نقد و بررسی فیلم مغز و استخوان

فیلم مغز و استخوان

فهرست مطالب

خلاصه داستان:
به مادر یک کودک بیمار که سرطان دارد، می‌گویند تنها راه نجات فرزندش، استفاده از بندناف نوزاد تازه‌ای است. پس تنها راه این است که دوباره باردار شود. اما برای این کار باید به سراغ همسر سابقش برود و از او درخواست کند، هرچند که این کار آسان نیست…

کارگردان:
حمیدرضا قربانی، که بیشتر به عنوان تدوینگر در سینمای ایران شناخته می‌شود. او پیش از ساختن فیلم «مغز و استخوان»، دو فیلم دیگر به نام‌های «خانه‌ای در خیابان چهل و یکم» و «سه ماهی» را نیز کارگردانی کرده است.

نقد فیلم «مغز و استخوان»:
یکی از بزرگ‌ترین مشکلات سینمای ایران در سال‌های اخیر، ضعف فیلمنامه‌هاست. فیلمنامه‌هایی که نمی‌توانند به خوبی رویدادها را پیش ببرند و فقط با یک داستان ساده و خطی، سعی دارند یک فیلم سینمایی بلند بسازند. این مشکل در مورد فیلم «مغز و استخوان» نیز کاملاً دیده می‌شود. ایده اصلی فیلم، بسیار ساده است و بدون آن‌که گسترش پیدا کند، به یک فیلم بلند تبدیل شده است.

اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً نقد و بررسی فیلم مرتد (Heretic) را بخوانید.

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه نقد و بررسی فیلم لامینور.

برای گسترش دانش خود، به مقاله نقد و بررسی فیلم انفرادی سر بزنید.

مشکل اصلی فیلم از جایی شروع می‌شود که زن باید با همسر سابق خود ارتباط برقرار کند تا از او باردار شود و بتواند از بندناف نوزاد برای درمان پسرش استفاده کند. این موقعیت می‌توانست یک درام اخلاقی جذاب و پرسش‌برانگیز باشد. در چنین درامی، زن و مرد می‌توانستند با گفت‌وگوها و موقعیت‌های مختلف، به درک درستی از شرایط برسند و حتی به بیننده نیز در فهمیدن مسئله کمک کنند. اما در این فیلم، ما شاهد گفت‌وگوهای تکراری و بحث‌های بی‌نتیجه‌ای هستیم که حتی یک چالش فکری هم در آن‌ها ایجاد نمی‌شود.

فیلم مغز و استخوان

وقتی فیلم در پرداخت شخصیت‌ها ناموفق است، یک داستان فرعی دیگر را به ماجرا اضافه می‌کند که پس از چند دقیقه، به قصه‌ی اصلی فیلم تبدیل می‌شود و موضوع اصلی یعنی ماجرای بند ناف و کودک بیمار سرطانی به حاشیه می‌رود! فیلمنامه‌ای که بدون دلیل همه چیز را پیچیده کرده و در عین حال نمی‌تواند گرهی که خودش زده را به هیچ شکلی باز کند یا حتی به شکل درستی به آن بپردازد. داستان همسر سابق زن که در زندان است، جزئیات زیادی دارد و از آنجایی که فیلمساز تصمیم گرفته تمام این جزئیات را وارد داستان کند و بعد آن را رها کند، این بخش تأثیر خود را از دست می‌دهد. به همین خاطر است که بیننده به روشنی هیچ درکی از مجید ندارد و چیزی درباره او نمی‌داند.

مقاله نقد فیلم مورچه خوار منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

(خطر لو رفتن داستان) به همین دلیل است که گفتگوهای اخلاقی فیلم هیچ اثری روی ذهن تماشاگر نمی‌گذارد. به ویژه وقتی به صحنه طولانی و کشدار ملاقات شرعی زن با همسر سابقش در زندان می‌رسیم. صحنه‌ای که از قبل می‌دانیم قرار نیست اتفاق خاصی در آن بیفتد و فیلم هم برخلاف انتظار ما کاری نمی‌کند. اما مشکل اینجاست که فیلم ناگهان مجید را به عنوان یک فرد اخلاق‌مدار به بیننده نشان می‌دهد، در حالی که تا این لحظه هیچ ویژگی از او ندیده‌ایم که چنین پایبندی به اخلاق را در او نشان دهد! چطور یکباره عاشق فداکاری شده؟ چرا باید از خودش گذشتگی نشان دهد؟ و سوالات زیاد دیگری که فیلم پاسخی برای آنها ندارد.

فیلم مغز و استخوان

باید پایان فیلم را هم به این مشکل اضافه کنیم که کاملاً تحت تأثیر موقعیت‌هایی است که فیلمنامه در طول داستان ایجاد کرده است. فیلمنامه‌ای که آنقدر مشکلات گوناگون را در هم می‌تند که در آخر دیگر نمی‌تواند از پسِ باز کردن این گره‌ها بربیاید. و در این شرایط، چه پایانی بهتر از یک پایان باز که تمام داستان‌های فرعی را بدون نتیجه رها کند؟ سرنوشت بچه چه می‌شود؟ همسر فعلی آن زن کجاست؟ آن گروگان بی‌چاره چه شد؟ مجید به کجا می‌رسد؟ هیچ یک از این پرسش‌ها در پایان فیلم پاسخ داده نمی‌شوند و در نهایت، با یک فیلم اجتماعی معمولی روبرو می‌شویم که ایده‌ای ساده داشته اما نمی‌دانسته با این ایده چه کار کند و حاصل آن، فیلمی به نام «مغز و استخوان» شده است.

 
امتیاز: 2 از 10
نویسنده: میثم کریمی

برای مطالعه بیشتر، به نقد و بررسی سریال صد سال تنهایی (One Hundred Years of Solitude) سری سر بزنید.

 
 
نقد ویدیویی فیلم «مغز و استخوان» را در ادامه تماشا کنید:

توصیه می‌کنیم این مطلب نقد و بررسی فیلم عطرآلود را حتماً بخوانید.