نقد و بررسی فیلم «خط باریک قرمز » به کارگردانی فرزاد خوشدست

خط باریک قرمز

فهرست مطالب

این روزها، برخی از فعالان فرهنگی از مشکلات جامعه بهانه‌ای می‌سازند تا کار خود را زیر عنوان «دفاع از حقوق محرومان» یا «بازگویی حقیقت‌های ناگفته» معرفی کنند. اما فعالیت فرهنگی در این زمینه، مانند راه رفتن روی لبه‌ی تیغ است؛ چرا که ممکن است هر لحظه، یک کار فرهنگی به ابزاری برای پیشبرد مقاصد سیاستمداران تبدیل شود.

سازندگان فیلم «خط باریک قرمز» دقیقاً روی همین مرز خطرناک حرکت کرده‌اند و آگاهانه یا ناآگاهانه، اثر خود را به زمینه‌ای برای نمایش قدرت نهادهای بازدارنده‌ای مانند سیستم قضایی تبدیل کرده‌اند. البته طبیعی است که سازندگان فیلم چنین چیزی را نپذیرند. برای درک بهتر این موضوع، باید به چگونگی ساختار داستان فیلم توجه کنیم.

اگر سوالاتی دارید، مقاله نقد و بررسی فیلم حسابدار 2 (The Accountant 2) به شما کمک خواهد کرد.

فیلم «خط باریک قرمز» روایتی دیگر از داستان قدیمی «زندان، زندانی و زندانبان» است. زندان جایی است برای جدا کردن افرادی که قوانین جامعه را رعایت نمی‌کنند تا مانع پیشرفت جامعه شوند. زندانی کسی است که با شکستن قوانین، مجرم شناخته شده و منتظر اجرای حکم خود می‌ماند. زندانبان نیز مسئول حفظ آرامش زندانیان و رسیدگی به نیازهای آنان است.

مقاله نقد و نمرات منتقدان درباره فیلم آمستردام (Amsterdam) حاوی اطلاعات جامعی است.

اگر سوالاتی دارید، مقاله نقد و بررسی فیلم ابلق به شما کمک خواهد کرد.

برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب نقد و نمرات منتقدان به فیلم زن پادشاه (The Woman King) را بخوانید.

اگرچه به نظر می‌رسد کارگردان فیلم بیشتر توجه خود را به «زندانی» معطوف کرده، اما در واقع شخصیت اصلی فیلم، کسی است که به راحتی در برابر دوربین ظاهر نمی‌شود. داستان «خط باریک قرمز» با تصمیم آشکار و پنهان زندانبان شکل می‌گیرد. او به نوجوانان کانون اصلاح و تربیت قول می‌دهد که گروهی از مربیان تئاتر ـ که اتفاقاً بازیگران شناخته‌شده‌ای هستند ـ برای ایجاد شادی و نشاط به زندان می‌آیند تا لحظات سخت پیش از اجرای حکم را که هر ثانیه‌اش به درازی یک سال است، برای آنان آسان‌تر کنند.

برای گسترش دانش خود، مقاله نقد فیلم نگران نباش عزیزم (Don’t Worry Darling) را مطالعه کنید.

اگر به این موضوع علاقه دارید، نقد انیمیشن برادران سوپر ماریو (The Super Mario Bros. Movie) را از دست ندهید.

برای گسترش دانش خود، به مقاله واکنش و نقدهای مثبت منتقدان به «Guardians of the Galaxy Vol. 3» سر بزنید.

اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً نقد و بررسی فیلم مرد آزاد (Free Guy) را بخوانید.

توصیه می‌کنیم این مطلب نقد و بررسی فیلم مرد آبنباتی (Candyman) را حتماً بخوانید.

مقاله نقد و بررسی فیلم خط استوا منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

برای مطالعه بیشتر، به نقد و بررسی فیلم شه سوار سری سر بزنید.

خط باریک قرمز

گروه تئاتر، هر کدام با ایده‌هایی که از تجربه‌های شخصی یا دانش نظری خود گرفته‌اند، وارد محیط کانون اصلاح و تربیت می‌شوند. طبیعتاً اولین برخورد آنها با نوجوانانی که از جامعه جدا افتاده‌اند، همراه با هیجان و احساسات است. اما به تدریج، مربیان بر ترس خود از این نوجوانان — که گاهی محصولات ناساز جامعه خوانده می‌شوند — چیره می‌شوند و رفته‌رفته فرایند آموزش بر پایه «هنر تئاتر» را آغاز می‌کنند.

در اینجا چالش بزرگی پدید می‌آید. آنچه در دانش تئاتری جمع‌آوری شده و آنچه مربیان از تجربه‌های خود به همراه آورده‌اند، در برخوردی غیرمنتظره با هنرجویانی قرار می‌گیرد که مجرم شناخته می‌شوند. این نوجوانان، دانشجوی تئاتر یا علاقه‌مندان به بازیگری نیستند که با شور و اشتیاق از هنرمندان شناخته شده استقبال کنند. آنها پیش از آمدن گروه تئاتر و در روزهای پیش از اجرای حکم، با برچسب «بزهکار» روبرو بوده‌اند و رابطه‌ای سخت با مسئولان کانون و پیش از آن، با قوانین جامعه‌ای طبقاتی داشته‌اند.

