای خلاقانهتان به ثمر مینشینند و روابط اجتماعیتان گرمتر میشود. به قلب خود اعتماد کنید و با شجاعت قدم […]
فال تاروت امروز جمعه 18 مهر 1404

فال تاروت امروز جمعه 18 مهر 1404، عنوان موضوعی است که در این پست به بررسی آن خواهیم پرداخت. فروردین کارت تاروت: The Fool (احمق) این کارت نماد شروعی تازه و ماجراجویانه است. فروردین با انرژی نو و انگیزه بالا برایتان همراه خواهد بود. فرصتهای جدیدی در کار یا روابط شخصی پیش میآید. با اعتماد […]
فال امروز، جمعه 18 مهر 1404

فال روزانه امروز جمعه 18 مهر 1404، عنوان موضوعی است که در این پست توضیح خواهیم داد. فروردین امروز روزی پر از انرژی و انگیزه برای شماست! ایدههای جدید در ذهنتان جرقه میزنند. از این فرصت استفاده کنید و قدمی جسورانه به سمت هدفتان بردارید. ستارهها به شما لبخند میزنند! اردیبهشت آرامش امروز شما را […]
ماجرای انباری همسایه: دزد برد، بیمه گفت کلانتری بساز

دزد برد، بیمه گفت شما ارتش تشکیل بدین! از سه تا نگهبان تا سیمخاردار و برق سهفاز… آخرشم گفت: لیاقت بیمه ندارین!
مترو بازی پیرمردها، سرگرمی جدید شهر

هر صبح که همه با عجله میرن سر کار، یه عده پیرمرد باحال میرن مترو برای بازی! نه شطرنج، نه ورق… «مترو بازی» اختراع خودشونه! زندگی رو همینجوری شیرین میکنن
عجیب ترین کفشی که پدر برای پسرش خرید _ حسن ریوندی

رفتم کفش بخرم و وسط مغازه چیزی دیدم که نسلها را شوکه کرد! پسر ۴ ساله رفت سمت کفش بچه، پدر ۴۹ ساله مات و مبهوت ایستاده بود. حسن همیشه حسن است… اما این جمله بچه همه چیز را بهم ریخت!
ایران؛ ترسناکترین فیلمها رو خودمون داریم، هالیوود کجایی؟!

وقتی زندگی تو ایران خودش یه فیلم ترسناکِ واقعی میشه! از بلایای طبیعی تا سیاسی، همهچی اینجا هست. آماده شو برای یه نگاه متفاوت و کمی طنز به واقعیت!»
کنترل از دست مسئولین خارج شد، مردم صحنه رو ترکوندن!

مسئولین فکر میکردن صحنه تحت کنترله، اما مردم یه سورپرایز بزرگ داشتن! واکنشها شوکهکننده و خندهدار بود، همه نمیدونستن چی شد.
به عشق یه دختر رژیم گرفتم، شدم اسکلت شکمدار

یه وقتایی به نیت خوشتیپ شدن برای یه نفر میری تو فاز رژیم و لاغری… ولی آخرش میشی یه چیزی بین اسکلت با شکم و کلهپوکِ لاغر! نه اون راضی میشه، نه خودت میفهمی کجای راهو اشتباه رفتی فقط میدونی یه جای این خلقت خیلی باگه!