فیلمنامه «چیزهای کوچک» حدود سی سال پیش توسط جان لی هنکاک نوشته شد، اما تا به امروز فرصتی برای ساخت فیلم بر اساس آن پیش نیامده بود. در طول این سالها، کارگردانان معروفی مانند استیون اسپیلبرگ، کلینت ایستوود و حتی دنی دویتو قصد داشتند این فیلمنامه را کارگردانی کنند، اما ساخت فیلم در نهایت سی سال طول کشید تا خودِ هنکاک بتواند آن را کارگردانی کند.
داستان فیلم درباره یک کارآگاه سابق به نام جو (با بازی دنزل واشنگتن) است که برای انجام یک مأموریت به محل کار قدیمی خود برمیگردد. در آنجا با کارآگاه تازهکاری به نام جیم (با بازی رامی مالک) روبرو میشود. جیم فردی مصمم و بااعتمادبهنفس است و به نظر میرسد روشهای خاص خود را برای حل پروندههای جنایی دارد. اما پرونده قتلی که جیم روی آن کار میکند، به گذشته جو نیز مربوط میشود و همین موضوع باعث شکلگیری رابطهای بین این دو میگردد که…

متأسفانه فیلم «چیزهای کوچک» در رعایت یکی از اصول مهم ژانر جنایی ناموفق بوده است: ایجاد شخصیتهای عمیق و گرههای داستانی منطقی که بیننده را برای کشف حقیقت مشتاق نگه دارد. داستان با معرفی مأموری به نام جو شروع میشود. از همان ابتدا مشخص است که او گذشتهای دارد که سعی میکند از آن فرار کند و حالا که مجبور شده به محل کار قبلیاش برگردد، درگیر حل یک مسئله قدیمی در درون خود شده است. اما متأسفانه شخصیتپردازی جو از همین توضیح کوتاه فراتر نمیرود و فیلم تنها با نشان دادن چند فلشبک کوتاه و گذرا، که اغلب نامفهوم هستند، سعی در انتقال گذشته او دارد. این فلشبکهای مبهم، ناگهان در پایان فیلم روشن میشوند و راز زندگی جو آشکار میگردد؛ رازی که باید خیلی زودتر برای بیننده فاش میشد. در حالی که در این نقطه، بیننده از قبل حقیقت را حدس زده و دیگر کشف آن هیجان و اهمیتی ندارد.
برای گسترش دانش خود، به مقاله نشریه والچر: استودیوها به منتقدان «Rotten Tomatoes» برای نقد مثبت پول می دهند! سر بزنید.
علاوه بر این، فیلم «چیزهای کوچک» در ارائه سرنخها، که بخش حیاتی هر اثر جنایی است، نیز ضعیف عمل کرده است. مظنونان و اتفاقات فرعی نه تنها کنجکاوی بیننده را برنمیانگیزند، بلکه اطلاعات مفیدی نیز در اختیار او قرار نمیدهند. در آثار جنایی موفق، معمولاً جزئیات کوچک هستند که راه را برای غافلگیریهای بزرگ هموار میکنند، اما در این فیلم، مظنونان و شاهدان نقش مؤثری در پیشبرد داستان ندارند. همین مسئله باعث شده بخش میانی فیلم، که به جستوجوی جو و همکارش برای یافتن سرنخ میگذرد، خستهکننده و تکراری به نظر برسد و از آن خلاقیت معمول در سینمای جنایی خبری نباشد.
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره نقد و بررسی فیلم بی حسی موضعی بیابید.
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره نقد و بررسی بازی استارفیلد (Starfield) بیابید.
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره نقد و بررسی فیلم سه کام حبس بیابید.