با این حال، مربیان نمایش فقط دو منبع در اختیار دارند: تجربه‌های سال‌ها کار هنری که هویت هنری آنها را شکل داده، و تئوری‌های آماده هنر تئاتر که از اندیشمندان این عرصه به جا مانده است. تکیه کردن تنها به این دو منبع، برقراری ارتباط با این نوجوانان را دشوار می‌کند و به همین دلیل، روند آموزش با مشکلاتی روبرو می‌شود. حتی در جایی، یکی از مربیان — بدون توجه به پیامدهای نشان دادن احساسات شدید در برابر نوجوانان آسیب‌دیده — در مقابل هنرجویانش اشک می‌ریزد و واکنشی غیرفعال نشان می‌دهد.

خط باریک قرمز

با این حال، با وجود همه دشواری‌هایی که مربیان تئاتر با آن روبرو هستند، برنامه فرهنگی انگیزشی باید راه خود را تا انتها ادامه دهد. زیرا پیشنهاد فیلمساز به مسئولان زندان، در دسته برنامه‌های تفریحی و سرگرم‌کننده‌ای قرار می‌گیرد که مرکز اصلاح و تربیت از آن استقبال خوبی می‌کند (شاید در این میان، مخالفت‌هایی از سوی مدیریت نیز وجود داشته که در سیستم زندان‌های بازپروری نوجوانانِ محکوم، امری طبیعی به حساب می‌آید). فیلمساز به همراه مربیان تئاتر، برای رسیدن به هدف نهایی، باید روش‌های تازه‌ای را با بازیگران زندانی امتحان کنند. در این مرحله است که نفوذ به دنیای درونی این شخصیت‌ها، فراتر از یک تمرین ساده تئاتر می‌رود. در حقیقت، یک مربی آگاه در تمرین‌های نمایشی خود، بروز احساسات را پایه و اساس کار قرار می‌دهد تا در نهایت، نوجوانانِ محکوم به بازیگران یک نمایش تبدیل شوند.

کارگردان فیلم «خط باریک قرمز» با انتخاب موقعیت‌هایی که به نظر می‌رسد بی‌واسطه، تماشاگر را به زندگی شخصیت‌ها نزدیک می‌کند، تلاش دارد روند آموزش مربیان را به چیزی پیوند بزند که از آن به عنوان «تئاتر درمانی» یاد می‌شود. جدا از این بحث که پیوند روانشناسی و تئاتر، خود از ساخته‌های جدید جامعه‌های سردرگم امروزی برای تولید «انسان مطیع» است و نظریه‌پردازان این حوزهِ پر از شکاف، همواره هشدار داده‌اند که حرکت در این مسیر می‌تواند خطرات جبران‌ناپذیری مانند از بین بردن هویت فرد تحت درمان به همراه داشته باشد، اما باید قبول کرد که نگرش کارگردان فیلم و مربیان تئاتر، در نهایت به پالایش درونی نوجوانان محکوم از طریق برنامه‌های انگیزشی منجر می‌شود.

توصیه می‌شود به مطالعه مقاله نقد و بررسی فیلم بروتالیست (The Brutalist) ادامه دهید.

خط باریک قرمز

آنچه از اصول پایه این تأثیر روانی بر روش‌های تئاتر برمی‌آید، نشان می‌دهد که مواد اولیه‌ای که «تئاتر درمانی» نیاز دارد، به‌طور مستقیم به حضور بی‌واسطه و رو در روی بازیگران در جلسات تمرین وابسته است. این حضور مستقیم، باعث می‌شود احساسات و عواطف پنهان و درونی فرد بروز پیدا کند. در واقع، فرد در طول این تمرینات، نه به عنوان یک بازیگر و نه حتی به عنوان یک سوژه آزمایشی، بلکه به عنوان کسی در نظر گرفته می‌شود که مانند «دهانی پر از فریاد»، به تدریج اعتراض درونی خود را از طریق حرکات بدن نشان می‌دهد. هرچه این فرد تجربه بیشتری پیدا می‌کند، راحت‌تر موانع پیش روی خود را کنار می‌زند؛ تا جایی که حتی مربی تئاتر را هم نادیده می‌گیرد و تنها خودش باقی می‌ماند، با روحی پاک شده از فریادهای درونی‌اش. اما در فیلم «خط باریک قرمز»، این روند با موانعی روبرو می‌شود که پالایش روحی بازیگر را غیرممکن می‌سازد و در نهایت، پروژه شاد و درمانگر «تئاتر درمانی» که به درخواست زندانبان شروع شده بود، به بهانه‌ای برای ساخت یک فیلم مستند پرکشش تبدیل می‌شود.