با این حال، قسمت پایانی داستان، شاید ضعیفترین بخش فیلم باشد. در این بخش، شخصیتها از چارچوبی که در طول فیلم برایشان تعریف شده بود، خارج میشوند و تصمیمهایی میگیرند که به نظر منطقی نمیرسد. فیلمنامه نیز توضیح قانعکنندهای برای این تغییر رفتار ارائه نمیدهد.
جو در طول فیلم به عنوان یک کارآگاه باهوش و باتجربه معرفی میشود و جیم نیز فردی مقید به قانون و جدی نشان داده میشود. اما در پایان، هوش و درایت این دو نفر، بدون دلیل موجهی نادیده گرفته میشود تا بیننده با پیام اصلی فیلم، یعنی “خوب مطلق نبودن”، روبهرو شود.
شاید مقایسه با فیلم «هفت» ساخته فینچر خالی از لطف نباشد. در صحنه پایانی آن فیلم، جان دو دلایل کافی در اختیار میلز قرار میدهد تا او دست به اقدامی غیرمنطقی بزند و فاجعه به وجود بیاید. این فاجعه به درستی ذهن بیننده را متحیر میکند. اما در این فیلم، همه چیز ناگهان مسیر منطقی خود را از دست میدهد تا فقط یک پیام اخلاقی از طرف سازندگان به مخاطب انتقال داده شود.
مهمترین نقطه قوت فیلم «The Little Things»، بازیگران آن هستند. دنزل واشنگتن اگرچه در نقش جو فرصتی برای خوش درخشیدن نداشت، اما همان بازیگر توانمندی است که حتی در سادهترین نقشها نیز بهترین عملکرد را ارائه میدهد. رامی مالک نیز در نقش یک کارآگاه جسور، تقریباً از عهده ایفای نقش خود به خوبی برآمده است. اما بیتردید بهترین بازیگر این فیلم، جرد لتو است که در مدت کوتاهی که روی صفحه حاضر میشود، تمام توجهات را به خود جلب میکند. او در نقش یک فرد منحرف و روانی، بازی بسیار تأثیرگذاری ارائه داده و در صحنههای مشترک با بازیگران اصلی، همه نگاهها را به سمت خود میکشد.

«چیزهای کوچک» فیلمی پرستاره است و با بازی بازیگران شناخته شده، بیننده را تا پایان داستان با خود نگه میدارد. اما وقتی به فیلمنامه نگاه میکنیم، باید بگوییم که مشکلات کوچک و بزرگ آن باعث میشود فیلم نتواند در خاطر تماشاگر بماند. این فیلم در نشان دادن زندگی واقعی در آمریکا موفق عمل کرده است. اشارههای فراوان به پروندههای قتل حلنشده در ایالتهای پرآشوبی مانند دیترویت، نشان میدهد که سازندگان نگران نابرابری و گسترش جرم در آمریکا هستند. اما وقتی نوبت به حل کردن پرونده جنایی اصلی فیلم میرسد، همین اشارهها به تنهایی کافی نیستند و نمیتوانند کمبودهای داستان را پوشش دهند.

نویسنده: میثم کریمی
این نوشته به طور ویژه برای وبسایت «مووی مگ» تهیه شده است. کپیبرداری از این مطلب تنها با ذکر دقیق منبع و نام سایت مووی مگ مجاز است و در غیر این صورت، پیگرد قانونی خواهد داشت.
به جمع بزرگ طرفداران مووی مگ در فضای مجازی ملحق شوید.
برای یادگیری پیشرفته، به نقد و بررسی فصل ششم سریال «Black Mirror» مراجعه کنید.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در نقد و بررسی فیلم ژان دو باری (Jeanne du Barry) پیدا کنید.
چیزهای کوچک (The Little Things)
مقاله نقد و بررسی فیلم استخراج 2 (Extraction II) حاوی اطلاعات جامعی است.
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً نقد و بررسی سریال The Last of Us | قسمت اول را بخوانید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، نقد و بررسی فیلم رضا را از دست ندهید.

کارگردان: جان لی هنکاک
نویسنده: جان لی هنکاک
بازیگران اصلی:
دنزل واشنگتن در نقش جو “دیک” دیکن
رامی مالک در نقش جیم بکستر
جارد لتو در نقش آلبرت اسپارما
کریس باوئر در نقش کارآگاه سال ریزولی
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب نقد و بررسی فیلم باربی (Barbie) را بخوانید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً از پول گرفتن منتقدان خارجی برای نوشتن نقد تا فحاشی ربات ها به مهران رجبی! / زرین سینمایی هفته (244) را بخوانید.
نوع فیلم: جنایی و معمایی
گروه سنی مجاز: R (این فیلم برای تماشا توسط افراد بالای ۱۷ سال مناسب است)
مدت زمان فیلم: ۱۲۷ دقیقه
توصیه میکنیم این مطلب نقد و بررسی سریال سقوط را حتماً بخوانید.
برای یادگیری پیشرفته، به نقد و بررسی سریال The Last of Us | قسمت دوم مراجعه کنید.
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب نقد و بررسی فیلم قندهار (Kandahar) را بخوانید.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله نقد و بررسی فیلم تا ابد مراجعه کنید.