توصیه می‌شود به مطالعه مقاله اولین نقدها و واکنش ها به لایو- اکشن How to Train Your Dragon؛ یک دنباله اضافی! ادامه دهید.

در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره نقد و بررسی سریال نیوکمپ بیابید.

اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در نقد و بررسی فیلم رنفیلد (Renfield) پیدا کنید.

انتخاب‌های کارگردان فیلم «خط باریک قرمز» برای خلق موقعیت‌های سینمایی مورد نظرش، اولین مانع محسوب می‌شود. او برای ساختن یک فیلم مستند به کانون اصلاح و تربیت می‌آید و طبیعی است که برای ایجاد موقعیت‌های مورد نیاز فیلمش، به‌طور آشکار در نحوه برخورد مربی با نوجوانان زندانی دخالت می‌کند. حضور او در کنار نوجوانان محکوم و مربیان تئاتر، به عنوان یک مستندساز است که بر دخالت هنرمندانه خود در ساخت فیلم تأکید دارد و سعی می‌کند بیان تصویری اثرش را به یک «مستند داستان‌گونه» نزدیک کند (اگرچه تعریف دقیقی از این نوع مستند وجود ندارد، اما برای روشن شدن بحث مجبوریم این عبارت را بپذیریم). در نتیجه، در اینجا بازیگر-محکوم در مراحل اولیه پذیرش این هدیه تازه از سوی زندانبان، می‌داند که حرکاتش زیر نظر یک کارگردان آگاه است. از سوی دیگر، مربی تئاتر نیز در برخورد با بازیگرانش، با هنرجویانی روبرو می‌شود که تا به حال مانند آن‌ها را در هیچ آموزشگاه هنری ندیده است. اما او ناچار است از روش‌های از پیش تعیین‌شده‌ای استفاده کند که «دانش و تجربه تئاتری» به او آموخته است. در این میان، مهمتر از همه، نوجوان محکوم است که در برابر این ناظران آگاه، فقط می‌تواند بخش کوچکی از هیجانات درونی خود را به حرکات نمایشی تبدیل کند. زیرا او در برابر بازیگر شناخته‌شده سینما و دستورهای انگیزشی‌اش، نمی‌تواند از پوسته ظاهری شخصیت خود خارج شود و رفتار تئاتری مورد انتظار مربی را اجرا کند. (شاید حضور بازیگران مشهور در فرآیند «تئاتر درمانی» به درخواست تهیه‌کننده فیلم بوده که نمی‌توانسته تفاوت بین آموزش تئاتر در یک «آموزشگاه هنری» و آموزش به نوجوانان محکوم در «کانون اصلاح و تربیت» را تشخیص دهد.)

خط باریک قرمز

به هر حال، این سه عامل بازدارنده که مانند زندانبانی در لباس مبدل هستند تا برای مدت کوتاهی به زندانیان امید بدهند، فقط برای ساختن یک فیلم مستند جذاب استفاده شده‌اند و نه برای طراحی یک فرآیند آزمایشگاهی به نام «تئاتر درمانی» تا صدای نوجوانان آسیب‌دیده از شرایط اجتماعی را بلند کنند.
بنابراین، اگر جایگاهی بالاتر از یک مستند برای این اثر در نظر بگیریم، در واقع راه نقد و بیان نظراتی که ممکن است برخلاف نظر سازندگان فیلم «خط باریک قرمز» باشد، می‌بندیم. (اینکه ساخت این فیلم باعث نجات یک نوجوان از حکم اعدام شده و حتی تقدیر پلیس را به دنبال داشته، نکته‌ای قابل تأمل است، اما ارتباطی به تحلیل اصلی این نوشته ندارد. در اینجا تمرکز بر بررسی کارگردان براساس قواعد ساختاری فیلم و توجه او به یک موضوع مهم است).
در نتیجه، در شرایط امروز جامعه ایران، آثاری مانند «خط باریک قرمز» هم‌راستا با رویکرد سریع دستگاه قضایی در صدور احکام اعدام حرکت می‌کنند. پس بعید به نظر می‌رسد که ظاهر جذاب فیلم و تبلیغات مربوط به آن، بتوانند به چنین «جایگزین‌های فرهنگی» ویژگی انتقادی واقعی ببخشند.

برای مطالعه بیشتر، به نقد و بررسی سریال نه غریبه کامل (Nine Perfect Strangers) سری سر بزنید.

مقاله نقد و بررسی فیلم دره (The Gorge) حاوی اطلاعات جامعی است.

 
منتقد: محمدعلی افتخاری
این مطلب به صورت اختصاصی برای سایت «مووی مگ» نوشته شده است. کپی‌برداری از آن تنها با ذکر دقیق منبع و اشاره به سایت مووی‌مگ مجاز است و در غیر این صورت، پیگرد قانونی خواهد داشت.
به خانواده بزرگ جامعه مجازی مووی‌مگ بپیوندید.